جشن میلاد خورشید خراسان
باحضور خادمان آستان قدس رضوی
مجری: کیهان روحانی
خواننده: محمود کیانی
شنبه ٢٩ اردیبهشت ماه ۱۴۰۳ ساعت ١٧
تالار مجلل شیخ بهایی
🌱______🥀
@shahid_aviiny
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 بارش شدید تگرگ در مشهد
🍃🌹🇮🇷ـــــــــــــــــــــــــ
صـــراط
🌱______🥀
@shahid_aviiny
11.96M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥#ببینید
تاثیر لاک ناخن بر نازایی و سقط جنین و ...
#سبک_زندگی
#طهارت_بدن
#فرهنگی 🦋
#نشر_حداکثری
🌱______🥀
@shahid_aviiny
#پارت_چهارصدو_نودم🦋🥀
اگراو برای ما احساس خطرکند محال است به رفتن مان رضایت بدهد. 😔نهایت حربه اش هم این بود که می گفت: شیرم را حلال تان نمی کنم. آن وقت مجبور بودم کوتاه بیایم.
وقتی دا آمداز دیدن ماتعجب کرد. جریان را همان طورکه بچه ها گفته بودند برایش توضیح دادم واو هم چیزی نگفت با اینکه بودن دخترها برایم غنیمتی بود وفکرمی کردم با بودن آن ها امکان رفتنم به آبادان بیشتر است از طرفی دا هم ازبودن آن ها استقبال می کرد، اما آن ها ملاحظه مارا می کردند.😌 بعداز ناهارگفتند که می خواهند بروند. خیلی اصرار کردم بمانند. گفتم: من اطمینان دارم آقایدی باز برایمان کاری می کند.🍃
عصر دخترها راتوی کمپ چرخاندم. بازخانواده هایی را جلوی چادر کمک رسانی دیدیم که دست رد به سینه شان می خورد. زن ها گریه کنان به درگاه خدا ناله می کردند😭 که به خفت و مکافات افتاده اند. شلوغی و ازدحام جلوی دردرمانگاه مارا ترغیب کردتا درکار درمانگاه کمک کنیم. به زحمت خودمان راجلوی در کانکسی که درمانگاه شده بود رساندیم وگفتیم: می خواهیم کمک کنیم.👌 کاغذ وقلم گرفتیم و اسامی مراجعین راکه حدود شصت، هفتاد نفری می شدند نوشتیم. نوبت زدیم و به ترتیب آن ها را داخل فرستادیم. توی این فاصله باجنگزده ها صحبت کردیم. ازحال و روزشان پرسیدیم ودرد ودل هایشان راشنیدیم.😢 نوبت ها راکه دادیم وکار درمانگاه سبک شد، برگشتیم خانه.
آن شب هر چه چشم انتظاری کشیدیم ازآقایدی ودوستانش خبری نشد. فردا صبح بچه ها خداحافظی کردندکه بروند. تا سر جاده همراهی شان کردم. 😌خیلی ناراحت بودم. خیلی دلم گرفته بود. فکر می کردم شاید دیگرهمدیگر رانبینیم. اصلا نمی توانستم کلمه ایی به زبان بیاورم. آن ها هم که بغض مرا دیده بودند، سعی می کردند مرا بخندانند و ازآن حال و هوا خارج کنند. بالاخره سوارمینی بوس شدند 🚌و رفتند. کنارجاده ایستادم وتا ماشین شان از جلوی چشمانم محو شود جاده را نگاه کردم و اشک ریختم.😢 من مانده بودم با یک دنیا غم و غصه، تازه دردکمر و پاهایم راحس کردم. تا آن موقع اصلا به فکرشان هم نبودم و به دردشان اهمیتی نمی دادم. دلم می خواست یک گوشه خلوت پیداکنم ویک دل سیرگریه کنم. 😭فکر می کردم چه باید بکنم، به آبادان بروم یا درکمپ بمانم. هرچه بیشتر فکر می کردم، می دیدم به هیچ وجه نمی توانم از رفتن به آبادان دل بکنم.😒
بی هدف توی کمپ راه افتادم و برای خودم چرخ زدم تا دوباره خودم را جلوی درمانگاه دیدم. طبق معمول شلوغ بود. رفتم داخل و به همان مرد دیروزی گفتم: اومدم برای کمک. هر کاری باشه انجام می دم. گفت: مثل دیروز شماره بده. تا چهار، پنج بعدازظهر توی....
📚برگرفته از کتاب دا
#ادامه_دارد...
#داستان_شب
🌱______🥀
@shahid_aviiny
#سلام_امام_زمانم💚
خورشید من ٺویے وبے حضورٺو
صبحم بخیرنمےشود
اے آفٺاب من
گرچهره رابرون نڪنے
ازنقاب خود
صبحے دمیده نگردد
بہ خواب من
#السلام_علیک_یااباصالح_المهدی
#اللهمعجللولیکالفرج🤲
#صلوات 🍀
🌱______🥀
@shahid_aviiny
💠نماز روز یکشنبه ماه ذیالقعده💠
🌹در فضيلت نماز روز یکشنبه ماه ذیالقعده بسيار از رسول خدا (صلي الله عليه و آله) روايت شده كه:
🌸توبهاش مقبول و گناهش آمرزيده شود.
🌸با ايمان بميرد.
🌸دينش گرفته نشود.
🌸قبرش گشاده و نوراني گردد.
🌸والدينش از او راضي گردند.
🌸مغفرت شامل حال والدين او و ذريّه او گردد.
🌸توسعه رزق پيدا كند.
🌸ملكالموت با او در وقت مردن مدارا كند.
🌸به آسانی جان او بيرون شود.
التماس دعا
🌱______🥀
@shahid_aviiny
8.37M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💥نجات کبوتران توسط مردم در حرم امام رضا (ع)
💥همه دلشان گرم به حضورشان در این حرم، حتی کبوترها....
✨ الّلهُمَّصَلِّعَلَیمُحَمَّدٍوَآلِمُحَمَّدٍ
وَعَجِّلْفَرَجَهُمْ
#الله_اکبر
🍃🌹🇮🇷ـــــــــــــــــــــــــ
صـــراط
🌱______🥀
@shahid_aviiny