eitaa logo
🕊کانال شهیدمحمدنکاحی🕊
233 دنبال‌کننده
3.2هزار عکس
2.4هزار ویدیو
30 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
26.03M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌺🍃🌺 🌷به نام بخشنده مهربان🌷 همونطور که میدونید الان تو ماه ذی القعده هستیم و برای ی ماه ذی القعده یه نمازی وارد شده که بسیار با فضیلته❤️ یعنی یکشنبه هر کی این نماز رو بخونه از اول متولد میشه این نماز خیلی ثوابش زیاده بذارید بگم (ص)فرمود:هر کس این نماز رو بخونه: اش مقبول و آمرزیده میشه😍 او در روز قیامت از او راضی میشن می‌میره و دین و ایمانش ازش گرفته نمیشه قبرش گشاده و نورانی میشه🙃 والدینش از او راضی میشن مغفرت شامل حال والدین او و نسل او میشه توسعه رزق پیدا میکنه😃 ملک الموت باهاش در وقت مردن مدارا میکنه به آسونی جان میده و🌺 به نظرم این نماز رو از دست ندیم بچه ها... از بس مهربونه که همش دنبال بهونه است تا کمک کنه که ما پاک بشیم🙏 تنبلی نکنیدا😒 سعی کنیم که حتما بخونیم انقدرم آسونه. ⭕️میری حموم غسل میکنی و بعدش وضو میگیری بعدش دو تا نماز دو رکعتی مانند نماز صبح میخونی به نیت نماز یکشنبه ماه ذی القعده❤️ توی هر رکعت " " و بار " " و سوره " " و سوره " " میخونی❤️ پس از پایان چهار رکعت، بار استغفار کن. 🌷استَغفِرُ اللهَ و اَتوبُ إلیه🌷 و یکبارم ذکر: ☘️لا حول و لا قوة الا بالله☘️بگو و این دعا رو آخرش بخون 🌺یا عَزِیزُ یا غَفَّارُ اغْفِرْ لِی ذُنُوبِی وَ ذُنُوبَ جَمِیعِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ فَإِنَّهُ لَا یغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا أَنْتَ🌺👇 به دوستاتون هم بگید بچه ها☺️ 👇 ♥️ @shahidnekahi
🌷 🌷 .... 🌷کلاس پنجم ابتدایی و دوازده ساله بودم و در بحبوحه زمانی بود که شهدا و مخصوصاً شهدای عملیات رمضان را می‌آوردند و چند نفر از کسانی که در مسجد حق استادی به گردنم داشتند هم در عملیات رمضان به شهادت رسیده بودند؛ همان‌جا بود که تصمیم گرفتم به جبهه بروم. در ابتدا رفتنم برای خدا و فی‌سبیل‌الله نبود؛ در فضای احساسی و بچگانه‌ی آن سن و سال بودم و با گریه و اصرار به سپاه رفتم؛ مطمئن بودم که با توجه به شرایط سنی و جسمی و این‌که سن و قدم کوچک بود قبول نمی‌کنند اما برای این‌که آرامم کنند، برایم پرونده‌ای تشکیل دادند و تمام مواردی که برای اعزام نیاز بود گرفتند و بقیه شرایط را به اذن والدین منوط کردند. پدرم به هیچ عنوان راضی نبود با آن سن و سال به جبهه بروم، با این‌که خودش در آن زمان در خط ولایت بود. خودم با بچگی‌ام نامه‌ای نوشتم و با انگشت شستم با خودکار اثر انگشت زدم و آن برگه اذن والدینم شد؛ نکته جالب این است که سپاه تمام این موارد را می‌دانست و فکر می‌کردم نمی‌دانند. 🌷از آن به بعد هر هفته که اعزام بود، با تمام اعزام‌ها می‌رفتم و وقتی به پادگان می‌رسیدم من را برمی‌گرداندند؛ حدود ۱۸ مرتبه من را از پادگان برگرداندند و همه جلوی پادگان مرا می‌شناختند و خودم هم می‌دانستم هر هفته برمی‌گردم. تمام قصه زندگی‌ام از روزی شکل گرفت که ورودی سپاه نگهبان بودم و آن روز اعزام بود؛ شنیدم که اعزام مستقیم به جبهه است یعنی پادگان نمی‌روند؛ ۲۳ مهرِ سال ۱۳۶۱ اعزام مستقیم به سپاه بود و مسئول تبلیغات سپاه گفت: اگر می‌خواهی به جبهه بروی این بهترین موقعیت است. آن روز ۵۰ تومان از آقای قاسمی نامی قرض گرفتم و یک کیف خریدم و زیر صندلی ماشین مخفی شدم و نزدیک غروب از دولت‌آباد به سمت مسجد فاطمیه می‌رفتیم و ذوق زیادی داشتم؛ مسجد فاطمیه توقف کردیم و همراهان نماز مغرب و عشاء را خواندند اما از ترسم از ماشین پیاده نشدم و نمازم را نخواندم البته ۱۳ ساله بودم و نماز بر من واجب نبود. 🌷از پنجره اطرافم را مراقب بودم که دیدم پدرم به مسجد آمده و دنبالم می‌گشت؛ زیر صندلی ماشین مخفی شدم و همان موقع یک صندوق انار در ماشین بود و دقیقاً جلوی همان صندلی گذاشتند که زیر آن مخفی شده بودم و جایم امن شد؛ نزدیک خرم‌آباد بودیم که سردم شده بود و پایم درد گرفته بود و از زیر صندلی بیرون آمدم که دقیقاً از زیر صندلی فرمانده سپاه بیرون آمدم. فرمانده سپاه گفت: اين‌جا چکار می‌کنی؟! همان‌جا بود که گریه‌ام گرفت و گفتم: بگذارید به جبهه بیایم. گریه‌ام را دید و چاره‌ای نداشت به همین دلیل گفت: تا اهواز بیا و آن‌جا با اولین ماشین برگرد. به استانداری اهواز رسیدیم و از صبح تا عصر در سرویس بهداشتی آن‌جا مخفی شدم تا همه بروند؛ وقتی از سرویس بهداشتی بیرون آمدم همه رفته بودند و مجبور شدند نگه‌مان دارند؛ چون جثه‌ام کوچک [بود]، از گردان حضرت رسول(ص)، فرمانده گردان قد و شیطنتم را دید و مرا به عنوان علمدار گردان انتخاب کرد و عملاٌ از آن تاریخ در جبهه ماندگار شدم. : رزمنده دلاور محمد احمدیان ❤️اَلّلهُمَّـ؏عَجِّل‌لِوَلیِّڪَ‌الفَرَج❤️ 👇 ♥️ @shahidnekahi
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔹شهید بهشتی: در این محیط که از در و دیوارش تحریک به شهوت و هوس‌بازی می‌بارد، چه‌چیزی می‌تواند شما را در برابر این تحریکات مصون بدارد؟ نماز؛ نماز روح‌دار و آهنگ‌دار.
✍حسن داروخانه ای که در جبهه با گیاهان دارویی اش به درمان بیماران می شتافت شهید حسن اسدی... 🔹حسن داروخانه ای را همه بچه های گروهان شهید چمران می شناختند مادرش انواع داروهای گیاهی را در ساکش گذاشته بود هر وقت یکی از بچه ها دچار بیماری و درد می شد حسن با گیاهان دارویی به درمانش می پرداخت. 🔸او طبعی شوخ داشت بچه ها با شوخی های او غم و غصه هایشان را فراموش می کردند. 🔹هر وقت یکی از بچه ها در حین کار احساس تشنگی و گرسنگی می کرد او بلافاصله به یاری اش می شتافت و کار ناتمامش را با عشق و علاقه به پایان می رساند. 🔸با فرا رسیدن شب وقتی همه می خوابیدند تازه کار او آغاز می شد لباسهای پاره بچه ها را با نخ و سوزنی که داشت می دوخت لباسهای کثیف را می شست پوتینها را بررسی می کرد اگر پارگی داشتند تعمیر می کرد و اگر خاکی بودند آنها را تمیز می کرد و واکس می زد. 💢راوی آقای محمد زمانی همرزم شهید... شهید_حسن_اسدی همراه_شهدا
از کجا مطمئنی دکمه لباسی که میبندی توی غسالخونه وا نشه؟ پس پاشو یه تکونی بخور بله باشمام پاشو الان هم دیره تو میتونی به جنگ شیطون بری 🤜💪 وضو بگیر همین الان پاشو...💙
بودن کشتی در آب خطرناک نیست... اما بودن آب در کشتی خطر دارد! ‌ بودن مؤمن در دنیا خطرناک نیست... اما بودن دنیا در قلب مؤمن خطرناک است 💙💙
مسیر خدا یه ذره صبوری میخواد بعد از مدتی خدا شروع به جواب دادن میکنه..🌱 💙
آقا امیر المومنین علیه السلام با چاه درد و دل می‌کرد حرف دلتون رو به هرکس‌ نزنید...💙
اَللّهُمَّ غَیِّر سُوءَ حالِنا بِحُسنِ حالِکَ بدحالی ما را به حال خوش تغییر بده شب بخیر✨💙
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌸صبح یعنی: 🌷یک سـلام آبی که بوی 🌸زنـدگی بده 🌸صبح یعنی: امید برای 🌷یک شـروعی زیبـا 🌸صبح یعنی: یک معجزه 🌷یعنی: یک ایمـان 🌸دوباره به قدرت خداونـد "صبحتان پر از آرامش" ❤️اَلّلهُمَّـ؏عَجِّل‌لِوَلیِّڪَ‌الفَرَج❤️ 👇 ♥️ @shahidnekahi