eitaa logo
طهور
537 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
328 ویدیو
6 فایل
پایگاه اطلاع رسانی طهور؛ نشر آثار حجت الاسلام و المسلمین استاد دكتر سيدمرتضی حسينی شاهرودی نشانی: tahour.ir ایتا | سروش | بله @sharabetahour آپارات: tahourap
مشاهده در ایتا
دانلود
💠 حکیم سبزواری، دوباره ملاصدرا 📝 گفتاری از استاد حسینی شاهرودی به مناسبت روز بزرگداشت حکیم ملاهادی سبزواری ـ هشتم اسفند 1ـ حکمت متعالیه کاملاً متفاوت از سایر مکتب‌های فلسفی و حکمی است، نه ترکیب و مخلوطی از آن‌ها 🔹 نظامی است همراه با مبانی ویژه، دقیق و عمیقی که هم مسایل متافیزیکی را می‌تواند حل کند و هم می‌تواند برای سعادت و کمال انسان‌ها راه‌حل‌های عمیق و همه‌جانبه ارایه کند 🔹 در میان شارحان ملاصدرا در میان پیشینیان دو نفر جایگاه بسیار ویژه دارند، اگرچه ناشناخته‌اند: یکی فیض کاشانی، یکی حکیم سبزواری. در میان متأخرین هم علامه طباطبایی و علامه حسن زاده آملی. 🔹 این‌ها جزء کسانی هستند که بهترین تفسیر که نزدیک‌ترین توضیح و تبیین به افکار و مبانی ملاصدرا است را ارایه کردند. 🔹 اگرچه حکیم سبزواری بنیان‌گذار مکتب فلسفی نیست و تا فلسفه ملاصدرا شناخته نشود و عمر آن به پایان نرسد، مکتب فلسفی پدید نمی‌آید ـ الان هنوز مکتب فلسفی ملاصدرا شناخته نشده، بنابراین بنیان‌گذار بعد از ملاصدرا هنوز کسی نیست، ـ اما در شرح حکمت متعالیه گویا ملاصدرا دویست سال بعد آراء و نظریاتش را تفسیر می‌کند 🔹 یعنی در قرابت فکری حکیم سبزواری و ملاصدرا همین‌قدر می‌توانیم بگوییم که تقریباً کسی جایگزین حکیم سبزواری نیست 2ـ حکیمان متأله ـ هم قبل و هم بعد ملاصدرا ـ غالباً اهل سیر و سلوک و زهد در دنیا بودند. جدا از این‌که تقریباً تمام کسانی که جزء شارحان حکمت متعالیه بودند، مجتهد جامع الشرایط و فقیه تمام عیارند. در میان این شارحان مرحوم حکیم سبزواری، هم در فقاهت کم‌نظیر است، اگرچه معاصر با شیخ انصاری است و هم در تفسیر مباحث فلسفی بی‌نظیر است و هم در سیر و سلوک و همچنین زهد در دنیا جزء ستارگانی است که اگر دقیق و درست شناخته شود، تا قرن‌های بعد می‌درخشد. 3ـ کاری که حکیم سبزواری در شرح حکمت متعالیه انجام داده، گویی دوباره ملاصدرا و حکمت متعالیه و عرفان اسلامی را احیا و بازسازی کرده. حکمت متعالیه که حدود دو قرن رو به فراموشی می‌رفت و ملاصدرا و آثار او را هیچ کس نمی‌شناخت و در نتیجه بعد از ملاصدرا عرفای بزرگی هم رشد و ظهور نکردند، با آمدن حکیم سبزواری و این ویژگی‌های سلوکی و زهدی که در دنیا و نسبت به همه ماسوی الله دارند، سبب شده که عرفان اسلامی را احیا کند. دوم، حکمت متعالیه را به‌عنوان دقیق‌ترین و عمیق‌ترین نظام فلسفی که تاکنون در عالم اسلام آمده است، [معرفی کرده] ـ ان شاء الله در آینده مکتب‌های عمیق‌تر و دقیق‌تری هم ارایه شود که قطعاً ‌می‌شود ـ سهمی که حکیم سبزواری در احیا و روزآمد کردن حکمت متعالیه دارد، تقیرباً می‌توان گفت که هم‌سنگ و هم‌اندازه خودِ ملاصدراست. کانال طهور @sharabetahour
💠 ماه شعبان، ماه دست‌یابی به کشتی نجات 📝 گفتاری از استاد حسینی شاهرودی 🔊 صوت و 📹 فیلم در ادامه🔽🔽 کانال طهور @sharabetahour
13850602-Shaaban.mp3
3.72M
🔊 💠 ماه شعبان، ماه دست‌یابی به کشتی نجات
23.64M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 💠 ماه شعبان، ماه دست‌یابی به کشتی نجات
🔹 عین آن تعبیری که امیرمؤمنان صلوات الله و سلامه علیه نسبت به خدا بیان کردند، ما در این ماه نسبت به خاندان پیامبر علیهم الصلات و السلام باید داشته باشیم. بگوییم: «وَجَدتُکم اهلاً للمحبه»، ما شما را شایسته دوستی و محبت یافتیم. بنابراین اگر اظهار محبت نکنیم، چه کنیم! کانال طهور @sharabetahour
💠 ماه شعبان، ماه دست‌یابی به کشتی نجات 📝 گفتاری از استاد حسینی شاهرودی 🔹 در روایات دو نوع تعبیر داریم. 1ـ ماه رجب، ماه بندگان خدا، ماه مبارک رمضان، ماه خدا و ماه شعبان، ماه حبیب خدا و اولیای خدا. 2ـ تعبیر مشهورتری هم هست که وارونه تعبیر اول است. یعنی ماه رجب ماه خدا، ماه مبارک رمضان، ماه بندگان خدا و ماه شعبان، در جای خود محفوظ است. 🔹 گفته شد که ماه رجب چه ماه خدا باشد، چه ماه بندگان خدا، تفاوتی ندارد. اگر ماه بندگان خدا باشد، یعنی ماهی است که بندگان خدا باید بجنبند، مسابقه بدهند، رقابت کنند و بالاخره حرکت کنند، از منزل خارج بشوند. 🔹 اگر ماه خدا باشد، یعنی رحمت خدا چنان گستره است که هرکسی بخواهد در این ماه از خانه خارج بشود، شدنی است. 🔹 حال اگر کسی از خانه خارج شد، اولین قدم را که از خانه بیرون گذاشت، همراه می‌خواهد. ماه شعبان، ماه همراه پیدا کردن است، ماه شناسایی کشتی نجات است، ماه دست‌یابی به کشتی نجات است. 🔹 هیچ‌کدام از این‌ها هم امکان‌پذیر نیست، مگر از طریق اظهار محبت صادقانه، خالصانه، بدون چشم‌داشت و طمع به پیامبر و خاندان پاکش علیهم الصلات و السلام. 🔹 پس ماه شعبان ماه اظهار محبت است در همه اشکال، اقسام، درجات و مراتب آن. یعنی در این ماه بندگانی که قصد سفر دارند و دنبال کشتی نجات می‌گردند، باید زبان آن‌ها پیوسته به حمد و ستایش و مدح و ثنای این خاندان مشغول باشد. 🔹 تعبیرهایی که در زبان عرفی خلق خدا مثلاً به همسر و فرزند یا پدر و مادرشان می‌گویند «دستت درد نکند، سرت درد نکند، فدات بشم، قربونت برم» و مانند این‌ها، ماه شعبان ماهی است که تمام این تعبیرها به مناسبت و بی‌مناسبت باید متوجه پیامبر و خاندان پیامبر علیهم الصلات و السلام باشد. یعنی کلام زیبایی دیدیم، چشم ما به حدیث و روایتی افتاد، خیلی خوب است که بگوییم رسول خدا! قربانت بشویم با این حرف‌های زیبایی که گفتی! دعایی خواندیم یا توفیقی پیدا کردیم، باز همین‌طور. این‌ها اندازه زبانی آن است. 🔹 البته درباره صلوات هم مکرر عرض کردم که زبان ما باید پیوسته در این ماه به صلوات بر خاندان پیامبر علیهم الصلات و السلام مشغول باشد. 🔹 فراتر از زبان، در حالات‌مان هم باید همین گونه باشیم. یعنی در تخیلات خود هم آن‌ها را طلب کنیم، با آن‌ها صحبت کنیم و روبرو شویم. در اعمال خود هم سعی کنیم که رفتارمان مطابق میل، چارچوب‌ها و استانداردهای آن‌ها باشد. به‌گونه‌ای رفتار کنیم، فکر کنیم و حرف بزنیم که آن‌ها می‌پسندند و می‌پذیرند و در این کارهایی که انجام می‌دهیم، هیچ طمع نداشته باشیم. به‌گونه‌ای که اگر حبیب خدا صلوات الله و سلامه علیه و آله و خاندان پاکش علیهم الصلات و السلام یک وقتی که در دعاهای‌مان با آن‌ها صحبت کردیم و صلوات فرستادیم، فرمودند که بنده من، دوست من، پیرو من، امت من، شیعه من! چه می‌خواهی؟ بگوییم هیچی. 🔹 یعنی اصلاً برای دریافت چیزی نام آن‌ها را بر زبان نیاورده باشیم؛ بی‌طمعِ بی‌طمع. یعنی حقیقتاً اگر فرمودند که خب! این‌همه در این ماه صلوات فرستادید، ذکر گفتید، دعا کردید، زیارت کردید، مناجات شعبانیه خواندید و مانند آن‌ها، بفرمایند چه می‌خواهید؟ بگوییم هیچی، اصلاً چون دوست‌تان دارم این‌ها را به زبان آوردم. این‌ها اظهار عبودیت و بندگی بود. می‌خواستم نسبت به شما شکور باشم. هیچ طلب و خواسته‌ای ندارم. 🔹 البته خواستن از آن خاندان هم مانعی ندارد. ولی همه چیزمان را از آن خاندان بخواهیم. لکن بد نیست که در این یازده ماه هرچه می‌خواهیم، لیستی بلند و بالا طلب کنیم، هیچ ایرادی ندارد، اما در این یک ماه برای اطمینان خود و برای این‌که تمرین کنیم و بر اظهار محبت صادقانه استوار شویم و استقرار پیدا کنیم، خوب است که بی‌طمع باشد. سلام که می‌دهیم، بی‌طمع؛ ذکر که می‌گوییم، بی‌طمع و هرچه درباره آن خاندان گفتیم، بی‌طمع و بی‌توقع. 🔹 آن تعبیری که امیرمؤمنان صلوات الله و سلامه علیه درباره عبادت احرار دارد که «وَجَدتُک اهلاً للعباده»، تو را که عبادت کردم، نه به‌خاطر این‌که چیزی به من بدهی! عبادت هم نکنم، در ماه رجب می‌گفتیم که «یا من یعطی من لم یسأله و من لم یعرفه»، کسی که اصلاً نمی‌شناسد و طلب هم نمی‌کند ... [به او می‌دهی] 🔹 پس ولی خدا وقتی خدا را عبادت می‌کند، می‌گوید تو شایسته عبادتی. من از تو نخواهم هم به من می‌دهی، از تو نترسم هم مراقبم هستی، در لغزش‌گاه‌ها از سخط و غضب تو احساس اطمینان می‌کنم. حال که این‌گونه است و خیال‌مان راحت است، حال که بدون تقاضا هم هرچه خواستیم و نخواستیم به ما داده، حال که بدون ترس و وحشت هم امنیت به ما بخشیده، چرا درست و حسابی با او صحبت نکنیم. خود او دارد زحمت می‌کشد، نان و آب می‌آورد، دنیا و آخرت می‌آورد. ما می‌گوییم یا الله! می‌فرماید چه می‌خواهی؟ بگوییم آب می‌خواستیم. می‌گوید اگر نگفتی بودی هم که آب را آورده بودم! یک چیز دیگر می‌گفتی، می‌گفتی چون خیلی خوبی، گفتم یا الله.
💠 علی اکبر علیه السلام؛‌ آیینه مصطفی صلی الله علیه و آله 📝 گفتاری از استاد حسینی شاهرودی 🔊 صوت در ادامه🔽🔽 کانال طهور @sharabetahour
AliAkbar2.mp3
4.05M
🔊 💠 علی اکبر علیه السلام؛‌ آیینه مصطفی صلی الله علیه و آله
💠 موعود موجود 🗂 پرونده ویژه نیمه شعبان در پایگاه طهور به نشانی زیر🔽🔽 https://b2n.ir/d56444
📝 انتظار امام زمان، امر فطری است ✏️ گفتاری از استاد حسینی شاهرودی 🔊 صوت و 🗂 متن در ادامه🔽🔽 کانال طهور @sharabetahour
1396-02-24-zohoor.mp3
6.37M
🔊 📝 انتظار امام زمان، امر فطری است ✏️ گفتاری از استاد حسینی شاهرودی
📝 انتظار امام زمان، امر فطری است ✏️ گفتاری از استاد حسینی شاهرودی 💠 یکی از معانی انتظار این است که انسان منتظر، طالب وضع بهتر از وضع موجود باشد. یعنی در هر شرایطی که هست، هم به لحاظ اعتقاد، فکر، باور، ایمان و علم، هم به لحاظ اخلاق، صفات و ملکات نفسانی و هم به لحاظ رفتار هیچ‌گاه قانع و در نتیجه، واقف در وضعیت بالفعل و کنونی‌اش نشود. 💠 این نوع انتظار اولاً هیچ‌گاه پایان نمی‌پذیرد. یعنی همچنان‌که انسان‌ها قبل از پیدایش ادیان دنبال چنین انتظاری بودند، هنگام ادیان هم بودند و این مسیر ادامه خواهد داشت. 💠 به تعبیر دیگر، انسان‌ها به لحاظ فطری در همه حوزه‌ها انتظار وضعیت بهتر را می‌کشند. کسی نیست که در مسیر علم باشد و نخواهد علمش را تکمیل کند، مخصوصاً اگر همت عالی داشته باشد و اهل تلاش باشد. ممکن است کسی اهل تلاش نباشد و بگوید همین اندازه که داریم کافی است. اما چون تنبل است می‌گوید کافی است و الا اگر به او بگویند با این‌که نمی‌خواهی زحمت بکشی، بی‌زحمت اگر علم را در مغزت بفرستیم، می‌خواهی یا نه؟ همه می‌خواهند. 💠 این حب به کمال و حب به جمال از ویژگی‌های فطری انسان است. کمال مطلق و جمال مطلق، برترین درجه از کمال و جمال، در حد فطرت و ذات انسان مطلوب اوست و در حد وجود و هویت انسان نهفته است. بنابراین تمام انسان‌ها پیوسته کمالات را بیش از گذشته می‌خواهند. لکن گاهی فکر می‌کنند کمال، مال است، گاهی کمال جاه، شهرت، اعتبار و لذت و مانند این‌هاست، مصادیق متفاوت است و الا هر کدام از این‌ها را که احتمال بدهند یا بدانند از مصادیق کمال یا جمال است، می‌طلبند و به دنبال آن هستند. 💠 بخش دیگر این است که ضمن این‌که این‌ها را می‌طلبند، انگار در ضمیر و هویت‌شان یک اصل تغییرناپذیر نهفته است که به آینده امید داشته باشید؛ آینده بهتر خواهد شد. اگر کسی و کسانی از آینده ناامید باشند، به‌گونه‌ای که بگویند که ما تمام تلاش‌مان را کردیم، نشد، [پس] معلوم می‌شود که نمی‌شود؛ این نوعی مریضی دارد، درجاتی از افسردگی دارد. نه فقط درجاتی از نادانی و مانند آن‌ها دارد، بلکه مشکلات روحی و روانی دارد و الا این امر طبیعی که در بین همه انسان‌ها هست که در هفتاد سالگی چنان برنامه‌ریزی می‌کنند که انگار هفتاد سال دیگر هم می‌خواهند زنده باشند، این امری فطری، وجودی و پسندیده است. 💠 ریشه‌های انتظار امام زمان علیه الصلات و السلام و منتظر بودن برای عصر طلایی ظهور و تجلی تفصیلی جزئی اسماء و صفات خدای متعال در قامت ولی الله اعظم همین است. زیربنا و ریشه‌اش فطرت وجود آدمی است. همان‌طور که توحید امر فطری است، انتظار هم امر فطری است. امید به آینده، امید به این‌که شاید عمرمان طولانی‌تر شد، این شاید ـ حال درست است که در زمان ما آدم‌ها یک مدت که کار کردند، بازنشسته می‌شوند ولی کسانی که حقوق می‌گیرند بازنشست می‌شوند، اما کسی که شغل آزاد داشته باشد، بازنشستگی معنا ندارد ـ این میل طبیعی به کمال و استکمال، ریشه انتظار حضرت حجت صلوات الله و سلامه علیه است. 💠 بنابراین تمام انسان‌ها این را دارند. این‌که گفته می‌شود مهدویت از عقاید همه ادیان است، اعتقاد به منجی، از اعتقادات همه انسان‌هاست، به خاطر این اصل زیربنایی است. نه این‌که در کتاب‌هایشان خوانده باشند؛ اگر در کتاب‌ها هم نخوانده بودند، همین‌گونه بود؛ نه این‌که فکر کردند که بالاخره خدا آدمیان را رها نمی‌کند و یک‌جایی کمک می‌کند، ممکن است که هیچ‌کدام از این‌ها هم نباشد. حتی اگر انسان‌ها در کتاب هم نخوانده باشند و فکر هم نکرده باشند، در متن وجودشان امید به آینده و انتظار وضعیت بهتر و راضی نشدن به وضعیت فعلی نهفته است.