درعوض همه نداشته هایمان
گاهی عزیزانی داریم که به یک
دنیا نداشتنِ بعضی چیزهای دیگر
می ارزند...
خودشان ،رفاقتشان
مرامشان،وجودشان
خدایابه خاطر داشتنشان ممنون🌹🍃
صبحتون بخیــــــــر و سرشار از آرامش
╭┅───☆•°💙°•☆───┅╮
🦋 @setaresho7 🦋
╰┅───☆•°💙°•☆───┅╯
#داستان
ابراهیم بار ها گفته بود: اگر پدرم بچه های خوبی تربیت کرد. به خاطر سختی هایی بود که برای رزق حلال می کشید.😇
هر زمان هم که از کودکی خودش یاد می کرد می گفت: پدرم با من حفظ قرآن را کار می کرد. همیشه مرا با خودش به مسجد می برد. بیشتر وقت ها به مسجد آیت الله نوری پایین چهار راه سرچشمه می رفتیم.🥰
آن جا هیئت حضرت علی اصغر (علیه السلام) برپا بود. پدرم افتخار خادمی آن هیئت را داشت.
یادم هست که در همان سال های پایانی دبستان، ابراهیم کاری کرد که پدر عصبانی شد و گفت: ابراهیم برو بیرون و تا شب هم برنگرد.
ابراهیم تا شب به خانه نیامد. همه خانواده ناراحت بودند که برای ناهار چه کرده. اما روی حرف پدر حرفی نمی زدند.
شب بود که ابراهیم برگشت. با ادب به همه سلام کرد. بلافاصله سؤال کردم: ناهار چیکار کردی داداش؟! پدر درحالی که هنوز ناراحت نشان می داد اما منتظر جواب ابراهیم بود.
ابراهیم خیلی آهسته گفت:
تو کوچه راه می رفتم، دیدم یه پیرزن کلی وسائل خریده، نمی دونه چیکار کنه و چطوری بره خونه. من هم رفتم کمک کردم. وسایلش را تا منزلش بردم. پیرزن هم کلی تشکر کرد و سکه پنج ریالی به من داد.
نمی خواستم قبول کنم ولی خیلی اصرار کرد. من هم مطمئن بودم این پول حلاله، چون براش زحمت کشیده بودم. ظهر با همان پول نان خریدم و خوردم.
پدر وقتی ماجرا را شنید لبخندی از رضایت بر لبانش نقش بست. خوشحال بود که پسرش درس پدر را خوب فراگرفته و به روزی حلال اهمیت می دهد.
دوستی پدر با ابراهیم از رابطه پدر و پسر فراتر بود. محبتی عجیب بین آن دو برقرار بود که ثمره آن در رشد شخصیتی این پسر مشخص بود. اما این رابطه دوستانه زیاد طولانی نشد!
ابراهیم نوجوان بود که طعم خوش حمایت های پدر را از دست داد. در یک غروب غم انگیز سایه سنگین یتیمی را بر سرش احساس کرد. از آن پس مانند مردان بزرگ به زندگی ادامه داد.
خاطراتی از کتاب" سلام بر ابراهیم"
ᘜ#رفیق_خدایی
╭┅───☆•°💙°•☆───┅╮
🦋 @setaresho7 🦋
╰┅───☆•°💙°•☆───┅╯
علی ظهریبان دوره جاهلیت.mp3
زمان:
حجم:
18.3M
┈┅ ❁ـ﷽ـ❁ ┅┈
🟢ماجرای سفر در زمانِ آقای ظهریبان به ۱۴۰۰ سال پیش😉
🟡اون عرب جاهل به آقای ظهریبان گفت: دختر ها به هیچ دردی نمیخورن 🤯 دختر نمیتونن بیل دستشون بگیرن کار کنن، دختر ها نمیتونن با شمشیر⚔️ بجنگن
#پیامبر_مهربانیها
#حضرت_محمد
#قسمت_اول
╭┅───☆•°💙°•☆───┅╮
🦋 @setaresho7 🦋
╰┅───☆•°💙°•☆───┅╯
⊹🌧⊹
#سلام_امام_زمانم
❜❜↲به امید سپیده ی سبزی که در پرتو ظهورتان چشم بگشاییم و زمین را آیینه بارانِ لبخند ببینیم♥️ ❛❛
‹ 🕊›↝ #امام_زمان
╭┅───☆•°💙°•☆───┅╮
🦋 @setaresho7 🦋
╰┅───☆•°💙°•☆───┅╯
#تست_هوش
💎 آن چه پرنده ای است
💎 که شش حرف دارد
💎 سه حرف اولش
💎 نام یک پرنده دیگر است
💎 و سه حرف دومش
💎 یکی از رنگ هاست ؟!!
╭┅───☆•°💙°•☆───┅╮
🦋 @setaresho7 🦋
╰┅───☆•°💙°•☆───┅╯
یکی از مشکلات دوران تحصیل اینه
که وقتی گرسنت می شه نمی تونی درس بخونی
وقتی هم که سیر می شی نمی تونی درس بخونی
ولی مشکل اصلی تر اینه که حد وسط نداره
یا گرسنه ای یا سیر😂🤦🏻♀️✨
#بخندیم
╭┅───☆•°💙°•☆───┅╮
🦋 @setaresho7 🦋
╰┅───☆•°💙°•☆───┅╯
عزیزانی که در مسابقه میلاد امام علی ع تولید محتوا کرده بودند لطفا پیوی ادمین پیام بگذارید و شماره موبایل اعتباری بگذارید تا هدیه هاشون واریز بشه
✌️
@admin7aaseman
شرمنده که بخاطر شرایطی که پیش اومد
هدیه ها به تعویق افتاد 🌹
سید محمدصالح رضوی
رقیه سادات اکرمی و سید محمدرضا اکرمی
علی ریحانی و عسل ریحانی
محمدصادق مروی
ریحانه نمدی
فرشته بساقی
زهرا گلزار
لبه دیوار که راه میری حواست هست نیفتی!
هر لحظه که به کاری مشغولیم
یا داریم بهشت آباد میکنیم
یا جهنم رو با تنوع جیز دادن بیشتر🙈🥲
حالا لبه دیوار که راه میری اگر به یک
طنابی محکم متصل باشی!
قطعا کارت راحت تره
قطعا دلت قرص تره
قطعا پشتت گرمه!
اون طناب چیه؟!
سیم اتصال ما به خدا و اهل بیت
جنسش از چیه؟!
خود خدا میفرماید
صبر و نماز
صبر چه شکلیه؟!
اینطوریه که میدونی داری سخت میری جلو
و کارت هم سخته اما این سختی مسیر
برات شیرینه چون انتهاش رو آگاهی...
میدونی
اگر حواستم پرت بشه و در حال
افتادن باشی طنابت به خدا متصله
میکشه تو رو بالا
اما
دیگه اگر خودتو دوست داری بدون که
سر هر افتادنی حتی اگر به طناب وصل باشی...
چون کشیده میشی
چون بدنت میخوره به اینور و اونور
خلاصه زخم و زیلی میشی!
چیکار کنم زخم هام خوب بشه؟!
خدا میفرماید
استغفار کن!
اونوقت یه جوری خوبت میکنم که انگار اصلا زخمی نشدی🥲
حتی گاهی جوری خوبت میکنم از قبل هم بهتر🥺
#دلانه
╭┅───☆•°💙°•☆───┅╮
🦋 @setaresho7 🦋
╰┅───☆•°💙°•☆───┅╯