eitaa logo
شرح حال
1.7هزار دنبال‌کننده
2.3هزار عکس
1.8هزار ویدیو
160 فایل
کانال شخصی حمیدرضا باقری - طلبه (درس خارج) - نویسنده. @hamidreza_bagheri کانال‌های دیگر بنده👇 https://eitaa.com/ayat_va_revayat https://eitaa.com/sharhehal_hoze
مشاهده در ایتا
دانلود
یک گل فروش برای همدلی و هم‌راه شدن با مبارزان، مقداری گل برای رفقای سر پست آورده بود، آنها هم این گل‌ها را بین ماشین‌های عبوری تقسیم کردند.🌷 هرکس نقش خودش را برای کمک به این جنگ پیدا می‌کند؛ این ملت مبعوث شده‌اند. @sharhe_hal
پیام_نوروزی_رهبر_معظّم_انقلاب_اسلامی_1405.pdf
حجم: 320.1K
📖 | متن کامل پیام حضرت آیت الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی به مناسبت آغاز سال ۱۴۰۵ شمسی 🔗 farsi.khamenei.ir/news-content?id=62807 📲 @rahbar_enghelab_ir
مستضعفین تی ویبرای ایران.mp3
زمان: حجم: 13.8M
⭕️ فایل صوتی مخصوص ماشین صوت اگر ماشین صوت دارید، این فایل صوتی خوراک شماست. 🎬 @Mostazafin_TV
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
8.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امروز با کلیپ آقا باریدیم.
✍️ اسلام می‌خواست ما مردمی نترس و سرباز و جانباز باشیم... (شهید بهشتی) 🔻راهپیمایی ۱۶ شهریور ۱۳۵۷ بزرگ‌ترین راهپیمایی مردم انقلابی ایران تا آن زمان بود. دشمن برای انجام نشدن این راهپیمایی تهدیدهای بسیاری کرده بود و نیروهای بسیاری برای ترساندن مردم گسیل کرده بود؛ اما مردم نترسیدند و با رهبری روحانیت مبارز به ویژه شهید بهشتی راهپیمایی را به پایان بردند و خطری هم متوجه آنها نشد. 🔻 این راهپیمایی بعد از صبح زود از مناطق شمال تهران آغاز شد و ظهر مردم در دروازه دولت به امامت شهید بهشتی، نمازی ۳ کیلومتری خواندند؛ بعد از آن شهید بهشتی تصمیم می‌گیرد مردم را به سمت میدان آزادی ببرد و برخی مخالفت می‌کنند که مردم خسته می‌شوند اما ایشان می‌گوید: مسیری است که باید رفت و مردم هم خواهند آمد. 🔻 شهید بهشتی در یکی از سخنرانی‌های خود، بخشی‌هایی از ماجرای ادامه این مسیر را چنین می‌گویند: تصمیم گرفتیم به سمت میدان آزادی که شهیاد نام داشت، حرکت کنیم و چون هنگام اعلام کردن نمی‌خواستیم شهیاد بگوییم، همان جا ذهن خلاق دوستان اسمی پیدا کرد و گفتند: به سمت میدان شیاد‌ می‌رویم. ... شاید حوالی دانشگاه بودیم. که عده زیادی که هنوز ترس از دلشان زدوده نشده بود، گفتند: مردم را به کجا‌ می‌برید؟ به قتلگاه؟! گفتم: نمیبریم با هم‌ می‌رویم، همه با هم‌ می‌رویم، اگر قتلگاه است با هم می‌رویم، ما که جلوتر هستیم. اتفاقاً در تدارک این راهپیمایی بعضی‌ها گفته بودند که خواهرها جلوی صف باشند که دشمنان حیا کنند و حمله نکنند؛ ما گفتیم: خیر، روحانیون باید جلوی صف باشند، برای این که خواهرها در عین آن که در این پیکار و نبرد شرکت دارند، باید همه ما حامی آنها باشیم. بنابراین ما باید جلوی صفوف باشیم. حرکت را ادامه دادیم؛ گفتند: در نزدیکی میدان و خود میدان ماشین‌های پر از افراد مسلح آماده برای حمله ایستاد‌ه‌اند و اگر آن جا برویم مردم اصلاً امکان فرار ندارند. برای این که میدان برای تیراندازی باز است و ممکن است هزاران نفر کشته بشوند. ما از قبل این مسئله را بررسی کرده بودیم که در این مقطع اگر یک میلیون نفر هم کشته بشود باید همین راه را برویم به آنها عرض کردیم که وظیفه است. می‌رویم ان شاء الله هیچ اشکالی هم پیش نخواهد آمد. اگر هم شهید شدیم، چه بهتر؛ به حرکت ادامه می‌دهیم وقتی وارد میدان شدیم خواهرها که در پشت صف حرکت می‌کردند مشت‌هایشان را به سمت همان ماشین‌ها نشانه رفتند و فرهنگ دشمن را در دلش شکستند. این نشانه یک فرهنگ نو بود که ماشین آب پاش که هیچ، رگبار مسلسل هم اینها را‌ نمی‌ترساند. این دگرگونی و این انقلاب راستین در روحیه و در نظام ارزشی انسان‌ها آن چیزی است که اسلام می‌خواهد و ای برادر مسلمان و ای خواهر مسلمان به یاد داشته باش هر زیر و بمی پیش بیاید و هر دشواری و صعوبتی سر راهت قرار بگیرد مهم نیست. یادت نرود که اسلام می‌خواست من و تو به هر حال در راه دفاع از حق یا لااقل در راه دفاع از خود و ناموسمان و سرزمینمان و آن چه داریم مردمی نترس و سرباز و جانباز باشیم و به یاری خدا جامعه ما این ارزش متعالی را تا پیروزی قاطع انقلاب بر استبداد و استکبار ظلم پسند و کفر پسند جهانی ادامه خواهد داد، ان شاء الله. 📚 (منبع سخنرانی: نظری، مرتضی، خاطرات ماندگار از زندگی آیت الله سید دکتر محمد حسینی بهشتی، صص ۱۶۶ – ۱۶۸.) 📌پی‌نوشت: این نکته هم جالب است که علی رغم مخالفت شهید بهشتی و روحانیت مبارز، عده‌ای فردای آن روز مردم را به میدان ژاله می‌کشانند و داستان کشتار میدان ژاله رخ می‌دهد و آن هزینه، تجربه‌ تلخی بود از ناهماهنگی و تک روی بی‌جا. @sharhe_hal
تصویری عبرت اموز از خانه ای که در تهران ویران شد و کشته و مجروح داشت بمب‌ها نمی‌پرسند!
راوی‌های تحلیل‌گر... الان یک قسمت کار ستاد تبلیغات جنگ می‌لنگد، وقایع نگارها الحمد لله زیاد هستند یعنی کسانی که آنچه در صحنه رخ می‌دهد را گزارش کنند. صدا و سیما یک بُعدی را نشان می‌دهد، شمقدری و موگویی و امثال آنها بُعد دیگر را؛ اما کسانی را می‌خواهیم که یک گام فراتر بگذارند و بگویند چه می‌شود که چنین می‌شود و حالا چه کنیم و چرا؟! در بُعد نظامی هم اهل تحلیل زیاد هستند، بُعدی که اگرچه جذاب است؛ اما متولی خودش را دارد و او تحلیل‌هایش را دارد و اقدام عملیاتی‌ متناسبش را هم می‌کند. کار ما باید تحلیل بُعد فرهنگی و اجتماعی باشد و اینجای میدان خالی است. الان ما با دخترها و پسرهای زیادی همدل و همراه شده‌ایم که دیروز در قضیه حجاب و اعتراضات سیاسی و حتی برخی حاضران در اغتشاش‌های دی ماه، مقابل آنها بوده‌ایم. برخی برای وطن آمده‌اند، برخی واقعا عزادار رهبرشهیدمان هستند، برخی عزادار بچه‌های میناب و دیگر کودکان شهید هستند و خلاصه حالا آمده‌اند کنار من و مقابل آمریکا ایستاده‌اند. حرف من، موسیقی میدان من، شعار من و... با حضور او تناسب ندارد، چه کنیم؟! چه بگوییم؟! او با ادبیات پدر آمده، خود را دختر رهبر می‌داند، او با ادبیات عزت آمده، انسانیت آمده، او تا آخر داستان و کف احکام با تو نیست و خودش هم می‌داند که نیست ولی می‌داند اولش را هست، خدایش را هست، عزت و ملت و رهبر و پدرش را هست، اما ادبیات من، همه از ته داستان درآمده! @sharhe_hal
یک اقدام جالب که یک گروه‌ جهادی در تهران انجام داده بود، زدن این آگهی‌های خدمات جهادی در مناطق اطراف انفجارها بود. چون خیلی خانه‌ها تا چند روز بعد از انفجار هم صاحب خانه از اینکه خانه‌اش تخریب شده اطلاع ندارد، یک دفعه می‌آید می‌بیند ای وای که خانه‌ خراب شده. بچه‌های جهادی هم بعد از چند روز خدمات دهی در هر منطقه برای این چنین مواردی این تدارک را دیده بودند. (تلفن را خودم مخدوش کردم، اگر خواستید بگویید منتقل می‌کنم) دیروز ما دوتا ماشین شدیم با بیل و جارو رفتیم پیش یکی از نقاطی که یک هفته پیش اصابت داشته. با وجود اینکه این آگهی‌ها هم آنجا بود ولی رفتن ما دلگرمی‌ خوبی برای صاحب خانه‌ها و مردم آنجا بود. حضور فیزیکی با آگهی فرق دارد، زنگ خانه‌ها را یکی یکی می‌زدیم و می‌گفتیم بچه‌های جهادی هستیم، آمده‌ایم اگر کمکی می‌خواهید در خدمتیم. یک خانه بود تیرآهن و کرکره روی پشت بامش بود جابجا کردیم، یک خانه بود تیرآهن روی پشت بامش باید فرز می‌خورد چند تکه بشود تا جایجایش کنیم. یک خانه شیشه‌هایش را کمکش جمع کردیم، کنی پیاده روها را تمیز کردیم و برگشتیم. کارهای این چنینی که نیازی هم به هماهنگی خاصی ندارد در تهران و شهرهای آسیب دیده زیاد است. @sharhe_hal
با اینکه یک هفته از اصابت موشک در آن نزدیکی گذشته بود و تیم‌های جهادی آمده و رفته بودند و شهرداری هم خدمات رسانی‌هایش را انجام داده بود اما هنوز پیاده روها، پر از شیشه‌های مختلف بود، یک کاری که رفقا کردند یک دور هرچه شیشه در پیاده روها و مسیر ماشین‌ها و ... مانده بود جمع کردند. برای سازماندهی رسمی برای خدمات جهادی از این جنس باید با شهرداری تهران هماهنگ شد. کار اصلی ما هم فعلا خدمات مثل آشپزخانه و فضاسازی شهری و..‌. بود، اما دیدیم صبح وقت اضافه داریم بیکار ننشستیم و رفتیم برای این برنامه. در مسیر جاهایی که می‌خواستیم برویم چون جی‌پی‌اس و نرم افزارها کار نمی‌کند، باید آدرس می‌پرسیدیم، تیپ‌ها و لباس‌ها هم همه بسیجی، تعمدا همه‌اش می‌رفتم سراغ تیپ‌های غیر مذهبی مثلا آقایونی که خانمشون روسری نداشت و... حتی یک مورد هم نبود که رو ترش کنند یا به خوبی جواب ندهند. اهالی آن محل را هم هرکه می‌دیدیم می‌گفتیم: ما نیروهای جهادی هستیم آمده‌ایم اگر خدمتی کمکی بخواهید انجام دهیم، خیلی خوششان می‌آمد. فقط یک مورد بود، خانمه خیلی ناراحت بود یا شاید مشکل دیگری داشت، قبلش آمده بود از محل انفجار عکس می‌گرفت، گفتم اینجوره، قرمز شد، گفت: شما خراب نکنید، نمی‌خواهد درست کنید.😄 با تبسم گفتم: خب ماکه خراب نمی‌کنیم، ترامپ خراب می‌کنه، گفت: ها همین شماها خراب می‌کنید. بعد قیافه‌اش را درهم کرد جوری که ادای ما را در بیاره؛ گفت: هی می‌گید می‌ایستیم، می‌ایستیم، حیدر حیدر‌. انصافا خنده‌دار ادای ما را با خشم درمی‌آورد.😄 گفتم: حالا به هرحال ما درخدمتیم.😉 @sharhe_hal
✍ تهران همراه... روزهای اول جنگ که تهران بودیم، شب‌ها که می‌رفتیم راهپیمایی حتی یک مغازه دار هم برایمان دست تکان نمی‌داد، هیچ کدام اظهار محبتی نداشت، اما این روزها فضای تهران کامل عوض شده بود. همان مغازه‌دارهای بی‌تفاوت سابق، دیشب اکثرشان موقع گشت ماشینی می‌آمدند بیرون تماشا و خیلی‌هاشان دست تکان می‌دادند، خیلی فضا صمیمی شده بود. در کوچه‌ها که کاروان ماشینی می‌رفت، برخلاف شب‌های اول، حالا زیاد می‌شد مردم جلو خانه‌ها دست تکان می‌دادند، از خیلی خانه‌ها شعارهای همدلانه می‌دادند، برخلاف شب‌های اول که فقط چند بار شعار شنیدیم آن هم، جاوید شاه و این طور شعارهای مخالف! هم ما عوض شده بودیم هم آنها، شب‌های اول از شعارهای اصلی ما وقتی کنار مغازه‌ها رد می‌شدیم، مرگ بر مزدور آمریکایی و مرگ بر اغتشاش‌گر و می‌کشیم و خلاصه شعارها مقداری رادیکال بود، آهنگ‌هایمان هم همه مداحی‌های حماسی، اما دیشب بیشتر آهنگ‌ها مربوط به ایران بود و بعضا شاد! جوری که می‌گفتم: ملت می‌گن، نامردا خب ما هم همینو می‌خواستیم، برای ما حرامه برای شما حلال شد؟!😉😊 وانتی که باندها روش بود، جلو مغازه‌ها که رد می‌شد، تشکر می‌کرد که در این شرایط چراغ خدمت به مردم و روال عادی زندگی را روشن نگه داشته‌اند، به آنها در جنگ سهم می‌داد و بعد از آنها تشکر می‌کرد. برخلاف شب‌‌های اول که برخی شاید توهم می‌کردند شعارها نوعی تهدید امثال آنها هم هست که فقط نگاه می‌کنند؛ مرگ بر سازش‌گر و در این نبرد سکوت معنا ندارد، سکوت یعنی خیانت و... در این تقریبا دو هفته فضای جنگ هم نشان داد واقعا ما قدرت زدن هواپیماها و پایگاه‌های دشمن و بسته نگه داشتن تنگه و تداوم حملات را داریم و در کنار این نمایش اقتدار و قدرت، حجم حملات به تهران هم به شدت پایین آمده و این پیام اقتدار و قدرت خیلی محاسبات را عوض کرده بود. اساسا مردم خاکستری دوست دارند طرف برنده و مقتدر بایستند، داستان سنت خداوند در سوره نصر است که وقتی نصر و فتح آمد، فوج فوج مردم به دین خدا می‌آیند، برخلاف روزهای اول که خیلی‌ها فکر می‌کردند ترامپ و اسرائیل چه‌ها که نمی‌کنند! @sharhe_hal