کوه باشی، سیل یا باران چه فرقی میکند؟
سرو باشی، باد یا طوفان چه فرقی میکند؟
مرزها سهم زمینند و تو اهل آسمان
آسمان شام با ایران چه فرقی میکند؟
مرز ما عشق است هر جا اوست آنجا خاک ماست
سامرا، غزه، حلب، تهران! چه فرقی میکند؟
قفل باید بشکند، باید قفس را بشکنیم
حصر «الزهرا» و «آبادان» چه فرقی میکند؟
هر که را صبح شهادت نیست، شام مرگ هست
بی شهادت مرگ با خسران چه فرقی میکند؟
شعله در شعله تن ققنوس میسوزد ولی
لحظۀ آغاز با پایان چه فرقی میکند؟
سیدمحمدمهدی شفیعی | مجموعهشعر «مرز ما عشق است» | انتشارات شهرستان ادب
#دوره_اول_آفتابگردانها
@ShahrestanAdab
ماجرای علاقه حاج قاسم به یک شعر؛ فیلم منتشرنشده از شعرخوانی سردار
#مرور گفتگوی خبرگزاری مهر با سیدمحمدمهدی شفیعی
mehrnews.com/x36Sh8
@ShahrestanAdab
🔹انسانِ داستاندار از نظر عاطفی به اصل زندگی نزدیکتر است
🔻مجید قیصری نویسنده و منتقد ادبی، بهعنوان نخستین سخنران، با تفکیک «زیست تجربی» از «تجربه زیسته»، اولی را امری عینی و عمومی دانست که میان گروهی از انسانها مشترک است و دومی را حاصل تأثیر حادثه بر هر یک از انسانها توصیف کرد. به اعتقاد او، ادبیات زمانی شکل میگیرد که زیست تجربی مشترک به سمت تجربه زیسته آدمها حرکت کند. زمانی که امر بیرونی در انسانهای مختلف به امری درونی تبدیل میشود، داستان شکل میگیرد.
او در ادامه افزود که ممکن است چند نفر در یک موقعیت واحد، مانند جنگ، حضور داشته باشند، اما روایت هر یک از آنها از آن موقعیت کاملاً متفاوت باشد. ادبیات، منظرهای متفاوت را به رسمیت میشناسد؛ درست شبیه حکایت مشهور مولانا درباره فیل در تاریکی. هرکس بخشی از فیل را درک میکند و با پرورش دریافت خود، تصویری متفاوت ارائه میدهد. ما به خودِ پدیده یا همان «فیل» دسترسی مستقیم نداریم، بلکه تجربه و درک خودمان از واقعیت را بیان میکنیم.
🔻در ادامه نشست، علیرضا شفاه پژوهشگر فلسفه و عضو شورای علمی موسسه علم و سیاست اشراق، هر موقعیت مرتبط با داستان را در نسبت با ارتباط انسان با تجربه اصیلتر دانست. به گفته او، چه کسی که درگیر یک داستان است، چه کسی که آن را مینویسد و چه کسی که آن را میخواند، با عواطف انسانی اصیلتری درگیر است تا کسی که حادثه را صرفاً به مثابه یک تجربه و از موضعی بیرونی روایت میکند.
شفاه با اشاره به اینکه منظر تجربهنگارانه و فاصلهگرفته از موضوع، معمولاً اخلاقیتر به نظر میرسد، تأکید کرد که این منظر لزوماً به اندازه انسان درگیر با حادثه اصیل نیست. به باور او، انسان در نبردی که در دل هر داستان شکل میگیرد، وجه انسانی خود را به نمایش میگذارد.
او در ادامه گفت: هر داستانی جنگی به راه میاندازد. جنگ بر زندگی انسانها عارض نمیشود، بلکه انسانها در تلاش برای رسیدن به خواستههای خود، جنگ را ایجاد میکنند. بنابراین، انسانِ داستاندار از نظر عاطفی به اصل زندگی نزدیکتر است.
🔹این جنگ، جنگی برای آینده ایران است
🔻در بخش دوم نشست، مجید قیصری به موضوع هویت ملی ایرانیان پرداخت. او با اشاره به اینکه فارغ از نسبت افراد با حاکمیت و دولت، هنگامی که کسی هویت یک ملت را هدف قرار میدهد و اعلام میکند که قصد نابودی تمدن ایران را دارد، صحنهای تازه شکل میگیرد، گفت: در چنین شرایطی، نبردی وجودی پدید میآید که ناگزیر مقاومت ملی را رقم میزند.
به گفته قیصری، ملت برای حفظ آینده خود میجنگد، زیرا هویتش مورد تهدید قرار گرفته است. تکتک افراد ملت در برابر عبور بیگانه از خط قرمز تجزیه ایران، خود را مسئول میدانند. در این نقطه، جنگ به مسئله آنها تبدیل میشود و آنان را به واکنش وامیدارد.
او در ادامه، ادبیات را دارای ظرفیتی برای پاسخگویی به این مسئله دانست و گفت ادبیات با «آشناییزدایی» پاسخی به مسئله ارائه میدهد که میتواند در روایت رسمی خدشه ایجاد کند و صحنه را رنگارنگ سازد. به تعبیر او، ادبیات نورهای متفاوتی بر «فیل» میتاباند تا ما را به واقعیت نزدیکتر کند.
🔻در ادامه این بخش، علیرضا شفاه با اشاره به نقش ادبیات در یکپارچه کردن ذهن جامعه، داستان را عاملی دانست که پراکندگی را از میان میبرد. به گفته او، پایان هر عمل ما نسبت یکسانی با اراده انسانی ندارد. انسان برخی امور را با اراده خود و بهصورت پیگیرانه دنبال میکند؛ اموری که اتفاقاً در تاریکی قرار دارند.
شفاه افزود: ابهام و خطری که در پس تاریکی موقعیت عمل وجود دارد، تناقضی با عمومی بودن داستان ندارد. اراده کردن به معنای به استقبال سرنوشت رفتن در گوشهای تاریک است. جهل ما نسبت به آینده، زندگی را به امری خطرناک تبدیل میکند. انسان به دلیل خطر ناشناختهها، جنگ را برپا میکند. چرا انسان نباید بداند آینده چیست؟ اما نمیداند. به همین دلیل، داستانها با یکدیگر یکسان نیستند.
او در ادامه تأکید کرد که تجربههای متفاوت، ارزش داستانی یکسانی ندارند؛ چراکه هرکدام به میزان متفاوتی مخاطب را متوجه تاریکیهای زندگی خود میکنند.
در ادامه نشست، حاضران تا ساعت ۱۸ به ارائه دیدگاهها و گفتوگو با مهمانان پرداختند.
لازم به یادآوری است سلسلهنشستهای تخصصی «ادبیات، جنگ و جامعه» بهصورت ماهانه در محل مؤسسه فرهنگی هنری شهرستان ادب، واقع در خیابان شریعتی، بالاتر از سهراه طالقانی، روبهروی سینما صحرا، پلاک ۱۶۸ برگزار خواهد شد.
#شهرستان_ادب
#داستان_انسان_در_جنگ
#مجید_قیصری
#علیرضا_شفاه
@ShahrestanAdab
📺 فیلم کامل کلاس دکتر قربان ولیئی با موضوع «بدایت و غایت شعر»
در نخستین اردوی دوره دوازدهم آفتابگردانها
آپارات شهرستان ادب را دنبال کنید:
https://www.aparat.com/v/ppct8m6
@ShahrestanAdab
⭕ به بهانه اراجیف مارک روبیو، وزیر خارجه ینگه دنیا در یونان
شمشیر انتقام خشایارشاه!
ای ینگه! ای تجمع دونان!
هان با توام تفالهی یونان!
پس ماندهی جنازهی اسکندر!
در جستجوی قدمت و تاریخ
آویخته به دامن خاکستر...
کفتار یانک، زوزهکشان، دست و پا زنان
بر جانش اوفتاده هراس پلنگ و شیر
ماخولیا زده
دیدهست در کرانهی آفاق، ماه را
حس کرده است بیخ رگِ گردن
شمشیر انتقام خشایارشاه را...
ای ینگهی رسیده به پایان!
تاریخ
تکرار میشود
از شرقِ پارسه
خورشید زخم خوردهی خونخواه
بیدار میشود
این موج انتقام
از بحر تا به نهر
از تنگه تا یمن
از نیل تا فرات
گویی سپاه پرسپولیس است
تاوان انفجار ۹ اسفند؛
تاوان شعلههای شب ساردیس
ویرانههای اکروپولیس است....
رضا شیبانی
۱۷ مهر ۱۴۰۵
#شهرستان_ادب
@ShahrestanAdab
◽️به بهانه ۲۰ مهر، روز بزرگداشت حافظ
امام شهید سیدعلی حسینی خامنهای
«نمیشود باور کرد کسی مانند حافظ شصت، هفتاد سال عمر کند، اقلا پنجاه سال شعر بگوید و فقط به قدر همین دیوانی که از او بر جا مانده است، شعر گفته باشد. آیا این قابل باور است؟! میشود قبول کرد که حافظ با آن طبع شعر والای خود، پنجاه سال شعر بگوید و فقط توانسته باشد پانصد غزل ارائه دهد؟! قابل باور نیست! میخواهم این طور بگویم که حافظ اقلا ده برابر آنچه که از او باقی مانده، شعر گفته؛ اما نه برابرش را دور ریخته است! چنین بوده که حافظ، حافظ شده است؛ کمااینکه اگر برخی از شعرای مکثار گذشته هم بدین نحو به تصفیهی شعر خود میپرداختند، حداقل حافظ دوم یا شاعر بلند مرتبهای میشدند. به عنوان مثال، غزلهای خوب و درجهی یک صائب تبریزی، معلوم نیست خیلی به غزل حافظ باج بدهد؛ اما در شعرهای بدش گم شده است! یا مثلا حزین لاهیجی، اگر از چند هزار غزل خود، پانصد غزل ناب و درجهی یک برمیگزید و ارائه میکرد، معلوم نبود شعرش با شعر حافظ، آن قدری که الان تفاوت دارد، تفاوت میداشت. مقصود این است که هر کس شعر بد خود را پاره کرد و دور ریخت و حتی در بایگانی ذهن، نگه نداشت، او برده است!»
بیانات در دیدار جمعی از شعرا، به مناسبت سالروز میلاد امام حسن ۱۳۷۵/۱۱/۰۶
#رهبر_شهید
#حافظ
@ShahrestanAdab
9.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ارادهمندها نبرد را بر پا میکنند
کسی که اراده انجام کاری دارد، هزینههایش را میپردازد و به استقبال خطر میرود. پرداخت هزینه مشخص میکند که یک هدف چقدر ارزش جنگیدن دارد. در میانه نبرد، انتهای کار مشخص نیست اما انسان بااراده آن جنگ را تا انتها پیش میبرد. او قهرمان داستانِ آن هدف است و مسئولیت پایان کار با خود اوست. برای همین است که جنگ بهترین موقعیتهای داستانپردازی را در اختیار نویسنده قرار میدهد.
#علیرضا_شفاه
#ادبیات_جنگ_جامعه
#داستان_جنگ_از_رخداد_تا_تجربه
@ShahrestanAdab
⭕ به بهانه دفاع مسئول اسبق از قرارداد ننگین ترکمنچای
سماور!
مثل یک قوری ترکخورده، عاشق قندِ ترکمانچایند
دیگران بستهی حکومت ری، این و آن بندِ ترکمانچایند
بعد یک عمر خون دل خوردن، بعد صد قرن سرختن مُردن
همچنان این حریفهای ظریف: ماتِ لبخندِ ترکمانچایند
در گلستان نشستهاند آرام، شاد بر تخت فتحعلیشاهی
کاتبانِ قلم به کف که هنوز، مست ترفند ترکمانچایند
«نخجوان» نسخهی نخستین بود، بعد «بحرین» و... کاتبی دیگر
اینک این ناسخانِ دیوانکار، نسخهی چندِ ترکمنچایند؟
یکنفر از تبار چایِستان باز روشن کند سماور را
دور این سفره عدهای چندی است، در صفِ قند ترکمنچایند!
محمد مرادی
#شهرستان_ادب
@ShahrestanAdab
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
لحظه ادبیات
هر روایتی حاصل مواجه شدن با واقعیت است. البته اگر واقعیت به چنگ راوی در بیاید. واقعیت نه کامل دور از دسترس روایت است، نه تمامش در چنگ راوی است. همین هم منشأ اختلاف روایتها میشود. اینجا لحظه تولد ادبیات است، جایی که صداهای گوناگون به رسمیت شناخته میشود. البته معمولا هر راوی بر تمامیت روایت خود پا میفشارد و با قاطعیت از چیستی واقعیت سخن میگوید. این قاطعیت به جنگ روایتها میانجامد.
#مجید_قیصری
#ادبیات_جنگ_جامعه
#داستان_جنگ_از_رخداد_تا_تجربه
@ShahrestanAdab
⭕ به مناسبت ولادت حضرت زینب (س)
جمعیت یازینب
ملت پیروز ایران، ملتِ یازینباند
مردم مبعوث ما در بعثتِ یازینباند
گریههایی که درِ باغ شهادت را گشود
گریههای هایهایِ هیئت یازینباند
روضههای خانگی، معراجِ فرزندان ماست
خانههایی که پر از جمعیتِ یازینباند
پیشهٔ ما خدمتش، اندیشهٔ ما حکمتش
حکمرانهای جهان در کسوت یازینباند
ای خوشا دلهای آرامی که در حصن حسین...
سرزمینهایی که در امنیّتِ یازینباند
انبیا و اولیا و چارده معصوم ما
روز و شب، سرگرمِ شکر نعمت یازینباند
کربلا را دیدهایم، آری یزیدان زمان
تا قیامت در هراس از هیبتِ یازینباند
رهبر ما زینبی بودهست و نهضت، زینبی
سروها در سایهٔ قدقامت یازینباند
میلاد عرفانپور
۲۳ مهر ۱۴۰۵
@ShahrestanAdab
هدایت شده از «امین»
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍️ ای کاش فراغتی فراهم میشد...
👈 بازنشر به مناسبت میلاد حضرت زینب(س) و روز گرامیداشت مقام پرستار
ای کاش فراغتی فراهم میشد
از وسعت دردهای تو کم میشد
این بارِ مصیبتی که بر شانۀ توست
ایوب اگر داشت قدش خم میشد
🎤 شعرخوانی آقای میلاد عرفانپور در دیدار سالانۀ رهبر شهید انقلاب با شاعران ۱۳۸۵/۰۷/۱۶
📲 @khamenei_poems