🔺 مبارزه با دشمن درونی
🔹 حکيم سعدی در مسئلهی مبارزه با نفس اين چنين میفرماید:
"تو با دشمن نفس هم خانهای"
🔷 یعنی يک موجودی که اسمش نفس است و با تو در درونت همسايه است.
"چه در بندِ پيکار بیگانهای"
🔷 اين دشمنِ نفس یعنی شما در خانهی دل، همسایهی دشمن خودت هستی!؛ بنابراين چه کار داری که آیا بیگانهای دشمن تو هستند يا نه! و با تو چه خواهند کرد؟!
از همه جا واجبتر درون خودت است.
"عنان باز پيچان نفس از حرام
به مردی ز رستم گذشتند و سام"
در داستانها میخوانیم که در تاريخ يک رستم و سام و اسفندیاری بودهاند، اما اگر میخواهی مرد را بشناسی اینها را نخوان؛ زيرا مردان آنهایی هستند که نفسِ خود را از حرام جلوگيری و مهار میکنند و به جاهایی که نبايد دست بزنند دست درازی نمیکنند.
"تو خود را چو کودک ادب کن به چوب"
همانطور که وقتی میخواهی بچهی خود يا ديگری را ادب کنی ناچاری که يک چوبی را در کنار خودت بگذاری، با خودت هم همين کارها را انجام بده.
"به گرز گران مغز مردم مکوب"
نبايد خيال کنی که اگر رستم شوی و يک گرزی داشته باشی و يا وزنه بردار شوی، میتوانی آن را به سر دشمن بزنی، اين هنر نيست!.
هنر تو اين است که مانند تربيت کودک، بچهی درونت را که خودت هستی تربيت بکنی؛ یعنی جنبهی عقلانی تو، جنبهی نفسانی تو را تربيت بکند.
✅ مرحوم آیت الله سید ابراهیم خسروشاهی
@seyedololama
🔺 لزوم مجاهده در راه خدای متعال
🔹 انسان باید زحمت بکشد تا تاریکیهایی که در بچگی، به خاطر خانواده و دبستان و اینها برایش پیدا شده، آنها را از خودش دور کند و بینشهای اصیل انسانی را که زیرِ گرد و غبار از کار افتاده، برگرداند و زندهاش بکند؛ این زحمت همان مجاهده است.
مجاهده این است که انسان مطلبی را که خوب فهمیده و با فکر درک کرده، در درونش به صورت ثابت و همیشگی درآورد تا هیچگاه از آن غفلت نکند. اگر درس میخواند، اگر درس میگوید، ماشین سوار است، غذا میخورد، حرف میزند، در این مواقع نگذارد که آن مطلب از خاطرش دور شود و نگهداریاش کند. یک مقداری که این مجاهده را انجام داد؛ آنوقت او روشن میشود. یک دفعه، مثل چراغی که فتیلهاش گیر کرده بود، حالا گیرش رفع میشود و بالا میآید.
آنوقت آدم ﻫﻤﻪی اینها را به روشنی میبیند و ﻳﻚ بویی اﺯ "ما رأیتُ شیئاً الّا و قد رأیتُ الله [ قبله و بعده و معه]" میبرد.
آنوقت رمز خلقت خودش را هم میفهمد. میفهمد که یک موجود بسیار ارزشمندی است که قیمت دارد و او را برای مسائل همیشگی و ابدی و پایدار و جاویدان آفریدهاند. این است که در تمام این مشکلات، دیگر استقامت پیدا میکند. چون دیگر چراغش روشن است و تاریکی ندارد. وقتی آدم چراغش روشن است، در غار و گردنه و درّه و همهجا، یک هدایتی همراهش است. یک بینشی همراهش است...
✅ مرحوم آیت الله سید ابراهیم خسروشاهی
@seyedololama
🔺 ذکر دعای سفارش شده از مرحوم آیت الله سید ابراهیم خسروشاهی به نقل از مرحوم امام خمینی که به شاگردان خویش به جهت دفع بلا و مصیبت توصیه میفرمودند:
عصر و غروب جمعه، به نیابت از تمام شیعیان عالم
ده مرتبه:
اللهمَّ صلِّ علی محمّدٍ و آلِ محمّدٍ وَ ادْفَعْ عَنَّا البَلاءَ المُبْرَمَ مِن السَّماءِ إنَّكَ عَلى کُلِّ شَئٍ قَدِیرٌ
خدایا صلوات فرست بر محمد و آل محمد و دفع بنما از ما بلائی را که حتمی شده است از آسمان، همانا تو بر هر امری قادر و توانائی
التماس دعا
@seyedololama
🔺 اثرات تقوا و اهمیت صبر
🔹 آنکسانیکه با برنامههای عبادیای همچون روزه از حال کودکی خارج شوند، با تقوی میشوند، یعنی ملتفت میشوند که چه فکر بکنند، چه بیاندیشند، چگونه خود را بسازند، چگونه رفتار و کردار خانوادگی و شهروندی، هموطنی، هممیهنی، تمدنی و اینگونه کارهایشان را با تقوی درست کنند. یعنی با ملاحظه، با صلاحدید متقی یعنی پرهیزگار از ناشایست.
مشکلترین کار بشر رفعِ فکر ناشایست است که حاکم بر تمدنش است، حاکم بر زندگی و قوانینش است، بر حکومتهاست، بر مجالس شوراهاست. همهی این مشکلات را این مسائل درست میکند و هدایت خدا و راه و رسم زندگی را به انسان میآموزاند.
و از رذائلی که کودکی در ما رسوب داده بیصبری است، نداشتن صبر است، که مثلاً چیزی که فوری مورد توجه من قرار گرفت، یالا باید بشود. به هر جوری شد، ولو با کتککاری با مادر مهربان شده، با پدر شده، ولو شلوغ کردن در مملکت شده، به هم زدن امنیت شده؛ نداشتن صبر و تحمل، همهی این کارها را میکند. هر چیزی که آدم به سود حیوانیتش یافت، دنبالش را بگیرد. به هرکجا کشید، کشید!. گاهی شده که سر یک مسائل ارثی، خانواده چاقوکشی کردهاند، قتل شده!. چرا؟ چون که نتوانستهاند تحمل کنند!.
✅ مرحوم آیت الله سید ابراهیم خسروشاهی
@seyedololama
سیدالعلماء
🔺 ... ممکن است افرادی که به محضر علمای خراسان مشرف شده و کمالاتی از آن سروران دیده باشند و نیز نقل تشرف بعضی از آنان را به محضر امام عصر ارواحنا له الفداء را شنیده باشند، باور نکنند که ممکن است این اعاظم در اینگونه مسائل دچار اشتباه شده باشند؛ ولی باید بدانند که طبق روایت اختلاف جناب ابن ابی عمیر با جناب هشام، این عوارض بشریت به غیر معصوم عارض خواهد شد و شاهد این عرض داستانی است که در همین نزدیکیها یعنی در عصر قاجار واقع شده: یکی از علمای فارغ التحصیل از نجف اشرف در بازگشت به ایران، در حوالی تهران به شغل روحانیت و اقامهی جماعت اشتغال داشته و بسیار مرد پاکدل و صادقی بوده است. یکوقت به مناسبتی متذکر میشود که چرا در رشته علوم اعتقادی و عقلی مانند رشتهی فقه و اصول تخصصی ندارد و این کمبود را حتماً باید جبران کند.
این بود که حسب الوظیفه به تنهایی و بدون آشنایی به سوی تهران حرکت میکند و در این شهر، سرگردان میگردد ولی ناگاه شخص ناآشنایی به او میرسد و او را به مدرسه و به مدرس معقول و به کتاب شفا و به هر چه که لازم داشته هدایت میکند و هر مشکلی پیش میآید با ملاقاتی آن را حل مینماید. از او میپرسد که جریان شما چیست، میگوید ما از ناحیهی مقدسه مأموریم امثال شماها را یاری رسانیم. این داستان را در رسالهی الکلام یجر الکلام مرحوم آیت الله سید احمد شبیری زنجانی و جناب آقای آیت الله شبیری از مراجع قم میتوان ملاحظه کرد و نیز مرحوم آیت الله شیخ مرتضی حائری یزدی، شفاهاً نقل میکرد.
🖊 قسمتی از مقاله: مکتب تفکیک دستخوش
تفکیکی دیگر تألیف مرحوم آیت الله سید ابراهیم خسروشاهی
✅ مرحوم آیت الله سید ابراهیم خسروشاهی
@seyedololama
سیدالعلماء
📆 سالروز وفات مرحوم آیت الله شیخ محمّدتقی آملی (۲۹ #شوال ۱۳۹۱ق= ۲۷ #آذر ۱۳۵۰ش)
🔺تمجید از #حکمت_متعالیه
مرحوم آیت الله حاج شیخ غلامرضا یزدی که از معاصرین بود در قم چند روزی بحث تفسیری را شروع کرده بود و به مناسبتی از مرحوم ملاصدرا سخن به میان آمد، ایشان صریحا فرموده بود: ملاصدرا را حتی یک فیلسوف نباید گفت. امام خمینی قده در اثناء درس فرموده بود: ملاصدرا و ما ادراک (ما یا من) ملاصدرا؟
🖋 ... اصل ابتکار و دقت علمی ملاصدرا به حدی است که مدرسینی مانند مرحوم علامهی #رفیعی_قزوینی و مرحوم آیتالله شیخ محمد تقی #آملی و دیگران نتوانستهاند از ظرافت و دقت و باریکی آن جز اظهار عجز و بیان صعوبت سخنی بگویند ولی قراین و شواهد حاکی از صعوبت افهام و ابرام آن است. مرحوم محقق #آملی در مقدمهی حاشیه بر #منظومه میفرماید: «فانی مع قلة البضاعة و تشتت الحال و کثرة الاشتغال صرفت بعض اوقاتی حین دراستی شرح المنظومة فی الحکمة المتعالیة الذی لم یأت فی المصنفات المتقدمین و المتأخرین مثله فی جمعه المشارب و تدقیقه و تحقیقه و لله درّ مصنفه و علیه سبحانه اجره. فاستخرتُ الله فی الشروع من ابتدائه سائلاً منه التوفیق للانتهاء الی ما ابتدأتُ منه راجیاً منه الاجابة...» میفرماید دورهی اول را که از مقصد ثانی شروع کرده بودم، به پایان رسانیده سپس با #استخاره از حق تعالی از ابتدا شروع کردم در حالیکه توفیق انتهای آن را از وی میطلبم.
آیا این قراین را میشود نادیده گرفت...
🖊 مقاله: "مکتب تفکیک دستخوش تفکیکی دیگر" تألیف مرحوم آیت الله سید ابراهیم خسروشاهی
@seyedololama
🔻 قساوت قلب
🔺 بزرگان اهل معرفت گفتهاند که:
"در زمین دیگران خانه مکن
کار خود کن کار بیگانه مکن"
یعنی هر چه که تو در دنیا زحمت بکشی و به هر جایی که برسی، اگر آن چیز باقی بماند، دیگر مال تو نیست. تو آن را میگذاری و میروی. حالا فرض کنید ما آمدیم و آنقدر وسعت پول و مال و گنجینه پیدا کردیم که یک شهر ساختیم- مثلاً یک شهر قزوین یا یک شهر رشت را اصلاً ساختیم- خانههایش را اجاره دادیم، آبهایش را برای کشاورزی به کار گرفتیم، فرودگاه برایش ساختیم، بعد هم آنطرف در دریا کشتی برای ما کار میکرد. خوب دیگر از اینها که بالاتر نیست.
حالا آن موقعی که داری میمیری تو با آن آدمی که اصلاً هیچی ندارد و دارد میمیرد یکسان هستی!. خوب این را حساب کن.
🔹 این حسابِ به این روشنی را هیچ کس نمیکند. چرا؟! چون از بس فکر متوجه به این امور و مسائل زندگی میشود که انسان دیگر انرژیای برایش نمیماند که فکر کند. اگر هم در یک مجلسی به او بگویند و پیشنهاد بدهند که بیا بنشینیم و فکر کنیم، نمیآید و اگر خیلی با ادب باشد، عذر میخواهد و میگذارد و میرود.
✅ مرحوم آیت الله سید ابراهیم خسروشاهی
@seyedololama
سیدالعلماء
🔻 قساوت قلب 🔺 بزرگان اهل معرفت گفتهاند که: "در زمین دیگران خانه مکن کار خود کن کار بیگانه مکن" یعن
🔺 علامه شعرانی در کتاب راه سعادت صفحه ۱۴۰ مینویسد:
«فرید وجدی در بعض کتب خود گفته است: طبیعیین از غایت دقت در صنع از صانع فرو ماندهاند.»
"فرید وجدی" از دانشمندان مصری است که یک دائرة المعارف چند جلدی نوشته است. او گفته که این مردمان دنیاپرست و طبیعی یعنی مردم روز در دنیا، تمدنها، اروپاییها همه و همه اینها از بس در صنع یعنی در مخلوقات در نفت، گاز، اتم، ماشین، رفتن با موشک به آسمان، در تمام این چیزهایی که آخرش دست انسان را خالی میگذارد و از دنیا میرود و هدف خلقت را از انسان میگیرد، آنقدر دقت میکنند، آنقدر طراحی میکنند، آنقدر درس قرار میدهند، آنقدر معلم و متخصص میسازند، تا همهی ممالک اسلامی و غیر اسلامی اینها دستشان از قرآنشان کوتاه شود. چرا؟ برای اینکه وقتی برنامه از این مسائل مادی پُر شد، دیگر جایی برای این مسائل معنوی نمیماند. اگر هم بماند برای خاطر این است که میگویند: اگر فلان آیه را بپرسند جواب بدهد، سه تا سکه طلا به او میدهند! یا یک مسافرت سوریه به او میدهند و فلان!.
🔹 ما نمیگوییم اینها نباشد. آنها برای جلب خاطر شاید به جا باشد. ما چیزی را بیخودی نمیخواهیم ردّ کنیم. میخواهیم بگوییم که قلب مرکز گرفتاری مسلمانهاست. [شیاطین] اینها را از راه قلب و دل، کلاه سرشان میگذارند و آنها یک چیزهایی نشان میدهند و انسانها را فریب میدهند.
✅ مرحوم آیت الله سید ابراهیم خسروشاهی
@seyedololama
سیدالعلماء
این موضوع قساوت قلب و موضوع بیاعتنایی به کتاب خدا- نعوذبالله- و حتی بیاعتنایی به نماز، بیاعتنایی به اذان و اقامه و اینطور چیزها از اینجا سرچشمه میگیرد.
علامه شعرانی میفرمایند: «مؤلف گوید هر چند بر مطلبی دلیل قوی و روشن موجود باشد، تا کسی به آن توجه نکند و در آن دقت ننماید نتیجهای از آن نمیگیرد.»
پس اینکه یک مطلبی صد در صد روشن و ثابت باشد، کافی نیست. چند درصدی هم باید #توجه همراهش باشد تا انسان یک نتیجهای بگیرد.
«مردم سادهلوح اعتراض میکنند که این همه حکما و دانشمندان چرا دهری شدند»
خوب ما میبینیم که بعضی حکما و مخترعین و مکتشفین هستند، مثلاً وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی هستند، فرض کنید که وزیر علوم عالی هستند در ممالک دیگر که اینها همه دست پروردهی فرهنگها هستند دیگر، یک عمری تلاش کرده و دارای مدارج عالی شدهاند. چطور اینها دهری هستند و هیچ اصلاً دین ندارند؟!
«مردم سادهلوح اعتراض میکنند که این همه حکما و دانشمندان چرا دهری شدند و گفتار انبیاء را نپذیرفتند و ایمان نیاوردند و چرا این مذهب باطل از اول جهان تا امروز باقی است و این همه کوشش پیغمبران و علمای دین و کتب آسمانی و ادلهی حکمای الهی آنها را قانع نکرده و این مذهب باطل را بر نیانداخته است؟ یا گویند: بسیاری مردم که در عهد پیغمبر صلی الله علیه وآله وسلم بودند و معجزات او را دیدند و کلام او را شنیدند، باز به او ایمان نیاوردند؟ خداوند جواب این شبهات را در آیات فوق بیان فرموده است»...؛ «إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ خَتَمَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَ عَلَى سَمْعِهِمْ وَ عَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ» (بقره : ۶-۷)؛ خداوند جواب این شبهات را در آیات فوق بیان کرده که این مردم غافلند و عادت به توجه در دلیل نکردهاند، گوئی بر چشم پرده آویخته. اگر یک پردهی ضخیمی جلوی هر بینندهای که در کمال سلامت چشم هست، بیندازند دیگر او آن طرف را نمیبیند. و دلهایشان را زنگ گرفته، نمیتوانند توجه کنند تا بفهمند. و این بهترین تعبیر است از مرض دل. مرض دل یعنی این. یعنی انسان دچار نوعی بیماری شود که آنقدر توجه به یک نقطههای مخصوصی بکند که برای این توجه به جاهای دیگر اصلاً فرصت سر برگرداندن ندارد که نگاه کند، ببیند کسی که صدایش میکند، کیست. و این تجربه میشود. حالا اگر به کسی بگویند که آقا! الآن دو نفر مأمور تو را میگیرند! او پا به فرار میگذارد. حالا که پا به فرار گذاشت، آیا اصلاً برمیگردد پشت سرش را ببیند؟ نه. اصلاً از ترسش پشت سرش را نگاه نمیکند. این ترس، این بیماری را برای او میآورد که گاهی در چاه میافتد و نمیفهمد! در جوی آب میافتد و نمیفهمد! یا سرش میخورد به دیوار و نمیفهمد! چون دیگر یک موضوع مهمی در مغز و فکرش جا کرده.
✅ مرحوم آیت الله سید ابراهیم خسروشاهی
@seyedololama