1396-02-24-zohoor.mp3
6.37M
🔊 #صوت
📝 انتظار امام زمان، امر فطری است
✏️ گفتاری از استاد حسینی شاهرودی
📝 انتظار امام زمان، امر فطری است
✏️ گفتاری از استاد حسینی شاهرودی
💠 یکی از معانی انتظار این است که انسان منتظر، طالب وضع بهتر از وضع موجود باشد. یعنی در هر شرایطی که هست، هم به لحاظ اعتقاد، فکر، باور، ایمان و علم، هم به لحاظ اخلاق، صفات و ملکات نفسانی و هم به لحاظ رفتار هیچگاه قانع و در نتیجه، واقف در وضعیت بالفعل و کنونیاش نشود.
💠 این نوع انتظار اولاً هیچگاه پایان نمیپذیرد. یعنی همچنانکه انسانها قبل از پیدایش ادیان دنبال چنین انتظاری بودند، هنگام ادیان هم بودند و این مسیر ادامه خواهد داشت.
💠 به تعبیر دیگر، انسانها به لحاظ فطری در همه حوزهها انتظار وضعیت بهتر را میکشند. کسی نیست که در مسیر علم باشد و نخواهد علمش را تکمیل کند، مخصوصاً اگر همت عالی داشته باشد و اهل تلاش باشد. ممکن است کسی اهل تلاش نباشد و بگوید همین اندازه که داریم کافی است. اما چون تنبل است میگوید کافی است و الا اگر به او بگویند با اینکه نمیخواهی زحمت بکشی، بیزحمت اگر علم را در مغزت بفرستیم، میخواهی یا نه؟ همه میخواهند.
💠 این حب به کمال و حب به جمال از ویژگیهای فطری انسان است. کمال مطلق و جمال مطلق، برترین درجه از کمال و جمال، در حد فطرت و ذات انسان مطلوب اوست و در حد وجود و هویت انسان نهفته است. بنابراین تمام انسانها پیوسته کمالات را بیش از گذشته میخواهند. لکن گاهی فکر میکنند کمال، مال است، گاهی کمال جاه، شهرت، اعتبار و لذت و مانند اینهاست، مصادیق متفاوت است و الا هر کدام از اینها را که احتمال بدهند یا بدانند از مصادیق کمال یا جمال است، میطلبند و به دنبال آن هستند.
💠 بخش دیگر این است که ضمن اینکه اینها را میطلبند، انگار در ضمیر و هویتشان یک اصل تغییرناپذیر نهفته است که به آینده امید داشته باشید؛ آینده بهتر خواهد شد. اگر کسی و کسانی از آینده ناامید باشند، بهگونهای که بگویند که ما تمام تلاشمان را کردیم، نشد، [پس] معلوم میشود که نمیشود؛ این نوعی مریضی دارد، درجاتی از افسردگی دارد. نه فقط درجاتی از نادانی و مانند آنها دارد، بلکه مشکلات روحی و روانی دارد و الا این امر طبیعی که در بین همه انسانها هست که در هفتاد سالگی چنان برنامهریزی میکنند که انگار هفتاد سال دیگر هم میخواهند زنده باشند، این امری فطری، وجودی و پسندیده است.
💠 ریشههای انتظار امام زمان علیه الصلات و السلام و منتظر بودن برای عصر طلایی ظهور و تجلی تفصیلی جزئی اسماء و صفات خدای متعال در قامت ولی الله اعظم همین است. زیربنا و ریشهاش فطرت وجود آدمی است. همانطور که توحید امر فطری است، انتظار هم امر فطری است. امید به آینده، امید به اینکه شاید عمرمان طولانیتر شد، این شاید ـ حال درست است که در زمان ما آدمها یک مدت که کار کردند، بازنشسته میشوند ولی کسانی که حقوق میگیرند بازنشست میشوند، اما کسی که شغل آزاد داشته باشد، بازنشستگی معنا ندارد ـ این میل طبیعی به کمال و استکمال، ریشه انتظار حضرت حجت صلوات الله و سلامه علیه است.
💠 بنابراین تمام انسانها این را دارند. اینکه گفته میشود مهدویت از عقاید همه ادیان است، اعتقاد به منجی، از اعتقادات همه انسانهاست، به خاطر این اصل زیربنایی است. نه اینکه در کتابهایشان خوانده باشند؛ اگر در کتابها هم نخوانده بودند، همینگونه بود؛ نه اینکه فکر کردند که بالاخره خدا آدمیان را رها نمیکند و یکجایی کمک میکند، ممکن است که هیچکدام از اینها هم نباشد. حتی اگر انسانها در کتاب هم نخوانده باشند و فکر هم نکرده باشند، در متن وجودشان امید به آینده و انتظار وضعیت بهتر و راضی نشدن به وضعیت فعلی نهفته است.
💠 بر این اساس، اصل انتظار اولاً مشترک بین همه ادیان، نحل، فرق و همه انسانهاست. ثانیاً حقیقت و اعتقادی است که انسانها را یا پیوسته رشد میدهد و به کمال میرساند و یا رشد و تکاملشان را شدت میبخشد.
💠 اگر کسی بداند که فردا از امروز بهتر است و ثانیاً این بهتر بودن فردا ریشه در تلاش ما هم دارد، تلاش خواهد کرد. کسی که برای گرفتن دیپلم دوازده سال درس میخواند، کسی که برای تهیه کردن خانهای، مغازهای، باغی بیست سال زحمت میکشد، به خاطر این است که میداند تلاش او در ساختن زندگی فردایش مؤثر است. بنابراین بسیاری از انسانها هستند که اگر قدری جمعتر زندگی کنند و قانع باشند، با یک شیفت کار کردن هم زندگیشان را تأمین میکنند؛ لکن میخواهند خانه آنها بزرگتر باشد، میشود کوچکتر باشد؛ میخواهند غذایشان متنوع باشد، میشود متنوع نباشد، اما در عین حال دو شیفت کار میکنند و آخر وقت وقتی میخواهند به خانه بروند، در بین راه دو تا مسافر هم سوار میکنند، این مال این امر فطری است و امر پسندیده است.
💠 اگر بهخاطر عوامل عصری و قسری و محدودیتهای اجتماعی و مانند آن این امر نامطلوب بشود، آن چیزی دیگری است. مثلاً برای کسی که زندگیاش را از طریق شغلش تأمین میکند، خوب نیست که دو تا مسافر کنار خیابان را هم همین بردارد. این مسافر کنار خیابان را بگذارید برای کسی که زندگیاش را از این طریق تأمین میکند، بردارد و جابجا کند تا زندگی او هم بگذرد. بنابراین تا وقتی که تاکسی، ماشینهای خطی و اینهایی که میایستند تا مسافر ببرند و هیچ کار دیگری ندارند، میتوانند مسافر ببرند، دیگران حق ندارند مسافر جابجا کنند.
💠 اما بهر حال اینها امور عرَضی هستند، اما اصل این است که آدمی تلاش کند برای فردایی بهتر، در همه حوزهها؛ در حوزه فکر، اعتقاد، عمل، رفتار، زندگی، امکانات، آسایش، رفاه، ثروت، مکنت و مانند اینها این امر پسندیده است و همین با انتظار فرج یا انتظار ظهور امام زمان علیه الصلات و السلام گره خورده است.
کانال طهور
@sharabetahour
💠 حضرت مهدی صلوات الله و سلامه علیه؛ خلیفۀ الله
🗂 گفتاری از استاد حسینی شاهرودی
🗂 متن کامل در نشانی زیر:
https://b2n.ir/n49435
🔊 صوت در ادامه🔽🔽
کانال طهور
@sharabetahour
💠 همه اسرار را او میگشاید
📝 گفتاری از استاد حسینی شاهرودی
🗂 متن کامل در نشانی زیر:
https://b2n.ir/t08950
🔊 صوت در ادامه🔽🔽
کانال طهور
@sharabetahour
💠 معنای انتظار
📝 گفتاری از استاد حسینی شاهرودی
🔊 صوت و 🗂 متن در ادامه🔽🔽
کانال طهور
@sharabetahour
💠 معنای انتظار
📝 گفتاری از استاد حسینی شاهرودی
💠 آنچه درباره عبادت بودن و ثواب داشتن انتظار فرج گفته شده، یا در اغلب موارد و یا به عنوان یکی از مصداقهای تام انتظار فرج، انتظار گشایش گرههای کار امت و شیعیان است، نه فرج امام زمان (صلوات الله و سلامه علیه). یکی از این دو احتمال است: یا در اغلب موارد، مقصود از انتظار فرج که عبادت است و ثواب دارد، همین گرهگشایی از کار بندگان خداست و یا اینکه اگر فرج امام زمان صلواتاللهوسلامهعلیه هم هست، یا یکی از مصادیق فرج است و یا مصداق اتم نیست.
💠 اینکه انسانها، مؤمنین و شیعیان انتظار داشته باشند که گره از کار خلق باز شود، گرههای خلقی، اعتقادی، رفتاری، اجتماعی، اقتصادی و ...، انتظارِ اینها عبادت است، چون با امید به رحمت خدای متعال و رجا به فضل الهی تطابق و تناسب تام و تمام دارد.
💠 البته با توجه به اینکه در فرج امام زمان صلواتاللهوسلامهعلیه هم چنانکه از ظواهر فهمیده میشود، بسیاری از گرههای کار خلق باز میشود، یا بسیاری از باز شدنها به نقطه پایان و تمامیت میرسد و الا باز شدن گرهها از خیلی جلوتر شروع میشود، مربوط به زمان انتظار نیست؛ از دوره قبل از فرج آرام آرام شرایط ظهور که فراهم میشود، فرجی حاصل میشود یعنی گره از کار خلق، هم کارهای دنیوی و هم کارهای اخروی باز میشود و تمامیت آن به دست حضرت انجام میشود و الا اینگونه نیست که مردم همینطور به دنبال کارهای خودشان باشند، فساد در دریا و خشکی و زمین و آسمان به دست مردم انجام شود و منتظر یک معجزه باشند.
💠 اگر کار به معجزه انجام میشد، یکصد و بیست و چهار هزار پیامبر هم آمدند و معجزات بزرگی ارایه کردند. کسانی مانند حضرت نوح علیهالصلاتوالسلام معجزهاش این بود که بهطور کلی ستمگران و کفار را ریشهکن کرد و اثری از آنها باقی نماند، اما در عین حال طولی نکشید که نسل بعدی یا چند نسل بعد، اگر شبیه نسلهای گذشته نشدند، خیلی تفاوت هم نداشتند. کفار، مشرکین و مستکبرین، همه باقیماندههای نسل صالحان قوم حضرت نوحند.
💠 بنابراین نباید انتظار داشته باشیم که امام زمان یک شمشیری بیاورند که همه را از دم قلع و قمع کند. چون اگر قلع و قمع کند، تا به حال بارها و بارها این اتفاق افتاده و قلع و قمع شدند، بهصورت تام و تمام در عصر حضرت نوح اتفاق افتاده ولی دوباره به سر جای اول برگشته. یک مسیر خارق العاده نیست، مسیر طبیعی است همراه با فرآیند بسیار گسترده تکامل انسانها که ان شاء الله به نتیجه برسند.
💠 بنابراین اولاً، انتظار فرج که عبادت است و فرج به معنای گرهگشایی از کار امت، شیعیان و بهطور کلی خلق خدای متعال، این عبادت بسیار بزرگی است و انسان هر قدمی که در مسیر گرهگشایی بردارد، در واقع در مسیر تامترین و کاملترین عبادات قدم برداشته. البته با توجه به همین نکته گفته شده، انتظار ظهور امام زمان صلواتاللهوسلامهعلیه هم از مصادیق انتظار فرج به حساب میآید.
💠 نکته دوم با توجه به آنچه در نکته اول گفته شد، این است که: این کار با توجه به بسیاری از شواهد که یکی، دو مورد از آن گفته شد، با اعجاز همراه نیست و بهصورت طبیعی است. اگرچه آنچه که در روایات آمده، برای انسان آن عصر امر خارق العاده و معجزهوار بوده؛ اینکه امام زمان صلواتاللهوسلامهعلیه را در هر جایی از کره زمین مشاهده میکنند، در زمان گذشته این را معجزه میدانستند، چون امکان مشاهده حضرت وجود نداشت. کسانی میتوانستند حضرت را مشاهده کنند که نزدیک و در فاصله چند متری او باشند، اما اینکه آن حضرت در مکه باشند، اهل مدینه، کوفه، بصره و نقاط دوردست ایشان را ببینند، برای آنها معجزه بود. ولی نهفقط الآن با توجه به ابزار جدید معجزه نیست، بلکه با توجه به ابزارهای دقیقتر، کاملتر و علمیتری که در آینده ان شاء الله به ظهور خواهد رسید، مشاهده حضرت حتی بیشتر از مشاهده از طریق تلویزیون و تصاویر تک بعدی است.
💠 یا اگر مثلاً در روایات دارد که حضرت وقتی که کنار کعبه میایستد، فریاد میزند و ندا میدهد که اهل عالم، من مهدی هستم و همه به من ایمان بیاورید، صدا به همهجا میرود، این برای گذشته که ابزار رساندن صدا فقط حنجره بود، البته کار خارق العادهای است که کسی با حنجره خود، صدایش را به همه عالم برساند. ولی الآن مشاهده میفرمایید که یک نفر در مرکزی در هر کجای دنیا، در غرب یا شرق صحبت میکند، صدایش بهآسانی بدون اینکه فریاد بزند و به خودش زحمت بدهد، به همهی دنیا میرسد.
💠 این اتفاق باید بیفتد و تا نیفتد، انتظار معجزه نباید داشته باشیم. اگر قرار بود معجزه شود، خیلی زودتر از این میتوانست بشود، آنهم به دست کسانی که قطعاً و یقیناً از حضرت مهدی صلواتاللهوسلامهعلیه برتر بودند، مانند امیر المؤمنین، مانند وجود مبارک خودِ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم. ملاحظه میکنید که در کارهایی که پیامبر انجام داده، کار بهصورت طبیعی، آرام و تدریجی انجام شده؛ به آنها حمله کردند، گاهی عقب رفتند، گاهی جلو آمدند، گاهی نقشه ریختند، آنها را در شعب ابیطالب محاصره کردند. او ختم انبیاست و بزرگتر از او انسانی در عالم هستی بهوجود نیامده است، ولی سه سال گرسنگی، سختی و گرفتاری را تحمل کردند تا بلکه زمینه در جای دیگر فراهم شود، نه اینکه معجزهای کنند و همچنانکه شق القمر کردند، سرها از تنها جدا شود.
آخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمین
کانال طهور
@sharabetahour
💠 بقیه مواردی هم که درباره ظهور حضرت حجت صلواتاللهوسلامهعلیه گفته شده، از همین قسم است یعنی با توجه به فکر، فهم و ادراک پیشینیان، معجزهوار است، اما با توجه به ابزار و وسایلی که حالا به وجود آمده، بلکه ابزار و وسایلی که در آینده به وجود خواهد آمد و کشف و اختراع میشود، اینها امور طبیعی هستند. نهفقط ابزار و وسایل، بلکه حوادث و رخدادهایی هم که اتفاق میافتد، امور طبیعی است و امر خارق العاده نیست.
💠 همچنانکه مثلاً سی و پنج سال پیش در کشور ما نهضتی اتفاق افتاده که مردم نه تیر داشتند، نه توپ، تفنگ، مسلسل و ... داشتند و در نقطه مقابل، رژیم طاغوت همهچیز داشته و با همین الله اکبر گفتن آن را ساقط کردند. این یک کشوری با یک میلیون و ششصد هزار کیلومتر مساحت است، این را ده برابر و بیست برابر کنید، یک مقدار که مسیر و فرآیند رشد انسانها به پیش رود و به فعلیت برسد، اتفاقهای مشابه آنچه در کشور ما رخ داده، در مقیاس چندین و چند برابر، امکان اتفاق آن هست. بنابراین آنچه در این مسیر اتفاق میافتد، مسیر طبیعی تکامل تدریجی انسانهاست، بهگونهای که مشتاق شوند و عدالت را ببینند.
💠 نکته سوم این است که وقتی امام زمان صلواتاللهوسلامهعلیه ظاهر میشوند و به اصطلاح فرج اتفاق میافتد که انسانها مشتاق مشاهده عدالت باشند و این اشتیاق هم درست و راست باشد، نه اینکه بر اساس احساسات و عواطف باشد و مثلاً بخواهند فیلم نگاه کنند و حال اینبار میخواهند فیلم عدالت و عدالتگستری یا فیلم پلیس خوب را ببینند. این اشتیاق باید حقیقی، واقعی و راستین باشد و نشان اشتیاق راستین آن است که پیش از آنکه به مرتبه عدالت تام برسند و آن را مشاهده کنند، آرام آرام خودشان در مسیر عدالت گام برمیدارند. یعنی به تزکیه درون، تخلیه صفات، افکار و رفتار ناپسند میپردازند و همینطور که آرام آرام پیش میروند، نقطهی اوج و تکامل به دست ولی الله اعظم انجام خواهد شد. بسیاری از کمالاتی که حتی در اعصار انبیا علیهم الصلات و السلام و اولیای خدا صلوات الله علیهم اجمعین انجام نشده است، قبل از عصر ظهور انجام خواهد شد.
💠 نکته دیگر و آخرین نکته این است که ضمن این که انسانها رو به کمال میروند و در نتیجه اشتیاق مشاهده و اجرای عدالت دارند و در عمل هم خود گامهای بلندی را برمیدارند، ولی با اینکه ظلم همهجا را گرفته باشد، منافات ندارد. آن ظلمی که همینطور که پیش میرویم، گسترش بیشتری پیدا میکند، غیر از ظلمی است که در گذشته وجود داشته، غیر از ظلمی است که یک نفر پیدا میشد به قدرت، زور، قهر، غلبه و مانند آن ملتها را تسخیر میکرد و اگر کسی صحبت میکرد، زبانش را قطع میکرد، کسی بلندتر نفس میکشید، به دار میآویخت و ... از این قسم ظلم نیست، بلکه ظلمی است که ضمن اینکه ظلم و نارواست و مناسب کرامت انسانی نیست، ولی انسانها آن را خوشایند مییابند. بنابراین با عمله و اکره ظلم و ستمگران بزرگ همراهی و همگامی میکنند.
💠 یعنی تحولات فرهنگی عمیق اتفاق میافتد که انسانها آنچه که برای آنها ظلم است و با کرامت یا فطرت توحیدیشان ناسازگار هست را ناسازگار نمییابند، بلکه خلاف آن را سازگار مییابند و به دنبال یافتن آنچه با فطرت و کرامت آنها سازگار نیست، میروند. مانند آنچه هماکنون اتفاق افتاده که به اسم آزادی آدمها را چنان تسخیر کردند که حاضرند هر کاری انجام بدهند و فقط اسم آن آزادی باشد، به نام دموکراسی، فرهنگ، اختیار، رأی دادن و مانند اینها. اتفاقی که افتاده است، گسترش پیدا میکند.
💠 الآن از بین 190 کشور ممکن است در 10 کشور اینگونه باشد که با میل و رغبت خود، در مسیر ظلم ستمگران یا طرحها و نقشههای ظالمانه و استکباری مستکبران قرار میگیرند، اما بقیه اینگونه نیستند و به زور مورد قهر و قصر قرار میگیرند. اما این گسترش پیدا میکند، بهگونهای که هرچه رادیو میگوید، همان را میشنوند، هرچه روزنامهها مینویسند، هرچه را که طراحان اصلی اداره این جهان تصمیم میگیرند، همانها را با میل و رغبت انجام میدهند.
💠 ضمن اینکه ظلم وجود دارد، ولی انسانها باید در مسیری بروند که با این ظلم فاصله بگیرند یعنی حداقل 1ـ دل آنها موافق با این امر نباشد، غرایز و شهواتشان با طراحیهای جهانی همگام باشد 2ـ در حد توان و اقتضای موقعیتهایشان با این ظلم حداقلْ مقابله و درگیری داشته باشند.