eitaa logo
شراب و ابریشم...
7.8هزار دنبال‌کننده
4.7هزار عکس
1.1هزار ویدیو
70 فایل
تنفس در هوای واژه‌ها اینجا هر چه که هست دستنوشته‌های شخصی من است، لطفا فقط با نام خودم و لینک کانالم نشر بدهید. ملیحه سادات مهدوی| @mehmane_quran مدیر و بنیانگذار مؤسسه شراب و ابریشم شاگردقرآن ایده‌پرداز نویسنده سخنران مدرس دانشگاه مربی نوجوان مجری
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از KHAMENEI.IR
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📢 ، در ساعت شهادت سیدالشهدا؛ 📹 قُتل الحسین علیه‌السلام... 👆 مرثیه‌ی آذری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای 🖥 Farsi.Khamenei.ir
شراب و ابریشم...
. دیدم خیلیها می‌پرسند لازم دونستم بگم قبل از عاشورا اصلا جنگ نبوده. جنگ صبح عاشورا شروع شده و تا ح
☝️☝️ متاسفانه گوشیم خاموش شد و نتونستم مقتل بنی‌هاشم رو در ساعت خود واقعه بنویسم، لیکن امروز تلاش کردم ساعت به ساعت عاشورا رو با بیان ساده بنویسم که مشخص بشه در روز عاشورا چه اتفاقاتی رقم خورده. شروعش اینجاست. نوشته به نوشته بیاین پایین و بخونید. خیلی پیام دادید و برای این نوشته‌ها تشکر کردید، اجر و ثوابی اگه توش بود، نذر سلامتی رهبرم تقدیم به بانو خدیجه‌ی کبری .
شراب و ابریشم...
. لاحولی... تکبیری... موجی از ملکوت صدایت... جسته و گریخته میان چِکاچِک شمشیرها به گوش می‌رسد... و د
. یکباره دشت لرزید... و صدایی مهیب سمت خیمه‌گاه شدت گرفت... کوبیده شدن سم اسبان بر سینه‌ی دشت، آمیخته با نعره و هلهله و فریاد... لشکر، قصد حرم کرده بود! و تو هراسناک، سوی خیمه‌ی زین‌العابدین شتاب گرفتی پرده را بالا زدی و با اضطراب پرسیدی: چه کنیم؟! سجاد اضطراب نگاهت را به یک کلام پاسخ گفت: علَیکنَّ بِالفَرار... و اهل حرم با اشارت تو از خیمه‌گاه بیرون ریختند... هر کدام به سمت و سویی... شیهه‌ی اسب‌ها، نعره و فریاد حرامی‌ها، آتش و غارت... حرم، خیمه به خیمه زیر آتش و سم اسبان می‌سوخت... و رعب و وحشت بر دل کودکان می‌ریخت... . . . غارت خیمه‌گاه که آرام گرفت تو ماندی و حرمی سوخته و اهل‌بیتی پراکنده! پیش از آتش ریختن بر سر خیمه‌ها، فقط قتلگاه، سرخ بود! اما حالا دشت به گلزار شبیه‌تر شده بود! دشت پر شده بود از پاره‌های تن رسول خدا...! بچه‌ها از شدت ترس با تمام توانشان گریخته بودند و فقط خدا می‌دانست راه به کجا برده‌اند! تمامِ دشت را از پِیِ طفلان زیر پا گذاشتی... چقدر دشت وسیع شده بود... چقدر آمار بچه‌ها کم شده بود... بچه‌ها را یک به یک پیدا کردی... از کنار بوته‌های خار... از گوشه‌ی چادرهای سوخته... از نزدیکی‌های قتلگاه... از سمتِ مدینه... از سویِ نجف... از زیر سمِ اسبان... از گوشه و کنار دشتی به وسعت ِدرد... طفلانی مجروح و مضطرب با جگرهایی خون شده از وحشت... کاش مصیبت به همین‌جا ختم می‌شد... اما اینجا تازه آغاز مصیبت بود.. تازه آغاز اسارت... حالا تو مانده بودی و یک کاروان اسیر... اشتران برهنه و بی جهاز... آفتاب داغ مسیر... گرسنگی و تشنگی طفلان... تازیانه و شلاق و غل و زنجیر... کوچه به کوچه هلهله و شادی مردمان... ترس و اضطراب و بی‌پناهی طفلان... آه، عمه... ✍ملیحه سادات مهدوی ساعتی‌پس‌ازساعتِ‌سه... https://eitaa.com/joinchat/3329950063C640e43cb5a
. آه زینب... دنیا از طلوع امروز تا قیامِ قیامت به تو سپرده شد بانو... .... از اولین تیری که از سپاهِ ابن‌سعد، سمتِ سپاهِ اباعبدالله آمد و شد اعلانِ رسمیِ جنگ... زینب عهده‌دارِ عالَم شد! .
. من عمیقا معتقدم اگر حضرت زینب نبود، دنیا در همان عصرِ عاشورای ۶۱ پایان می‌یافت و بساط بشر از کره‌ی زمین برچیده می‌شد! برای این ادعا هم سند روایی دارم. دهها روایتی که قرارِ آفرینش را بسته به وجودِ ولیّ خدا می‌داند و می‌گوید که اگر لحظه‌‌ای زمین از حجت خدا خالی شود، زمین اهلش را می‌بلعد، همه مؤیدِ ادعای من است! این زینب کبری بود که خودش را رساند جلوی خیمه‌ی زین‌العابدین و نگذاشت که در یورش لشکر، حجت خدا از بین برود و بعد از آن تا خودِ شام، جانِ عزیزش را سپر جانِ امامش کرد و اینطوری دنیا را از نابودی حتمی رهاند... . ✍ملیحه سادات مهدوی @sharaboabrisham
شراب و ابریشم...
صدقه‌ی این ساعت فراموش نشه قلب صاحب‌الزمان قلب صاحب‌الزمان آه قلب صاحب‌الزمان.... .
این ساعات عصر که ساعات غارت خیمه‌گاهه سخت‌ترین ساعات جهانه. قلب امام عصر عمیقا در فشاره خود آقا فرمودن بر مصیبت اسارت عمه‌ام زینب صبح و شام گریه می‌کنم، اونقدر که اشکم بدل به خون می‌شه! صدقه برای سلامتی صاحب‌الزمان
6037997113195094
کارت به نام هادقی .
. امشب رخت‌خوابها رو جمع کنید. امشب روی زمین بخوابید. امشب بچه‌های اباعبدالله خاک به دهنم، روی خاک و کنار خاشاک خوابیدن... .
شراب و ابریشم...
من اگر روضه‌خوان بودم برای شام غریبان قرارِ جلسه را جایی بیرون شهر می‌گذاشتم، وسط یک تکه بیابانِ تار
👆👆👆روضه‌ی شام غریبان💔 کسی اگه این روضه رو خوند و اشکش چکید و در اون اشک اگه پاداشی برای من بود، اجر اون اشک نذر سلامتی رهبرم تقدیم به مادربزرگِ ماه‌های روی نیزه، خانوم خدیجه‌ی کبری ‌.