eitaa logo
شراب و ابریشم...
7.8هزار دنبال‌کننده
4.7هزار عکس
1.1هزار ویدیو
70 فایل
تنفس در هوای واژه‌ها اینجا هر چه که هست دستنوشته‌های شخصی من است، لطفا فقط با نام خودم و لینک کانالم نشر بدهید. ملیحه سادات مهدوی| @mehmane_quran مدیر و بنیانگذار مؤسسه شراب و ابریشم شاگردقرآن ایده‌پرداز نویسنده سخنران مدرس دانشگاه مربی نوجوان مجری
مشاهده در ایتا
دانلود
زائر در کیف خود چه داری؟ فقط و فقط دستمال کاغذی من گِریوی اعظمم و غیر از دستمال کاغذی هیچ ابزاری به کارم نمیاد. بقول حاج منصور: شغل اجدادی من گریه بر اجداد شماست.
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اینا دیگه صرفا مداح و روضه‌خون نیستن. از قبیل حاج منصورها، بس که عمرشون رو توی این دم و دستگاه صرف کردن و پیرِ این درگاه شدن، خدا توی حنجره‌هاشون چند جرعه ملکوت ریخته و وصلشون کرده به یه عالم دیگه. این صدا از بهشت میاد وگرنه این حجم از حال خوب و معنوی برای صدای یه پیرمرد هیچ توجیهی نداره! . هر چند حاج محمود که رحمت خدا بر حنجره‌ی پاکش، عیش ما رو در حرم امیرالمؤمنین کامل کرد، ولی مناجات‌خوانی‌های حاج منصور یه چیز دیگه‌اس. .
اصلا بیا و برنگردیم ایران، کی به کیه سید؟
شراب و ابریشم...
خدایا تر مَکن اندازه‌ی مویی، سرِ ما را ز بارانی که از خُم‌ِ خانه‌ی حیدر نمی‌آید ‌عکس: ناودون طلای ا
الان؛ زیر ناودون طلا دو رکعت نماز حاجت می‌خونم. این دو رکعت به نیت هر کس که بخاطر اهل‌بیت اینجاست و بخاطر اهل‌بیت به من اعتماد کرده و حتی اگه یک ریال به حساب من واریز کرده. .
محضر عقد و ازدواج حرم امیرالمؤمنین این عکس ویجه‌ی ازدواجی‌های کانال ان‌شاالله سفیدبختی و عاقبت‌بخیری روزی همه🌱 دیشب حاج محمود بعد از قرآن به سر گفت خدایا به همه‌ی پسرهای ما عروس خوب و به همه‌ی دخترهای ما داماد خوب عطا کن. اولش که گفت همه‌ی پسرها، انتظار داشتم بگه غیرت و دخترا هم عفت، یهو دیدم گفت عروس، همسر هم نگفت، گفت عروس! واسه دخترها هم گفت داماد! فکر کنم قبل مناجات یه سر اومده بود اینجا .
بیماریِ من شد سببِ پرسشِ معشوق می‌میرم از این غم که چرا بهترم امشب حالم به غایت بد بود که امیرالمؤمنین آوردم پیش خودش، حالا که بلطف تنفس در حرمش بهترم، غصه‌دارم، غصه‌دار... مبادا این بهتری سبب شود معشوق دوباره حالم را نپرسد...! . @sharaboabrisham عکس: الان
به وقت ملاقات خصوصی با امیرالمؤمنین 💚 حالا بشین رو به طبیب عالَم و دونه دونه دردها رو بشمار... . . گنج پیدا کردم صندلی و خلوتی و رو به گنبد هزار هزار الحمدلله رب العالمین @sharaboabrisham
من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجب مستحق بودم و اینها به زکاتم دادند گفت‌وگوی خصوصی با طبیب💚
این صندلی رو یه گوشه‌ی حرم گیر آوردم. با خودم برداشتم که ببرم سمت پشت‌بوم که گفت بالا بسته‌اس اومدم داخل صحن دیدم این سمت کلا کسی نیست! دقیقا اتاق درمان شده بود. طبیب و بیمار و صندلی... نشستم روی صندلی و تا تونستم با طبیبم از دردهام گفتم. هی زخم اینور دلم رو نشون دادم، زخم اونورشو نشون دادم هی گفتم این دردم هست اون یکی جای دردم یادم نره حتما ببینید؛ راستی اینم هست... گفتم گفتم گفتم اونقدر گفتم تا سبک شدم... تا خودم و دردهام ذوب شدیم... .
. ۰۰:۰۰ ساعت صفر عاشقی به وقت امیرالمؤمنین .