eitaa logo
شراب و ابریشم...
7.8هزار دنبال‌کننده
4.7هزار عکس
1.1هزار ویدیو
70 فایل
تنفس در هوای واژه‌ها اینجا هر چه که هست دستنوشته‌های شخصی من است، لطفا فقط با نام خودم و لینک کانالم نشر بدهید. ملیحه سادات مهدوی| @mehmane_quran مدیر و بنیانگذار مؤسسه شراب و ابریشم شاگردقرآن ایده‌پرداز نویسنده سخنران مدرس دانشگاه مربی نوجوان مجری
مشاهده در ایتا
دانلود
. و اما جمع‌بندی نهایی... احساس زیبایی و زیبا دیده شدن یکی از نیازهای اساسی بانوانه، قابل انکار هم نیست. هر زنی دوست داره زیبا باشه و زیبا به نظر بیاد. از طرفی مرد هم در پی زیباییه. اما نکته اینجاست که قبلا هر مردی دنبال زیبایی از نظر خودش بود، با شاخص‌های خودش و با سلیقه‌ی شخصیش. اما الان بواسطه‌ی ذائقه‌سازیِ رسانه‌ها، مدل خاصی از چهره بعنوان زیبا معرفی شده و همین ذائقه‌ی نوپدید تبدیل شده به یک میدان رقابت بین زنها تا خودشون رو به اون شکل دربیارن! و در این رقابت ناجوانمردانه علیهِ تَن، فقط جیب مافیاهایی رو پر کنند که پشت تمام این تبلیغات هستند و هر روز نیاز کاذب تازه‌ای به وجود میارن تا از طریق پاسخ دادن به اون نیاز، خودشون رو پولدارتر کنند.... از یک طرف به مرد می‌قبولونند که زیبا یعنی این شاخص‌ها و از سمتی زن رو تحریک می‌کنند تا برای رسیدن به اون شاخص به ظاهر خودش هجوم ببره و در کنارش محصولات و خدمات خودشون رو بعنوان راهکاری برای رسیدن به اون شاخص تبلیغ می‌کنند و اینجوری توی یک چرخه‌ی دو سر سود با بهره‌کشی از زنهای بیچاره به پول و سود می‌رسند... .
. یه زمانی صفحه‌ای رو دنبال می‌کردم که متعلق به یک خانم ایرانی ساکن دانمارک بود. ایشون یه بار یه عکس استوری کرده بود از یک دخترخانوم که دامن کوتاه پوشیده بود و پاهاش از زانو به پایین برهنه بود. پاهای دختر پر از کک و مک‌های قرمز بود. تصور کنید روی پوست سفید یک اروپایی پر باشه از لک‌های قرمز.... این عکس رو گذاشته بود و زیرش نوشته بود "توی دانمارک زنها هر شکلی که هستن خودشون رو می‌پذیرند..." . . . حالا اگه قرار بود اون زن ایران باشه، باید بخاطر لکه‌های پوستش خونه‌نشین می‌شد! و جالبه که ما مسلمانیم. یعنی شریعتی داریم که از همون ابتدا با شعارِ "هیچ برتریِ ظاهری‌ وجود نداره" ظهور کرده و برای اینکه بگه پای این شعار هست مأذنه‌هاش رو به یک سیاه حبشی داده که تازه قدرت تلفظ حرف شین رو هم نداشته! بنظر من پیغمبر با فرستادن بلال بر فراز مأذنه‌ یک انقلاب بزرگ شکل داده و تا قیامت به همه‌ی جهان گفته اسلام معیارش برای ارزش گذاری چیزی خیلی فراتر از ملاکهای ظاهریه! اونوقت یک نفر حتی اگه اَشهَد رو اَسهَد تلفظ می‌کنه، می‌تونه مؤذن این دین باشه بدون دلهره از اینکه ممکنه کسی اذانش رو به سخره بگیره! ما ایمان‌آورندگان به این شریعت بی‌نظریم و حیفه که خودمون رو دستمایه‌ی بازیهای نظام سرمایه‌داری کنیم. در نظام الهی هیچ کس زیباتر از مؤمن نیست، حتی اگه اون مؤمن فقط یک برده‌ی سیاه باشه! به اونچه که هستید ببالید و خودتون رو همونطور که هستید دوست بدارید.✌️ ✍ملیحه سادات مهدوی @sharaboabrisham .
. دسترسی به پولهای داخل ضریح امام رضا یک چیزی تو مایه‌های پا گذاشتن روی مریخه! آستان قدس سختگیری‌های عجیب و غریب خودش رو داره و جز دوره‌ی تولیت شهید رئیسی دیگه کسی از سخاوت آستان خاطره‌ای نداره.🙈😅 وقتی قرار شد از پولهای داخل ضریح قدری روزی من بشه، خودم گفتم لطفا بیشترش رو هزاری بدید! چون بنظرم کسی که تو اون شلوغی جلوی ضریح خودشو برسونه به شبکه‌ها و یه هزاری بندازه تو ضریح، هم خودش باید خیلی آدم صاف و ساده‌ای باشه هم اون هزاری باید خیلی زلال و پاک باشه. می‌خواستم که خاص‌ترین پولهای دنیا دست من باشه و بنظرم هزار تومنی‌هایی که با هزار عشق و از جای جای ایران به مشهد رسیدن و توی ازدحام زیر قبه به هر زحمتی که بوده به داخل ضریح راه یافتن، باید خاص‌ترین پولهای دنیا باشن‌! حالا اینکه چطور از پولهای داخل ضریح به من رسید داستانش مفصله، فقط به قول جناب حافظ: هر چه کردم همه از دولت قرآن کردم.... هر از گاهی یکی از این هزاریها رو به مناسبتی و با یه قصه هدیه می‌دم. مثل هزاریهایی که هفته‌ی پیش برای یه مادر بردم و همونجا وقتی بهش گفتم اینها از داخل ضریحه مادربزرگ نوزاد گفت بَه‌بَه امام رضا روزی بچه رو فرستاد پس اسمشو باید بذاریم محمدجواد و مادرش لبخند زد و گفت آره محمدجواد...💚 قبلا یه قصه برای یکی از این هزاریها نوشته بودم، امشب به خاطر پاقدم مخاطبای گل زینب دوباره قصه رو می‌ذارم و پنج تا اسکانس رو به زینب می‌دم تا خودش به هر شکلی دوست داشت بده به مهمونای گل‌نسا ☺️ .
زن چنگ زد توی جیبش و تمامِ دارایی‌اش را کشید بیرون. بعد همانطور که اشک امانش را بریده بود، چادرش را دور سرش سفت کرد و رفت وسط جمعیت. هر طور شده باید خودش را به شبکه‌ها می‌رساند و اسکناس را می‌انداخت توی ضریح! سلطانِ به آن ثروتمندی به هزار تومنیِ یک زنِ روستایی مگر نیازی داشت که زن اینطور خودش را به آب و آتش می‌زد تا پول را به شکافِ بالای ضریح برساند؟ اسکناس را عید غدیر از خانه‌ی سیدقیاص عیدی گرفته بود؛ به پول سیدها خیلی اعتقاد داشت و حالا آمده بود تا تمامِ تبرکیِ کیسه‌اش را به امام رضا تقدیم کند! این نهایتِ سخاوت بود، پولی را که برای برکتِ سالِ خودش کنار گذاشته بود، آورده بود تا برکتِ ضریح شود! توی شلوغی چادر روی سرش جابه‌جا شد، دست برد چادر را مرتب کند تا زلفش بیرون نریزد که اسکناس از دستش رها شد و افتاد! حالا توی آن هیاهو مگر می‌شد سر خَم کرد و از روی زمین پول پیدا کرد؟ هر چقدر تقلا کرد فایده‌ای نداشت، با ناامیدی خودش را به فشار جمعیت سپرد تا روی موج زائرها به ضریح برسد همینکه دستش را دور یکی از شبکه‌ها حلقه زد با گریه گفت: امام رضا جان مو فقط مِخواستُم پولای ضریحت برکت کنه وگرنه مِدونستُم به هزاریِ مو محتاج نیستی آقا هنوز هق‌هقش تمام نشده بود که خادمِ بغلِ ضریح یک اسکناس هزاری بالا گرفت و گفت این پولِ کیه؟ زن همانطور که با فشار جمعیت داشت به سمت بیرون هُل داده می‌شد دستش را بالا برد و صدا زد: از مویه بندازش تو ضریح برا آقا آوُردم خادم لبخند زد و پول را انداخت توی ضریح زن نگاه کرد و زیر لب گفت: برای برکتِ کیسه‌ات امام رضا جان! ✍ملیحه سادات مهدوی @sharaboabrisham
شراب و ابریشم...
زن چنگ زد توی جیبش و تمامِ دارایی‌اش را کشید بیرون. بعد همانطور که اشک امانش را بریده بود، چادرش را
. بنظرم واقعا هر کدوم از اون هزاری‌های داخل ضریح یه قصه دارن. کاش می‌شد برای تک‌تکشون بنویسم. چند نفر پیام دادن و گفتن با خوندن این قصه اشک ریختن. خوش به حالتون چه دلهای زلالی دارید🥺 حالا که دلتنگ امام رضاجان شدید بیاین👈 اینو دوباره بخونیم.💚 .
. _ پس از هربار فروریختن به کجا پناه بریم؟ +به آن بارگاهِ بنا شده در سرزمینِ طوس... .
تو تموم دنیا تنها کارمندایی که اول صبح شیفت کاریشون رو با سلام و صلوات و اشک و عشق تحویل می‌گیرن؛ خادمای حرم امام رضا جانن💚 جانم به این نوکری، جانم به این مستخدمی... سلام به شروع یه صبح تازه🌱 مثل همیشه مهمونید به یک زیارت نیابتی از طرف شراب و ابریشمی‌ها https://eitaa.com/joinchat/3329950063C640e43cb5a
. بهشتیان از جامهای شراب طهور می‌نوشند و جامه‌های ابریشم می‌پوشند. آیه ۲۱ سوره انسان شراب و ابریشم سلام🌱 من ملیحه سادات مهدوی هستم. یه معلم جهادی‌. اهل شعر و کلمه. شهر به شهر سفر می‌کنم و افتخارم خدمت به محرومینه. شراب و ابریشم دفترچه‌ی یادداشت منه و من بسیاری از دستنوشته‌ها و تجربه‌ها و فعالیتهای فرهنگی و جهادیم رو اینجا به اشتراک می‌ذارم و مخاطبهام رو با خودم همراه می‌کنم. بخشی از نوشته‌های این کانال به صورت کتاب چاپ شده و در عرض پنج ماه به چاپ چهارم رسیده که لطف خدا و اهل‌بیته. خوشحالم که در شراب و ابریشم میهمان کلمه‌های من هستید، امیدوارم میزبان خوبی باشم.🌱 🔸مصاحبه‌ی صبح‌بخیر ایران با من: اینجا 🔸مصاحبه‌ی رادیو خراسان با من: اینجا 🔸روایت من از دیدار رهبری: اینجا 🔸نظر رهبری درباره‌ی عنوان شراب: اینجا 🔸راهِ در روی کهکشان: اینجا ♦️تمام محتوای شراب و ابریشم دستنوشته‌های شخصی خودمه، لطفا به رسم امانت فقط با نام خودم و لینک کانالم نشر بدید. متشکرم🙏 .
پیامبری _به مفهومِ پیام‌آوری_ هرگز پایانی نداشت. هر روز بامدادان، در گوشه‌ای از این جهان کسی به رساندنِ پیامی مبعوث می‌گردد! من، _زنِ مسلمان_ پس از گذر از اشک‌ها و آه‌ها در سپیده‌دمی مقدس، مبعوث شدم به شریعتی که پیامش مهربانی بود و لبخند! من، پیام برِ لبخندها هستم، معجزه‌ام آرامش است، کتابم مهربانی و نشانِ نبوتم پاکدامنی. من، در شبه جزیره‌ی خانه‌ام مبعوث شده‌ام به صداقت و عشق. با سوره‌هایی از مِهر که آیه‌آیه از چشم‌هایم نازل می‌شوند... من با هر طلوع معجزه‌ای تازه می‌آورم و اهلِ خانه هر روز، دیگر بار ایمان می‌آورند به لبخند و مِهر... ✍ملیحه سادات مهدوی تقدیم به بانوان خوب سرزمینم🌱 @sharaboabrisham
مگه نگفتن اینترنت افغانستان رو قطع کردن؟ پس چرا ایشون تونسته از افغانستان پیام بفرسته؟🦧 شایدم از سوریه‌اس! بهرحال از هر جا هست قطعا از ایران نیست. چون ایران که این شکلی نیست🤷‍♀
من اگر جای شیخ عباس قمی بودم، یک باب به مفاتیح‌ اضافه می‌کردم، و عنوانش را می‌گذاشتم: بَهجَةُ القلوب! و بعد ذیل آن باب می‌نوشتم: خنده‌ی جانان، مایه‌ی بهجت قلب و روشنیِ جان است! چنانچه به غمِ دنیا مبتلا شدید، یک نظر خنده‌ی رهبر را تماشا کنید، چنان غم از وجودتان رخت ببندد که گویی آن غم اصلا از ابتدا نبوده! و بعد کنار صفحه حاشیه می‌زدم: مفاتیح‌الجنان باید، اسمِ دیگرِ همین خنده باشد! کلید بهشت است، خنده‌های عشق... ✍ملیحه سادات مهدوی @sharaboabrisham
دیشب یه نفر تو بهشت دعاگومون بوده🌱