آدم وقتی به نجف برسد، بَعد باید از خدا چیزی بخواهد؟
مگر بعد از رسیدن به نجف، بَعدِ دیگری هم وجود دارد؟
من فکر میکنم انتهای تمامِ طَلَبها، همین رسیدن به نجف است!
برای همین با وجودِ آنهمه تمنا، بعد از رسیدن، دیگر هیچ خواهشی ندارم...
✍ملیحه سادات مهدوی
https://eitaa.com/joinchat/3329950063C640e43cb5a
من به منتهای آمالم رسیدم.
.
.
توی مفاتیح اومده که روز قدر هم در فضیلت، شبیه شبِ قدره
امروز تا اذان مغرب میشه روز قدر
.
شراب و ابریشم...
. کی فکرشو میکرد، سحر یه بیستم ماه رمضونی، حوالیِ ایوون نجف، چای عراقی بنوشی، سید؟ .
.
کی فکرشو میکرد روز شهادت امیرالمؤمنین تو نجف قدم بزنی، سید؟
.
شراب و ابریشم...
. کی فکرشو میکرد روز شهادت امیرالمؤمنین تو نجف قدم بزنی، سید؟ .
امام رضا جان فکرشو کرده بود؛
بساط سفرو خودشو چیده بود؛ سید!
.
.
قاری حرم آیهی "مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجالٌ صَدَقُوا" را تلاوت میکند و من فکر میکنم در تمام عالَم این آیه به قامت کدام مَرد بیشتر از علی میآید؟
.
.
من از آن آرایهبَلَدهای لعنتی بودم که تستهای کنکوری ادبیات را روی هوا میزدم.
هر چه شعرها از استعاره و کنایه پُرتر میشد، من انگار بهتر میفهمیدمش.
دبیر ادبیاتمان از روی تستهای المپیادی، پرپیچ و خمترین شعرها را در میآورد و من باز هم گزینهی صحیح را به طرفةالعینی پیدا میکردم.
آرایههای ادبی لقمهی صبح و شام من بودند، مگر میشد استعاره و تشبیهی باشد که من از آن سر درنیاورم؟
یک بیت از حافظ اما، آخر گیرم انداخت و توی معنایش ماندم!
دبیرمان خواند:
"من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجب
مستحق بودم و اینها به زکاتم دادند"
گفتم شاعر لیاقتش را داشته و دریافت کرده
دبیرمان ابرو بالا انداخت و گفت خیر جانم!
مستحق بودم اینجا معنای استحقاق و لیاقت نمیدهد!
مستحق اینجا دقیقا معنای گدا میدهد، معنای مسکین و فقیر!
معنای کسی که صدقه به او تعلق میگیرد، کسی که باید زکات مال را به او داد.
شاعر نَه به ادعای لیاقت، که با اقرار به مفلسی و بیچارگی میگوید که این توفیقها را زکات و صدقه گرفته: مستحق بودم و اینها به زکاتم دادند...
شاید برای هیچ بیتی اینطور مرحبا نداده بودم به عالیجناب حافظ.
تحلیل این بیت از آن درسهایی شد که هیچ وقت فراموشم نشد.
و حالا که مقابل گنبد امیرالمؤمنین نشستهام تنها بیتی که در دلم میچرخد همین است:
من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجب مستحق بودم و اینها به زکاتم دادند...
مسکینِ مفلس و بیچارهای بودم که صدقه به من تعلق گرفت و امام رضا جانم از زکاتِ برکاتش به من نجف داد...
✍ملیحه سادات مهدوی
@sharaboabrisham
من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجب
مستحق بودم و اینها به زکاتم دادند...
.
.
محو شدن توی ازدحامِ رسیدن به انگور ضریح امیرالمؤمنین روزیِ هر ساله و تمام عمرتون🌱
جلوی ضریح بصورت خیلی خاص برای خانمهایی دعا کردم که در آرزوی فرزند هستند.
انشاالله نسل شیعه و محبین امیرالمؤمنین زیاد بشه
.