eitaa logo
امام زادگان عشق
93 دنبال‌کننده
15هزار عکس
4هزار ویدیو
333 فایل
خانواده های معظم شهداء و ایثارگران محله مسجد حضرت زینب علیها سلام . ستاد یادواره امام زادگان عشق ارتباط با مدیر کانال @ya110s تاریخ تاسیس ۱۳۹۷/۱۰/۱۶
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
33.29M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سرود کامل « سلام فرمانده» توسط کودکان و نونهالان دهه نودی قم و گیلان 🔻... 👇 🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷 @shahidanemasjedehazratezeynab 🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷
- خوبمان کن که لایق آمدنت باشیم عیدتون مبارک ❤️😍 🔻... 👇 🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷 @shahidanemasjedehazratezeynab 🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷
در آستانه سال جدید بیاد داشته باشیم عید ، خوشی ، امنیت و عزتمان را مدیون بچه های شهدایی هستیم که معصومانه تحویل سال را بدون پدر و عشق پدری سر میکنند. 🔻... 👇 🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷 @shahidanemasjedehazratezeynab 🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
سردار شهید مهدی زین الدین در زمان غیبت کبری به کسی «منتظر» گفته می‌شود و کسی می‌تواند زندگی کند که منتظر باشد، منتظر شهادت، منتظر ظهور امام زمان(عج). 🔻... 👇 🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷 @shahidanemasjedehazratezeynab 🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷
انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی امانت الهی هستند وظیفة همه ما پاسداری از انقلاب و دستاوردهای آن است. صلاح دنیا و آخرت ما در پیروی از ولایت فقیه می باشد. . فعالانه در مسائل انقلاب و اجتماع شركت نمایید. حضور گسترده و آگاهانة مردم ضامن انقلاب و اصول آن است. در نماز جمعه شركت كنید و شعائراسلام را زنده تر كنید". 🔻... 👇 🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷 @shahidanemasjedehazratezeynab 🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷
7.84M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گل آرایی حرم مطهر رضوی به مناسبت عید نوروز 🔻... 👇 🌷〰🇮🇷〰〰🌷 @shahidanemasjedehazratezeynab 🌷〰〰🇮🇷〰🌷
| ۳۰ اولین بار که ایشان را دیدم، همراه ما با یک خودرو به سمت نجف برمی گشت. موقع اذان صبح بود که به ورودی نجف و کنار وادی السلام رسیدیم. هادی به راننده گفت: نگه دار. تعجب کردیم. گفتم: شیخ هادی اینجا چه کار داری؟ گفت: می خواهم بروم وادی السلام. گفتم: نمیترسی؟ اینجا پر از سگ و حیوانات است. صبر کن وسط روز برو توی قبرستان. هادی برگشت و گفت: مرد میدان نبرد از این چیزها نباید بترسد. بعد هم پیاده شد و رفت. بعدها فهمیدم که مدت ها در ساعات سحر به وادی السلام می رفته و بر سر مزاری که برای خودش مشخص کرده بود مشغول عبادت میشده. هادی مرد مبارزه بود. او در میدان رزم و در مقابل دشمن هم دست از اعتقاداتش برنمیداشت. همیشه تصویر مقام عظمای ولایت را بر روی سینه داشت. برای رزمندگان عراقی صحبت می کرد و آنها را از لحاظ اعتقادی آماده می کرد. یادم هست خیلی با اعتقاد به جمعی از رزمندگان عراقی می گفت: لحظه شهادت نام مقدس یا حسین (ع) را به زبان داشته باشید تا خود آقا بالای سرتان بیاید. كل وسایل همراه هادی، در همه مدت حضور در میادین نبرد، فقط یک ساک دستی کوچک بود. تعلقات او از همه دنیای مادی بریده شده بود. در دوران نبرد خیلی کم غذا می خورد، میگفت: شاید بقیه رزمندگان همین را هم نداشته باشند. کم می خوابید و به واقع خودش را برای وصال آماده کرده بود. هادی در خط نبرد هم وظیفه روحانی بودن و مبلغ بودن خود را فراموش نمی کرد. در آنجا هم، وظیفه هر کس را به آنها متذکر میشد. زمانی هم که احتیاج بود در کار تدارکات و رساندن آب و آذوقه کمک می کرد.
من همه گونه انسان دیده ام. با افراد زیادی برخورد داشته ام. اما بدون اغراق می گویم که مثل شیخ هادی را کمتر دیده ام. انسان مؤمن، صالح، عابد، زاهد، متواضع، شجاع و... او برای جمع ما خیر محض بود. این سخنان، نه به خاطر این است که او شهید شده، ما شهید زیاد دیده ایم. اما هادی انسان دیگری بود. به همه دوستان روش دیگری از زندگی را آموخت. او انسان بزرگی بود، به خاطر اینکه دنیا در چشمش کوچک بود. به همین خاطر در هر جمعی وارد میشد خیر محض بود. بسیاری از روزها را روزه دار بود، اما دوست نداشت کسی بداند. از خنده زیادی به خاطر غفلت از یاد خدا گریزان بود، اما همیشه لبخند برلب داشت. تمام صفات مؤمنین را در او میدیدیم. همیشه به ما کمک می کرد. یعنی هرکسی را که احتیاج به کمک داشت یاری می کرد. یکبار برای منزل خودم یک تانکر خریدم و نمی دانستم چگونه به خانه بیاورم، ساعتی بعد دیدم که هادی تانکر را روی کمرش بسته و به خانه آمد! او آنقدر در حق من برادری کرد که گفتنی نیست. بعضی روزها از او خبر نداشتیم، او مریض بود و ما بی خبر بودیم. دوست نداشت کسی بداند! از مشکلات و از امور دنیایی حرف نمیزد، انگار که هیچ مشکلی ندارد. اما می دانستیم که اینگونه نیست. خوب درس می خواند و زود مطلب را می گرفت. خوب میفهمید. در کنار دروس حوزوی، فعالیت های بسیاری انجام میداد. یکبار در مسیر کربلا با او همراه بودم. متواضع اما بشاش و خنده رو بود. از همه دیرتر می خوابید و زودتر بلند می شد. کم خوراک و کم خواب بود. اهل عبادت و زیارت بود. وقتی به کنار حرم معصومین می رسید دیگر در حال خودش نبود. همه فن حریف بود. در نبرد و مبارزه مرد میدان جهاد و به نوعی فرمانده بود، در دیگر کارها نیز همینطور. خاکی و افتاده بود. بارها دیدم که سینی چای را در دست دارد و به سمت برخی نیروهای ساده می رود. عاشق زیارت شب جمعه در کربلا بود. وقتی هم که شهید شد، چهار روز پیکرش گم شده بود، البته این حرف ها بهانه است. هادی دوست داشت یک شب جمعه دیگر به کربلا برود که خدا دعایش را مستجاب کرد. روز یکشنبه شهید شد و شب جمعه در کربلا و نجف تشییع شد. درست در اولین روز فاطمیه! | ⬅️.... 🔻... 👇 🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷 @shahidanemasjedehazratezeynab 🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا