معاون پرورشیِ همراه، گلی است از گلهای بهشت.🌷
حضور در جمع دانشآموزان دبیرستان نمونه ذبیحی همیشه از موفقترین تجربههای کاریم بوده که یکی از دلایل اصلیش وجود معاون پرورشی همدل و همراهه.
خانم کرمی معاون پرتلاش، دلسوز و کاربلدی که کار کردن با ایشون برای من همیشه تجربهی مثبتی بوده.
از همین تریبون رسما از ایشون تشکر میکنم.☺️
.
#قدردانی
.
اردیبهشت
اردیبهشت...
هر جای دنیا که بری اردیبهشتش قشنگترینشه...
از شیراز و وصف بیمثالش تا شمال و غرب و شرق و حتی جنوب، قشنگترین حالت ممکنِ طبیعتهاش برای اردیبهشته
اردیبهشت یه ماه نیست
اردیبهشت خودش یه فصله
یه فصل که از خودِ بهارم بهارتره.
اونقدر بهار که حتی متولدینش رو هم مبتلا به بهار میکنه؛ از قیصر امینپور و سیمین دانشور گرفته تا شکسپیر، احساسیترین شاعرهای جهان اردیبهشتیان و این خودش معجزهی این فصله...
اردیبهشت تو ماههای شمسی یه چیزی تو مایههای شعبان تو ماههای قمریه؛ بهارِ مطلق!
حلول این ماهِ ماه رو به همهی شاعرها و شاعرپیشهها تبریک میگم، ماه نزول کلمهها و قافیهها و شعرها...
و بطور خاص تبریک میگم به متولدِ سوم این ماه، رفیق شیشم حاج فاطمه که اردیبهشتیترین متولد اردیبهشته و سر تا پاش اردیبهشته
اردیبهشت🌱
.
7.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من یادم نبود این خاطره برای کدوم شهیده.
من فقط یادم بود یه بار تو برنامهی خندوانه یه برادر شهیدی یک خاطره تعریف کرد که من هنوزم هر بار یادم میاد با اون خاطره اشک میریزم و قلبم هزارپاره میشه...
تو ذهنم بود برای تبلیغ تشییع شهیدِ تازهتفحص شدهی شهرمون اون قطعه از خندوانه رو بذارم و بعد زیرش چند کلمه دربارهی مادر مفقودالاثرها بنویسم و دست آخر برای تشییع شهیدمون بنویسم
ولی وقتی فیلم رو دانلود کردم ناباورانه دیدم که اون برادرِ شهید، برادر ابراهیم هادی بوده و من اصلا اسم شهیدِ اون برنامه رو یادم نبود...
و خلاصه که امروز اول اردیبهشت تولد ابراهیم هادیه و من که چند روزه فکرم مشغول شهید تازه تفحصشدهامونه و اصلا وقت نکرده بودم چیزی براش بنویسم؛ دقیقا همین امروز این کلیپ رو دانلود کردم و توی حکمت این تقارن موندم!
پهلوان ابراهیم هادی تولدت مبارک 🌱
به قلب پاک مادران چشمانتظار، صلوات...
.
شراب و ابریشم...
. سلام بچههای ابوتراب 🌱 قراره انشاالله یک خانواده عزتمند رو بفرستیم برای زیارت امام رضا جان. پدر خ
☝️این خانوادهی عزیز انشاالله پنجشنبه عازم هستند، یک عزیز بزرگواری قرار شد با ماشین شخصی خودشون این خانواده رو ببرن مشهد و برگردونند و کارهای مربوط به پدر خانواده رو هم انجام بدن انشاالله🌱
بعدش انشاالله زائر کربلا داریم😍
هزینهی سفر کربلاییهامون رو برنامهی محترم سمت خدا میپردازه انشاالله.
فقط یه هزینههای جانبی هست که باید با کمک هم تأمین کنیم انشاالله
هزینهی سفرشون از گناباد تا قم (اعزام انشاالله از قم هست)
و یکسری هزینههای جانبی برای کربلاییهامون
به عشق امام حسن جان؛ هر چی کرمتونه تقدیم کنید برای زائرای اباعبدالله 💚
بسمالله:
5892107047558757.
شراب و ابریشم...
☝️این خانوادهی عزیز انشاالله پنجشنبه عازم هستند، یک عزیز بزرگواری قرار شد با ماشین شخصی خودشون این
کربلاییهامون متعلق به خانوادههای عزتمند هستند و کربلااولی☺️
هدایت شده از شراب و ابریشم...
امروز دوی دو، سالرزو تأسیس سپاهه.
برای ما جوونا که نه انقلاب رو دیدیم و نه جنگ رو و نه امام رو درک کردیم و نه پاسدارای امام رو، سپاه خلاصه میشه در یک نفر!
یک نفر که زیاد ندیده بودیمش و حتی عکس و فیلم درست درمونی هم ازش نداشتیم، فقط هر از گاهی اسمش سر زبونها میافتاد و مثل افسانه دهن به دهن میچرخید، یک بار خبر میاومد که مرد روی میز دفتر رئیسجمهور امریکا کاغذ گذاشته و نوشته "اگر بخواهیم از این هم نزدیکتر میشویم."
یک بار دیگه خبر میرسید که با ابوبکرالبغدادی تماس گرفته و گفته فلان روز که داشتی برای سرِ من جایزه میذاشتی و به نیروهات انگیزه میدادی واسه کشتنِ من، من توی صف دوم نشسته بودم!
اینها رو میشنیدیم، شور میگرفتیم، ذوق میکردیم و باقیِ قصه رو توی رؤیا میبافتیم، مثلا خیال میکردیم لابد رئیس جمهور امریکا کاغذ رو که دیده، رعشه به تنش افتاده، شاید آژیر خطر کاخ رو به صدا درآورده، فوری با بادیگاردهاش به پناهگاه رفته، تعداد دوربینهای امنیتی کاخ و نگهباناش رو چند برابر کرده و تا مدتها هر شب کابوسِ صاحب اون دستخط رو میدیده...
یا مثلا قصه میچیدیم که حتما ابوبکر البغدادی گوشی رو که زمین گذاشته با هزار لرز و ترس تقاضای ویدئوچک داده، شخصا نشسته و روی دونهدونه چهرههای صف دوم زوم کرده، هزار بار فیلم رو جلو عقب کرده و هر بار روی یک نفر استپ زده و دو دستی کوفته توی سرش! و نعره زده: "خودشه! قاسم!"
قاسم سلیمانی مرد افسانهایِ ما جوونهای به انقلاب و جنگ و امام نرسیدهاس!
و تمام سپاه برای ما خلاصه میشه در همین یک اسم!
پدر و مادرهای ما شهید بهشتیها و مطهریها و سردارها رو زیاد دیدن و داشتن....
ولی ما نسلِ نمیدونم چندمِ انقلاب همین یک فقره قهرمان رو داشتیم و با افسانههای همین یک مرد زندگی میکردیم...
همین یک مردی که تا روزی که تابوتش رو روی دستهامون بلند نکرده بودیم هنوز هم برامون مبهم و دستنیافتنی بود، هنوز هم عکسهاش مثل اعلامیههای امام فقط دست بعضیها پیدا میشد و شبیه الان نبود که کنج هر طاق و صفحهی هر گوشی و تصویر هر پروفایلی عکسی از خنده و اخم و اشک و نگاهش باشه...
سردار سلیمانی، تصویر روشنِ سپاهه در دل و جان ما جوونهای امروز.
آینهی تمامنمای ظفر و اقتدار و مردانگی...
سپاهی که هیکل نحس اسرائیل رو به سخره میگیره و این اطمینان خاطر رو به جوونای کشورش میده که اگه ما نیمه شب اسرائیل رو زدیم شما از زیر پتوی گرمت حتی بیرون نیا و فردا صبح با خیال تخت به روزمرههات برس، که درسته ما زدیم ولی اسرائیل جرأت نمیکنه دست از پا خطا کنه... این سپاه برای ما جوونها یعنی سردار قاسم سلیمانی و البته دونه دونه همرزمها و سربازهاش...
رحمت به پیر جماران که گفته بود سپاه اگر نبود، کشور نبود.
روز تشکیلِ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مبارکِ اهالیِ خاورمیانه که به یمن وجود سپاه از حلقوم استعمار بیرون کشیده شدن و میشن انشاالله....
✍ملیحه سادات مهدوی
https://eitaa.com/joinchat/3329950063C640e43cb5a
شراب و ابریشم...
ولی من نباید با این نماهنگ اینهمه اشک میریختم. مگه من مادرِ کدوم مفقودالاثرم؟ مگه چند تا از "هیچ وق
.
امروز شهید تازه تفحصشدهی شهرمون برمیگرده تا به ۳۸ سال چشمانتظاری مادرش پایان بده...
khosh-oomadi-shahide-man.mp3
زمان:
حجم:
11.7M
شهیدمون برگشته...
پایانِ ۳۸ سال چشم انتظاریِ یه مادر...
شروع تشییعِ شهید از کنار نمادِ مادر💔
قبلا اسم این میدون، مادر نبود.
چند ساله اسمش رو گذاشتن میدون مادر و این نماد اینجا نصب شده.
مدرسهی شهید اینجا بوده
و قراره شهید دانشآموز تشییعش از مدرسهاش شروع بشه
و بعد از ۳۸ سال حالا که برگشته به مدرسه، اینجا اسمش شده میدون مادر تا تشییع شهید از کنار نماد مادر باشه....
۳۸ سال چشمانتظاری یه مادر💔
.
.
شهید، دانشآموزِ بابا بوده.
صبح با بابا اومدیم استقبال.
بابا اومدن سراغ بگیرن ۳۸ سال کجا بوده؟ اینهمه وقت چرا نیومده مدرسه... 💔
.