شراب و ابریشم...
. آن مخدرههایی که پر و بالِ ملائک جایِ خوابشان بود، امشب را در مسیرِ اسارت از سر میگذرانند، با دست
.
شب دوم اسارت!
با طوفانی که امروز عمه توی کوفه به پاکرد، بساطِ تمام هلهلهها و جشن و پایکوبیها جمع شد.
بچهها تشنه و گرسنه هستند اما ترسیده، نَه!
عمه جایی برای ترس نذاشته.
خدا عمه رو برامون نگه داره، همه میدونن تا عمه هست، هیچ اتفاقی نمیافته!
چقدر خوب شد ما رو به عمه سپردی بابا جون💔
.
#خیالنوشت
#دخترِبابا
@sharaboabrisham
.
امروز امامی که از ایشون کمتر صحبت میشه، نقش ایشون کمتر دیده میشه و کسی کمتر ایشون رو میشناسه، به کربلا بازگشته و پیکرهای مطهر شهدا رو دفن کرده و هیچکس نمیدونه که در اون لحظات جانکاه بر قلب مطهرش چه گذشته...
در لحظاتی که بررسی کرده یک وقت قطعهای از بدن برادرش جا نمونه!
در لحظاتی که دستهای عمو رو به پیکر ملحق کرده
و در لحظاتی که برای شناسایی بدن پدر وارد گودی شده
آه امام مظلوم ما
جانهای ما همه به قربان شما....
واریزیهای امروز اعم از صدقه و نیتهای عام رو به نیت امام چهارم با سهمهای چهار هزار تومنی انجام بدید.
تقدیم به پیشگاه چهارمین شاخه طوبای آفرینش
6037997113195094
کارت به نام بتول هادقی
.
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زنهای قبیلهی بنیاسد، طبق یک سنتِ اجدادی، سیزدهم محرم خودشون رو به کربلا میرسونند و برای به اسارت رفتن خاتون کربلا خاک به سر میریزن...
کاش میتونستم در این مراسم حضور پیدا کنم و تمام حجم غمی که از اسارت زینب کبری روی قلبم سنگینی میکنه رو همراه این زنها از سینه بیرون میریختم.
باور کردنی نیست
ولی واقعا اتفاق افتاده
واقعا زینب کبری به اسارت رفته!
@sharaboabrisham
شراب و ابریشم...
آن چهرهی مظلوم بیصدای سربهزیرِ منفعلی که از امام سجاد درست کردند به کلی برخلاف واقع است؛ چهرهی حق
☝️☝️🌱
چند کلمه دربارهی امامی که کمتر میشناسیم
هدایت شده از هجرت | مامان دکتر 🇮🇷
روز سوم است
آفتاب داغ کربلا طوری بر بدنها تابیده که رنگ پیکرها را تغییر دادهاست.
زنان قبیله بنی اسد، گذارشان به کربلا افتاده است.
با یک دشت روبرو شده اند پر از نیزه و شمشیرهای شکسته.
گویی "دو سپاه چند هزار نفری" مقابل هم جنگیده اند و برای "چند هزار" کشته گرفتن، آنهمه سلاح خرج شده است!
حالی که یک سپاه، فقط #هفتاد_و_دو_نفر داشته…
دشت،
معطر است...
بدنهای مانده قاعدتاً باید نفس کشیدن را هم مشکل کنند،
اما دشت سراسر عطرآگین است.
قبل از زنان بنی اسد، ملائک از آسمان آمده اند و پیکرها را با آب حیات از بهشت، غسل داده اند…
زنان را اندوه فرا میگیرد.
میدانند که این بدن ها، پیکرهای سپاه حسین علیه السلام هستند
و باید دفن شوند.
(بدن ناپاک سپاهیان یزید به دستور عمر سعد همان روز بعد از واقعه دفن شده بود)
زنان نزد مردان خود برمیگردند و آنچه رخ داده را، آنچه که باید بشود را، تعریف میکنند.
اما مردان… میترسند!…
مردان قبیله از ابن زیاد و تهدیدهای رعب آورش، سخت میترسند.
زنان اما جور دیگرند.
ساعتی پیش، دیدهاند آنچه خلایق تا قیام قیامت خواهند شنید!
تاب ندارند…
به مردان میگویند: باشد! بمانید! خودمان میرویم!
و ابزار تدفین در دست، راهی میشوند.
از این صولت غیرت و عاطفه زنان، مردان به جوش میآیند!
بیدار میشوند!
ترس رنگ میبازد!
ترس
همیشه مقابل عاطفه و غیرت رنگ میبازد،
کم میآورد،
لرزان و رنگ پریده به گوشهای میخزد…
روز سوم است.
مردان و زنان بنی اسد، به کربلا رسیده اند؛
به دشتی سرتاسر بدن...
باید شروع کنند.
شروع هم میکنند.
اما
ناگاه متحیر میمانند!
روی قبرها چه بنویسند؟!
بنویسند این یکی پیکر کیست؟ آن یک پیکر چه کسیست؟
صاحب پیکرهایی که سر ندارند را،
چطور باید شناخت؟!......
روز سوم است.
همه متحیر اند و دست بر کمر، مستأصل...
ناگاه،
سواری از دوردست ظاهر میشود.
مردی بر مرکبی سوار است.
محزون و خاک آلود، روبه قبیله میکند: من این پیکرها را میشناسم؛
مدد کنید تا تدفین را سرعت ببخشیم...
و حق همین است.
امام را جز امام، تغسیل و تدفین نمیکند!
قانون خداوند است؛
ولو مستلزم معجزه باشد یا طیالارض یا هرچه.
حبیب
بریر
حر
زهیر
جُون
سعید
قاسم
علی اکبر
عباس...
همه را علی بن الحسین علیهالسلام میشناسد و میشناساند.
اما نوبت به در خاک گذاشتنِ پیکر هزار زخم حسین علیهالسلام که میرسد،
زین العابدین علیهالسلام داخل قبر میرود.
هرچه صبر میکنند، بیرون نمیآید.
نگاه میکنند و میبینند پسر حسین، مانند عمه اش زینب، صورت بر حنجر بریده گذاشته
و رگ های بریده پدر را بوسه میزند…
الا لعنة الله علی القوم الظالمین
و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون
و السّلامُ علی من دفنَه اهل القُری
✍ هـجرتــــــ
بله و ایتا @hejrat_kon
روبیکا @dr_mother8_hejrat
#نشربامنبع #روضه #محرم #زن #پیشاهنگ
شراب و ابریشم...
حالا که ایام مصیبت اهلبیته و متعلق به زینب کبری و از طرفی هم تمام دنیا منتظرِ انتقام فرزندانِ صالحِ
☝️☝️☝️
پیروزی با رمز یا زینب کبری💚
شراب و ابریشم...
. شب دوم اسارت! با طوفانی که امروز عمه توی کوفه به پاکرد، بساطِ تمام هلهلهها و جشن و پایکوبیها ج
.
شب سوم اسارت
شب از نیمه گذشته، هر کی هر جا و با هر حالی که بوده خوابش برده، عمه اما هنوز بیداره!
رباب خاتون انگار قدرت تکلمش رو از دست داده و جز اسم تو هیچی یادش نمونده، کمتر حرف میزنه، بیشتر گریه میکنه و دائم اسم تو رو تکرار میکنه.
بچهها مرتب بهونهات رو میگیرن، کارواندارها گاه و بیگاه هجوم میارن و گاهی سرعت شلاق از سرعت دویدنِ عمه بیشتره و قبلِ رسیدنِ عمه، ضربه به بچهها اصابت میکنه!
ما حدود هشتاد نفریم و عمه فقط یک نفره!
شب از نیمه گذشته، همه با بدنهای مجروح و دلهای محزون، هر طور که بوده خوابشون برده، عمه ولی هنوز بیداره...
#خیالنوشت
#دخترِبابا
@sharaboabrisham
شراب و ابریشم...
🌱 @sharaboabrisham
☝️☝️☝️
اما رو ز چهاردهم...
دخلت زینب علی ابن زیاد...
شأن زینب کجا و مجلس ابنزیاد کجا...
.
.
ختم سورهی مبارکه فتح به نیت پیروزی رزمندگان اسلام، هر رزمندهای که در هر نقطه از جغرافیای اسلام مشغول نَبَرده
از جنوب لبنان تا بلندیهای جولان، از شمال عراق تا قلب سوریه و یمن و مرزهای زمینی و هوایی و دریاییِ ایران عزیزمون
لطفا وارد آدرس زیر بشید، دکمهی ثبت رو بزنید، و تعداد تلاوت رو وارد کنید.
خواهشی که دارم لطفا هر کس هر تعداد تلاوت رو که وارد میکنه حتما و حتما به همون تعداد سورهی فتح رو تلاوت کنه🙏
آدرس ثبت تعداد:
https://EitaaBot.ir/counter/w98m
.
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به خواهرم گفتم یک صدا پخش میکنم؛ صدا رو گوش کن و از روی صدا حدس بزن این فرد باید چه کسی باشه.
وقتی صدا رو پخش کردم، خواهرم لحظه لحظه صورتش شکفته شد و با تعجب و ذوقزده گفت: دختر سردار سلامیه؟
گفتم آره
گفت دقیقا انگار سردار سلامی داره از یک حنجرهی زنانه صحبت میکنه؛ دقیقا همون لحن؛ همون کلمات، همون طرز حرف زدن، حتی همون صدا فقط با تُنِ زنانه.
گفتم بعد از شنیدن این صدا فهمیدم چطور مردم کوفه از سخنرانی حضرت زینب به هم ریختن و قسم خوردن که این امیرالمؤمنینه که داره صحبت میکنه....
شگفتانگیزه...
این فیلم رو ببینید تا این واقعیت به ذهنتون نزدیک بشه که وقتی حضرت زینب سخنرانی کردن چطور یاد امیرالمؤمنین رو در کوفه زنده کردن...
امروز حضرت زینب با کلمههای آتشینش کاخ ابن زیاد رو روی سرش آوار کرده...
@sharaboabrisham
فیلم:
رجزخوانی دختر سردار سلامی