💞☘بِسْمـِ اللّهِ القاصِمـ الجَبّارین☘💞
🇮🇷رمــــــــان شهدایی و #امنیتی
🇮🇶 #تنــها_میان_داعش
💣قسمت #سی
بیرون آمدم ڪه حس ڪردم
قدرتی مرا بر زمین ڪوبید. از موقعیت اطرافم تنها هیاهوی مردم را میشنیدم و تلاش میڪردم از زمین بلند شوم ڪه صدای انفجار بعدی در سرم ڪوبیده شد و تمام تنم از ترس به زمین چسبید.
یڪی از مدافعان مقام به سمت زائران دوید و فریاد ڪشید :
_نمیبینید دارن با تانڪ اینجا رو میزنن؟ پخش شید!
بدن لمسم را به سختی از زمین ڪَندم و پیش از آنڪه به ڪنار حیاط برسم،گلوله بعدی جای پایم را زد. او همچنان فریاد میزد تا از مقام فاصله بگیریم و ما وحشتزده میدویدیم ڪه دیدم تویوتای عمو از انتهای ڪوچه به سمت مقام میآید.
عباس پشت فرمان بود
و مرا ندید، در شلوغی جمعیت به سرعت از ڪنارم رد شد و در محوطه مقابل مقام ترمز ڪشید. برادرم درست در آتش داعش رفته بود ڪه سراسیمه به سمت مقام برگشتم. رزمندهای ڪنار در ایستاده
و اجازه ورود به حیاط را نمیداد و من
میترسیدم عباس در برابر گلوله تانڪ ارباً ارباً شود ڪه با نگاه نگرانم التماسش میڪردم برگردد
و او در یڪ چشم به هم زدن،
گلولههای خمپاره را جا زد و با فریاد "لبیڪ یا حسین" شلیڪ ڪرد. در انتقام سه گلوله تانڪ ڪه به محوطه مقام زدند، با چند خمپاره داعشیها را در هم ڪوبید،
دوباره پشت فرمان پرید
و به سرعت برگشت. چشمش ڪه به من افتاد با دستپاچگی ماشین را متوقف ڪرد و همزمان ڪه پیاده میشد،اعتراض کرد :
_تو اینجا چیڪار میکنی؟
تڪیهام را به دیوار داده بودم
تا بتوانم سرپا بایستم و از نگاه خیره عباس تازه فهمیدم پیشانیام شڪسته است. با انگشتش خط خون را از ڪنار پیشانی تا زیر گونهام پاڪ ڪرد و قلب نگاهش طوری برایم تپید ڪه سد صبرم شڪست و اشڪ از چشمانم جاری شد. فهمید چقدر ترسیدهام،به رزمندهای ڪه پشت بار تویوتا بود اشاره ڪرد ماشین را به خط مقدم ببرد
و خودش مرا به خانه رساند.
نمیخواستم بقیه با دیدن صورت خونیام وحشت ڪنند ڪه همانجا ڪنار حیاط صورتم را شستم و شنیدم عمو به عباس میگوید :
_داعشیها پیغام دادن اگه اسلحهها رو تحویل بدیم، کاری بھمون ندارن.
خون غیرت در صورت عباس پاشید و با عصبانیت صدا بلند ڪرد :
_واسه همین امروز مقام رو به توپ بستن؟
عمو صدای انفجارها را شنیده بود ولی نمیدانست مقام حضرت مورد حمله قرار گرفته و عباس بیتوجه به نگرانی عمو، با صدایی ڪه از غیرت و غضب میلرزید، ادامه داد :
_خبر دارین با روستای بشیر چیڪار کردن؟ داعش به اونا هم امان داده بود، اما وقتی تسلیم شدن ۷۰۰ نفر رو قتل عام ڪرد!
روستای بشیر فاصله زیادی با آمرلی نداشت و از بلایی ڪه سرشان آمده بود، نفسم بند آمد و عباس حرفی زد ڪه دنیا روی سرم خراب شد :
_میدونین با دخترای بشیر چیڪار ڪردن؟ تو بازار موصل حراجشون ڪردن!
دیگر رمقی به قدمهایم نمانده بود
ڪه همانجا پای دیوار زانو زدم، ڪابوس آن شب دوباره بر سرم خراب شد و همه تنم را تڪان داد. اگر دست داعش به آمرلی میرسید، با عدنان یا بی عدنان، سرنوشت ما هم همین بود، فروش در بازار موصل! صورت عباس از عصبانیت سرخ شده بود و پاسخ امان نامه داعش را با داد و بیداد میداد :
_این بیشرفها فقط میخوان مقاومت ما رو بشڪنن! پاشون به شهر برسه به صغیر و ڪبیرمون رحم نمیڪنن!
شاید میترسید عمو خیال تسلیم شدن داشته باشد ڪه مردانه اعتراض ڪرد :
_ما داریم با دست خالی باهاشون میجنگیم، اما نذاشتیم یه قدم جلو بیان! #حاج_قاسم اومده اینجا تا ما #تسلیم نشیم، اونوقت ما به امان داعش دل خوش ڪنیم؟
اصلا فرصت نمیداد عمو از خودش دفاع ڪند و دوباره خروشید :
_همین غذا و دارویی ڪه برامون میارن، بخاطر حاج قاسمِ ڪه دولت رو راضی میڪنه تو این جهنم هلیڪوپتر بفرسته!
و دیگر نفس ڪم آورد ڪه روبروی عمو نشست و برای مقاومت التماس ڪرد :
_ما فقط باید چند روز دیگه مقاومت ڪنیم! ارتش و نیروهای مردمی عملیاتشون رو شروع ڪردن، میگن خیلی زود به آمرلی میرسن!
عمو تڪیهاش را از پشتی برداشت، ڪمی جلو آمد...
ادامه دارد....
💣نویسنده؛ فاطمه ولی نژاد
☘ #کپی_باذکرنام_نویسنده
🌹🍃🌹🍃
@shahidNazarzadeh
#یاصاحب_الزمان_عج💚
اي قبله ي نمازگزارانِ آسمان
هجر تو کرده قامتِ اسلام را کمان
خورشید تابه کی به پس ابرها نهان
عجِّل علي ظهورکَ ياصاحب الزمان
#اللﮩـم_عجـل_لولیـڪ_الفـرجــــ
سلام امام زمانم ✨
🌹🍃🌹🍃
@shahidNazarzadeh
کاش میشد🤲بچهها را جمع کرد👥
#سنگر آن روزها را گرم کرد😔
کاش میشد بار دیگر#جبهه رفت
#جنگ عشقی کرد و تیری خورد و رفت…
شادی روح#شهدا و امام#شهدا صلوات
#صبحتون_شهدایی
🌹🍃🌹🍃
@shahidNazarzadeh
#بازنشر
طرح به مناسبت سالروز شهادت شهید علی اصغر شیردل🥀
🌹🍃🌹🍃
@shahidNazarzadeh
✤ ⃟ ⚘ ⃟ ﷽ ⃟ ⚘ ⃟ ✤
🌺 به مناسبت سالروز 🌲شهادت
🌸ش_ه_ی_د_علی_اصغر_شیردل
🌺تولد : ۳ /۳/ ۱۳۵۷
🌷شهادت : ۳۰ /۲/ ۱۳۹۴ سوریه
🌺تاریخ انتشار : ۲۹ /۲/ ۱۴۰۰
🥀مزار ش_ه_ید : بهشت زهرا
━⊱⚘⊰━
📌متولد بهارِ انقلاب بود، خرداد پنجاهُ هفت. هجده سالگی، قامتش سبز پوش سپاه شد و نوزده سال پر افتخار برای کشورش خدمت کرد.
━⊱⚘⊰━
👌همچو شهرتش، شیردل بود و نترس. در قلبِ محبانِ علی(ع) ترس جایی ندارد. که اگر باشد زبان، لبیک گوی عشق نمیشود!!
━⊱⚘⊰━
💥مردی شجاع و عاشق خانواده پسری پرافتخار، همسری همراه، پدری دوستداشتنی. همه را برای زمین گذاشت و راهی آسمان شد...!
روحش قرارِ ماندن نداشت...گویی آرامش را در خاکِ سوریه میدید.
━⊱⚘⊰━
💥ندای "هَل مِن ناصِر..." خواهرِ ارباب، قدمهایش را برای رفتن محکم کرد و او علی اصغر تدمر شد...
━⊱⚘⊰━
✨اولین روز شعبان، در آستانه میلادِ فخر عالمِ امکان، حضرت ارباب(ع) تقدیر بر شهادت رقم خورده بود.
━⊱⚘⊰━
💥وقتِ رفتن به 🔥کمین خوردند و هنگام برگرداندن ماشین، پهلویش گلوله را به آغوش کشید...و ذکر علی (ع) در فضا طنین انداز شد...
━⊱⚘⊰━
📌خاکِ تدمر با عشق جسمِ بی جانش را در آغوش خود ماندگار کرد و بناشد به تاسی از بانوی گمنامِ مدینه(س)، چند صباحی مهمانِ غربتِ سرزمینِ شام باشد!!
━⊱⚘⊰━
⭐کیلومتر ها آن سو تر، مادری نگران، همسری چشم به راه و پسرکی شش ساله دلتنگِ قهرمانشان بودند...
━⊱⚘⊰━
⭐یکسال گمنامیاش،فرصتی بود تا آیینه #صبر خانواده جلا بگیرد...
تا امیر علی بیاموزد، زین پس مردِ مادرش است...به دلِ کوچکش بقبولاند، گرچه پدر در آسمانهاست اما مزارِ زمینیاش مامن و پناه گاهِ اوست
━⊱⚘⊰━
⭐سفارش به صبر کرده بود و عجیب این صبر عجین شده در حالاتِ همسرِ زینبیاش بود. وقتی که تابوت را به آغوش گرفت و دست بر استخوانها کشید. آن هنگام که قبلترها را تصور میکرد و علی اصغرِ خندانش را و آن هنگام که راهِ پیش رو را بدونِ مردِ شیردلش تجسم میکرد، در نگاهش "ما رایتُ الا جمیلا" را میدیدی...
━⊱⚘⊰━
⭐به گفته علی اصغرش، "لا یَوم کَیَومِکَ یا اباعَبدالله..."و همین جمله آرامشی بود بر قلبِ بیتاب و مضطرش.
━⊱⚘⊰━
برای سلامتی امام عصرعجل الله...
ارواح مطهرشهداوامام شهدا
🌷صلـــــــــــــــوات🌷
🌹🍃🌹🍃
@shahidNazarzadeh
🥀اینجوری ایستادند...
✨گم شد !
هم پلاکت ،
هم استخوانت ،
هم آرمانت . . .
واتوبان رد شد از کوچه ای که به نامت بود ...
🌹🍃🌹🍃
@shahidNazarzadeh
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
💐در روز فقدان عالم جلیل القدر آیت الله فاطمی نیا یادی کنیم از توصیه ایشان به خواندن کتاب سلام بر ابراهیم.
📙دو جلد کتاب #شهید_ابراهیم_هادی را خریده ام... آدم زیر و رو می شود وقتی کتاب را می خواند...
👆سال ۱۳۹۸. اصفهان. چهلم سردار سلیمانی
🌹🍃🌹🍃
@shahidNazarzadeh
⁉️ کسی میتواند از سیم خاردارهای دشمن عبور کند که...
🌹#شهید_علی_چیت_سازیان
✨#ڪلام_شھید
🌹🍃🌹🍃
@shahidNazarzadeh