eitaa logo
کانال سید حسین کشفی
1.3هزار دنبال‌کننده
227 عکس
83 ویدیو
199 فایل
🔸یادداشت هایی با رویکرد دینی از سید حسین کشفی 🔹محصّل و مدرّس حوزه علمیه قم ارتباط با ادمین: @s_h_kashfi 🔻کانال دروس رجال و حدیث: https://eitaa.com/hadiskhani_kashfi
مشاهده در ایتا
دانلود
⚡️جدیدترین تصویر منتشر شده از مرجع اعلی جهان تشیع حضرت آیت الله العظمی سید علی سیستانی (دام ظله) 📆 عید سعید غدیر ۱۴۴۴ ق ۱۶ تیر ۱۴۰۲ ش @seyyed_hossein_kashfi
⚡️تاریخ ولادت امام کاظم ( سلام الله علیه) 🔻نظر آیة الله العظمی شبیری زنجانی در مورد سالروز ولادت با سعادت حضرت امام موسی کاظم (علیه السلام): 🔹باسمه تعالی ولادت با سعادت امام هفتم موسی بن جعفر (علیهماالسلام) مانند ولادت سایر معصومین مورد اختلاف است، در نتیجه اظهار نظر قطعی ممكن نيست. ليكن با در نظر گرفتن پاره ای از قراین ولادت آن حضرت در ماه ذی الحجه ارجح می باشد، بنابراین اگر روزی از روزهای ثلث اخیر این ماه یا بیستم آن _ که در حدود زمان ولادت است _ به عنوان بزرگداشت انتخاب شود وظیفه تعظیم شعائر عملی خواهد شد. سید موسی شبیری زنجانی @seyyed_hossein_kashfi
9.83M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
‍ ⚡️توصیه آیت الله العظمی وحید خراسانی به خطبا 🔻در طی دیدار با آیت الله العظمی وحید خراسانی در سال ۱۳۹۶ ، از معظم له درخواست کردم تا در آستانه ماه محرم توصیه ای برای اهل منبر داشته باشند، فرمودند: 🔹مهم دو کلمه است: یکی ، دوم ؛ این دو کلمه را فراموش نکنید. خداوند در آیه کریمه قرآن می فرماید: وَ مَنْ أَحْسَنُ قَوْلاً مِمَّنْ دَعا إِلَى اللَّهِ دعوت به خدا، احسن الاقوال است، از طرف دیگر، باب الله هم ولی عصر سلام الله علیه است. هر روز هم قرائت قرآن را ترک نکنید و به امام زمان هدیه کنید ، او کمکتان می کند. 📆 ۲۷ شهریور ۱۳۹۶، بیت مرحوم آیت الله العظمی علوی گرگانی @seyyed_hossein_kashfi
1401050601.mp3
50.51M
بخش اول | سخنرانی مجلس روضه هفتگی پنجشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۱ | ۲۸ ذی الحجه ۱۴۴۳ سخنران : حجةالاسلام سید حسین کشفی 🔰هیئت سید الشهداء (علیه السلام) 🆔 @Sayyed_al_shohada_1433
کانال سید حسین کشفی
بخش اول | سخنرانی مجلس روضه هفتگی پنجشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۱ | ۲۸ ذی الحجه ۱۴۴۳ سخنران : حجةالاسلام س
🔺پیشواز محرم/ موضوع سخنرانی: اهمیت عزاداری بر حضرت سیدالشهداء در سیره اهل بیت علیهم السلام
⚡️ نامگذاری شب و روز اول محرم به نام حضرت مسلم بن عقیل 🔻 رسم شیعیان است که هر شب از شب های دهه اول محرم را برای یکی از اصحاب و اهل بیت امام حسین علیه السلام عزاداری می کنند. 🔹 این که این سنت از چه زمانی وارد جامعه شیعه شده نیازمند تحقیق مبسوطی است. بعضی گفته اند این رسم برای بعد از صفویه است. بعضی دیگر هم نظرشان آن است که نام‌گذاری شب‌های محرم به طور تعینی و با گذشت زمان صورت گرفته است و واضع خاصی ندارد. 🔸با این حال حقیر احتمال می دهم در خصوص روز اول محرم _ که اختصاص به حضرت مسلم بن عقیل دارد _ این رسم در قرن چهارم هم وجود داشته است. ◾️شاهدم بر این مدعی نیز آن است که شیخ صدوق (م۳۸۱ق) در کتاب امالی روایت معروف درباره محبت رسول خدا به جناب عقیل بن ابی طالب و فرزندش حضرت مسلم بن عقیل را در مجلس ۲۷ به تاریخ روز جمعه اول محرم سال ۳۶۸ق نقل کرده است. ⬅️ متن کامل روایت: عَنِ اِبْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: قَالَ عَلِيٌّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ لِرَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ يَا رَسُولَ اَللَّهِ إِنَّكَ لَتُحِبُّ عَقِيلاً قَالَ إِي وَ اَللَّهِ إِنِّي لَأُحِبُّهُ حُبَّيْنِ حُبّاً لَهُ وَ حُبّاً لِحُبِّ أَبِي طَالِبٍ لَهُ وَ إِنَّ وَلَدَهُ لَمَقْتُولٌ فِي مَحَبَّةِ وَلَدِكَ فَتَدْمَعُ عَلَيْهِ عُيُونُ اَلْمُؤْمِنِينَ وَ تُصَلِّي عَلَيْهِ اَلْمَلاَئِكَةُ اَلْمُقَرَّبُونَ ثُمَّ بَكَى رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ حَتَّى جَرَتْ دُمُوعُهُ عَلَى صَدْرِهِ ثُمَّ قَالَ إِلَى اَللَّهِ أَشْكُو مَا تَلْقَى عِتْرَتِي مِنْ بَعْدِي ترجمه (کمره ای): على «عليه السّلام» به رسول خدا «صلّى اللّه عليه و آله» فرمود شما عقيل را خيلى دوست داريد، فرمود آرى بخدا دو محبت باو دارم يكى براى خوبى خودش و يكى براى آنكه ابو طالب دوستش مى‌داشت و فرزندش بخاطر دوستى فرزندت كشته خواهد شد و ديده مؤمنان بر او اشك ريزد و فرشتگان مقرب بر او صلوات فرستند سپس رسول خدا «صلّى اللّه عليه و آله» گريست تا اشكهايش بر سينه‌اش روان شد سپس فرمود بخدا شكايت برم از آنچه خاندانم پس از من برخورند. 📚 الامالی للصدوق ، ص۱۲۸. @seyyed_hossein_kashfi
⚡️راز حجره مدرسه حسن خان 🔻مرحوم آیت الله العظمی علوی گرگانی 🔹حضرت حاج آقا [آیت الله حاج سید سجاد علوی] نقل می فرمودند از آقای آسید محمدعلی اشرفی که مدرسه حسن خان بود در کربلا که طرز وقفش این نحو بود که طلاب زواری که از نجف می آیند مقدم به سکونت از طلاب داخله [هستند]. روی این اصل طلبه‎های زوّار را در اطاقها جا می دادند به استثناء یک اطاق که هیچ کس در آن سکونت نمی کرد مگر آنکه یا دیوانه [می شد] و یا میمیرد، تا این که در یکی از ایّام طلبه ای  جا خواست و محلّی نبود جز همان اطاق. رفت نزد متوّلی درخواست محلّ نمود و در پاسخ جواب منفی [ بود[ به استثناء همان موضع! مطالبه نمود همان محلّ را. برای او نقل نمودند گفت باشد من خود ضامن خودم. پس در آنجا سکونت کرد شب اوّل وضو ساخت مشغول خواندن قرآن و نماز ببیند چه میشود، تا اینکه اواخر شب شد، صدای شیون ناله از آنجا بلند شد تا اوّل صبح به همان منوال، تا اینکه متوسّل به حضرت ابی عبدالله الحسین (ع) [شد] که نکته را به من بفهمان که موضوع از چه قرار است. تا اینکه همان شب پس از شنیدن صدا یک مرتبه فریاد [زد] ای صاحبان صدا شماها را قسم می دهم به صاحب این قبر _که ابی عبدالله باشد _ جهت ناله و سر و صدا چیست؟ و شماها کی هستید؟ ناگهان جواب بلند [دادند] بدون آنکه صاحب [صدا] دیده شود: که ما عده ای از جنیانیم و مشغول عزاداری هستیم و این محلّ جایی است که حضرت علی اکبر ابی عبدالله از اسب به روی زمین قرار گرفت. از آن تاریخ تا به حال ما همیشه اوقات همان محلّ را مورد توجّه قرار داده‎ایم. 📚 آیت علم و عمل ، یادنامه آیت الله العظمی علوی گرگانی @seyyed_hossein_kashfi
⚡️نگاه به قبر حضرت علی اکبر 🔹عن الصادق (علیه السلام) انه قال: فَإِنَّهُ [ جَدِّيَ اَلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ] غَرِيبٌ بِأَرْضِ غُرْبَةٍ يَبْكِيهِ مَنْ زَارَهُ وَ يَحْزَنُ لَهُ مَنْ لَمْ يَزُرْهُ وَ يَحْتَرِقُ لَهُ مَنْ لَمْ يَشْهَدْهُ وَ يَرْحَمُهُ مَنْ نَظَرَ إِلَى قَبْرِ اِبْنِهِ عِنْدَ رِجْلِهِ 🔸ترجمه: امام صادق (علیه‌السلام) فرمود: جدّم حسين بن على (عليهما السّلام)، در سرزمين دور دست غريب مى‌باشد هر كس به زيارتش رود بر او مى‌گريد و آن كس كه بر سر مزارش حاضر نشود بر او اندوهگين مى‌شود و هر کس با او در کربلا نبوده باشد برای او [و مصائبش] مى‌سوزد و آن كس كه به پائين پاى آن حضرت به قبر فرزندش بنگرد بر آن حضرت ترحّم مى‌كند. 📚کامل الزيارات، ص ۳۲۴
💠 حمله وهابى ‏ها به كربلا و ماجرای برداشتن تربت توسط صاحب ریاض ❖ آیت الله العظمی شبیری زنجانی: ● در سال 1216ق وهابى ‏ها به كربلا حمله مى‏ كنند و مردم آنجا را قتل عام مى‏ كنند. به نجف هم حمله مى ‏كنند، ولى چون قبلاً خبردار مى‏ شوند، آمادگى پيدا مى ‏كنند و آنها نمى ‏توانند كارى بكنند، اما كربلايى ‏ها غافل‏گير مى ‏شوند. از جمله به منزل صاحب رياض مى‏ ريزند تا او را بكشند. در آن موقع، رئيس روحانیت كربلا، مرحوم صاحب رياض بود. خانواده‏ اش با عجله از آنجا خارج مى ‏شوند، ولى خود صاحب رياض با طفل شیرخواری زير يك سبد مى ‏مانند و نمى ‏توانند خارج بشوند. آنها داخل خانه صاحب رياض مى ‏ريزند كه صاحب رياض را بكشند ولى او را پيدا نمى ‏كنند. عجيب اين است كه در تمام آن مدتی که مشغولِ گشتنِ خانه بودند آن طفل شيرخواره هيچ گريه نمى ‏كند و اين معجزه بود. وهابى ‏ها يك روز در كربلا قتل عام مى ‏كنند و بعد هم به قصد نجف از شهر خارج مى ‏شوند. ● یکی از بيوتى كه در زنجان رياست داشتند، بيت آميرزا ابوالقاسم بود. آميرزا ابوالقاسم مؤسّس ميرزايى ‏هاى زنجان است. پدرش (آقا سيد كاظم) شاگردِ صاحب رياض و ساکن نجف بود. وقتى مطلع مى ‏شود كه وهابى ‏ها به منزل صاحب رياض حمله كرده‏ اند، مى‏ گويد زودتر برويم استادمان را نجات بدهيم. به منزل صاحب رياض مى‏ روند و ايشان را با آن طفل شيرخواره از زير سبد نجات مى‏ دهند. نفس‏هاى آخرشان بوده و اگر دير مى‏ آمدند، تلف مى ‏شدند. بعد مى‏ گويند برويم حرم را زيارت كنيم. غسل مى ‏كنند و به حرم مى ‏روند. ● وقتی به حرم مى‏ روند، مى‏ بينند كه وهابى‏ ها ضريح مطهر را برداشته‏ اند و سوزانده‏ اند و با آن قهوه درست كرده‏ اند! با آنكه قهوه را حرام مى‏ دانستند. مى‏ بينند كه گوشه‏ اى از قبر شكاف برداشته است. آسيد كاظم نگاه مى‏ كند و مى‏ گويد: من قطعه‏ اى از بدن شریف را حس مى‏ كنم. صاحب رياض هم نگاه مى ‏كند و مى ‏گويد: نظر من هم همين است. (البته الآن ترديد دارم كدام تقدّم داشت)  سپس آسيد كاظم مى‏ گويد: الآن وقت تربت برداشتن است. ايشان دستمال سفيدى داشت. با دست مقدارى از تربت را برداشت و در دستمال گذاشت. دستمال قرمز شد. مقدارى از آن تربت را خودش برداشت و مقدارى هم به صاحب رياض داد. ● وقتی آسيد كاظم از دنيا رفت، برادرش ميركريم كه فرد ساده ‏اى بود، آن تربت را برداشت و تبديل به مهر كرد و بين اين و آن تقسيم نمود. آميرزا ابوالقاسم كه در آن وقت سيزده ـ چهارده ساله بود، وقتى از جريان مطّلع مى ‏شود، خيلى به اين طرف و آن طرف مى ‏زند و بالأخره يكى از آن مهرها را بدست مى ‏آورد و اين مهر پيوسته در بيت آميرزا ابوالقاسم بود. وی به پسرانش سفارش مى‏ كند كه قدر اين تربت را بدانيد كه چنين ويژگيهايى دارد 📚 جرعه‌ای از دریا، ج۲، ص۳۳۵ @madras_emb
کانال سید حسین کشفی
💠 حمله وهابى ‏ها به كربلا و ماجرای برداشتن تربت توسط صاحب ریاض ❖ آیت الله العظمی شبیری زنجانی: ●
⚡️ مرحوم میرزا ابوالقاسم زنجانی در کتاب نار الل‍ه الموقدة این ماجرا را مفصّلاً شرح داده است. صدیق گرامی آقای علی قنبری بیدگلی به نسخه خطی این کتاب دست یافته و در کانال چراغ مطالعه در تلگرام منتشر نموده اند که حقیر عین آن را در اینجا تقدیم می کنم. @seyyed_hossein_kashfi
📜 گزارشی از کشتار وهّابیون در کربلا و تخریب ضریح و ماجرای تربت عجیب حسینی / ۱ ✍🏻 به قلم آیةالل‍ه حاجی میرزا ابوالقاسم مجتهد زنجانی 📖 (نقل از: نسخهٔ خطّیِ کتاب نار الل‍هِ الموقَدة به خطّ مؤلّف، ص۲۵۷ - ۲۵۸) 🩸 انتشار برای اوّلین بار | به‌مناسبت روز عاشورا (مرداد ۱۴۰۲) @cheraghe_motaleeh @seyyed_hossein_kashfi
کانال سید حسین کشفی
📜 گزارشی از کشتار وهّابیون در کربلا و تخریب ضریح و ماجرای تربت عجیب حسینی / ۱ ✍🏻 به قلم آیةالل‍ه حا
☝🏻☝🏻☝🏻 📜 گزارشی از کشتار وهّابیون در کربلا و تخریب ضریح و ماجرای تربت عجیب حسینی / ۱ ✍🏻 به قلم آیةالل‍ه حاجی میرزا ابوالقاسم مجتهد زنجانی 🩸 انتشار برای اوّلین بار | به‌مناسبت روز عاشورا (مرداد ۱۴۰۲) 🔹 «سمعتُ و سمع جمعٌ من أهل بیتنا و أعمامنا عن والدنا العلّامة – أعلی الل‍ه [؟ تعالی؟] مقامه – ما ذکره في لیلة توفّي صبیحَتَها، بعد أن خلّت اللیلة من الأغیار، و قال: إنّ في صدري لعجائب قد بقیت في محلّها و لکنّي أذکر لکم حکایة معجبة مبکیة، و هي أنّ الطائفة الطاغیة الوهّابیة لمّا دخلت مشهد الحسین – علیه السلام – فقتلت أهله قتلاً عامّاً و کنّا یومئذ نتلمّذ عند المیر سیّد عليّ الطباطبائيّ – أعلی الل‍ه مقامه –. فاستولت الوهّابیّة علی مشهد الحسین، فالتجأ کلّ من الطلّاب و المجاورین و أهل المشهد إلی مکان شریف، و التجأ جمع کثیر و جمّ غفیر إلی الحایر، حتّی امتلأ الحایر و الرواق و الإیوان و الصحن امتلاءً شدیداً. و اتّفق لي أنّي التجأت إلی قبر أبي الفضل العبّاس، و کان المولی زکيّ الماسولجي معي (و شخص آخر، ذکر اسمه فنسیته الآن؛ فإنّي لمّا سمعته ذلک عن والدي کنت لم أبلغ الحلم و کنت صغیراً و کنت من المُنصِتین المستمعین.) قال: فغلّقنا باب الحرم من ورائه بعد أن دخلنا فیه. فلمّا دخلت الوهّابیّة بلد الحسین أمرهم رئیسهم بقتل ما یجدونه من الإنس و الحیوان، من الإناث و الذُکران، من الرجال و النِسوان، حتّی المرتضعات من الصبیان، إلی ثلاثة أیام! فقتلوا من أهل الحسین – علیه السلام – و الطلّاب و المجاورین حیثما وجدوهم، خصوصاً في حرم الحسین و رواقه و إیوانه و صحنه؛ فإنّهم قتلوهم أجمعین. فجلس رئیسهم فوق الکرسيّ في الروضة و أمرهم بنهب الروضة و ما فیها. فنهبو الروضة المنوّرة، فذهبوا بذهبها، و فضّوا بفضّتها و جواهرها و زینتها، و کسروا ضریحها و أحرقوها، و طبخوا في الروضة بعیدان الضریح و أخشابه قهوة فشربوها. ثمّ نبشوا ما أحاطه الضریح فلم یجدوا شیئاً، فخلّوا و رجعوا و لم یتعرّضوا بروضة العبّاس، فسَلِمَ مَن کان فیها. 🔸 فرأیت ذاتَ لیلةٍ في المنام شخصاً عجیباً مُهیباً یقبل إليّ و رأیته أنّه من الرأس إلی القدم مشتمل علی عیون ناظرة. فلمّا قرب منّي فقمت خوفاً منه و من العیون الناظرة في رأسه و جسده سوی عینیه. فسبقت إلیه و بادرت علیه فقلت له: ما رأیت مثلک آدمیّاً. فقال في جوابي: ما رأت عین الدهر مثلي آدمیّاً قطّ! قلت: فمن أنت؟ قال: أنا الحسین المظلوم! فلمّا سمعت ذلک منه فهابني کلامه و ما استطعت أن أسأله عن شؤون العیون، فبقیت متحیّراً و أنظر إلیه. ثمّ قال: لِمَ لا تنشد في حقّي شعراً؟ فقلت: لا أقدر علی إنشاد الشعر. فتقدّم إليّ فکتب بسبّابة یده الیمنیٰ المبارکة علی صدري ما کتب. فما علمت ما کتب. فقال: أنشد. فانتبهت من النوم فجری علی لساني من غیر فکر: صحن و ایوان لاله‌گون شد، داد بیداد از سعود اه[= إلی آخره]. فما کان عندنا سراج و لا قلم و لا مداد. فرأیت أن الطبع یترشّح منه الشعر بیتاً فبیتاً، حتّی أنشدت نوحة طویلة في قتل الوهّابیّة أهل الحسین و الطلّاب و المجاورین؛ إذ قتلت الوّهابیّة یومئذ أهل الحسین علیه السلام قتلاً ذریعاً عامّاً. فلمّا أیقنّا بذهاب الوهّابیّة خرجتُ من اللیلة الرابعة، و معي المولیٰ زکيّ الزاهد الماسولجي – ره – (و ذکر ثالثاً نسیت اسمه). فأردنا أن نزور أبا عبدالل‍ه الحسین. فما مررنا ب‍سکّة [= همان سکّوی فارسی] و لا بالصحن المقدّس و لا بالإیوان المعلّیٰ و لا بالرواق المطهّر إلّا و قد تخطّینا فوق القتلیٰ. فلمّا قربنا من الروضة سمعنا ضجّة و نیاحة. فوردنا الصحن فسمعنا الضجّة و النوحة من الحرم. فلمّا دخلنا الإیوان فإذا ینشدون النوحة التي أنشدتها بالفارسیّة! فتعجّبت من ذلک، فقلت في نفسي: إنّ هذه النوحة هي التي أنشدتها في اللیلة الماضیة و لم یسمعها أحد منّي و لا کتبتها في شيء! فاستعجبت من ذلک غایةَ الاستعجاب، و استعجب مَن کان معي مِن الأصحاب. فدخلنا الحرم فإذا لیس فیه دیّارٌ. فزرنا الحسین – علیه السلام – و بکینا کثیراً في ظلمة اللیل. فخرجنا من الحرم فسمعنا الضوضاء من مخیّم خیام الإمام الذي یسمّونه بخیمة‌کاه[گاه] فقصدناه. فلمّا قربنا منه فسمعنا نائحاً ینشد النوحة المذکورة! فازداد التعجّب علی التعجّب! فلمّا دخلنا المخیّم فلم نر فیه أحداً و لا سمعنا صوتاً! فلمّا خرجنا منه سمعنا النیاحة من الحرم! فتشرّفنا بالحرم فسمعنا منه ما کنّا سمعناه أوّل وحلةٍ. فلمّا جئنا إلی باب الحرم فإذا کان الحرم خالیاً مثل الأوّل! 👈🏻 [ادامه در فرستهٔ بعدی] @cheraghe_motaleeh @seyyed_hossein_kashfi