🌷🌱 در این روزهای سخت جنگ، دعایی بنویسید برای آرامش قلبها!
😪🥀 خیلی ها عزادار و داغدارن، کسب و کار مجازی و حضوری خیلیها از بین رفته و درآمد ندارن، بچههایی که درس و کلاسشون آنلاین شده و دلتنگ مدرسه و دوستاشون هستن! و خیلی اتفاق و حس و حال دیگه ....
🇮🇷🌺 میدونم دیگه حال و هوای نزدیک عید و خرید و شادی خیلی کمرنگ شده؛ ولی ما امیدمون رو از دست نمیدیم!
🥰👈🏻 اثری رو بنویسید و بفرستید؛ تا امید بخش آینده ایران ما باشه!
✍ ما روزانه چالش های متنوعی را در کانال منتشر خواهیم کرد و منتظر آثار ارزشمند شما هستیم!
📚 #چالش_روزهای_سخت_جنگ
👈🏻 موضوع امروز پنجشنبه 21 اسفند ماه 1404 با عنوان #امید_ایران
متن و دلنوشته خود را برای ادمین ارسال کنید👇🏻:
📞 09200757039
💬 @Shavaladpubadmin
ما به صورت مجموعه آثار با معرفی نویسنده در کانال منتشر خواهیم کرد!
🌺 به امید روزهای روشن
===================================
📡 لینک کانال رسمی انتشارات شاولد در:
ایتا https://eitaa.com/shavaladpub🥰🥰
شاولد/ مهارت نویسندگی
🌷🌱 در این روزهای سخت جنگ، دعایی بنویسید برای آرامش قلبها! 😪🥀 خیلی ها عزادار و داغدارن، کسب و کار
❌بهترین آثار رو ✅ «فقط آثار امیدبخش» ✅ منتشر میکنیم با ذکر نام نویسنده❌👆
تا پای جان برای ایران
از کوچهها صدای گامهایی میآید که با ایمان گره خورده است...
گامهایی که خستگی نمیشناسند، چرا که قلبهایی روزهدار در پشت آنها میتپد. مردمان این سرزمین، با لبانی خشک از عطش و دلی زنده از عشق، یکدل و همنوا در میدان حضور مییابند...
زمین از عطر نیتهایشان آکنده است و آسمان، با احترام، سر تعظیم برایشان فرود میآورد....
زن و مرد، پیر و جوان، با چشمانی خیس و روشن از امید، پرچم انسانیت و وفاداری را بر فراز دستان خود برافراشتهاند.
در این روزهای صبر و روشنی، هر نگاه، شعلهای از پایداری است و هر قدم، واژهای از دفتر جاودانگی.
مردم، با زبان روزه و دل بیدار، معنای واقعی ایستادگی را تفسیر میکنند...
ایستادگی برای خاکی که در آن خاطرهی شهیدان شکوفه کرده، و برای آیندهای که باید با نور ایمان و همدلی روشن بماند.
و اینچنین، «پای جان برای ایران» تنها یک شعار نیست...صداییست از عمق جان مردمی که میان گرمای روز و سرمای دغدغهها، هنوز به زلالی مهربانی و به قدرت عشق باور دارند
چگونه توصیف کنم این وسعت از عشق و همدلی را
ایران جان من است🇮🇷
=========================
لاله های بی مرز
ایستادهایم؛ چون خاکمان را با شرافت خود آبیاری کردهایم.
هیچ گلولهای نمیتواند باور ما را ویران کند.
زنان ما سنگرند، مردان ما سپرند، و وطنمان ایمان است.
ما با زخمهایمان حرف نمیزنیم؛ با پاهای استوارمان پاسخ میدهیم.
هر ویرانی برای ما آغازی دوباره است، نه تسلیم.
ما نسلی هستیم که زیر بمباران هم بذر امید میکاریم.
دل ما میدان جنگ نیست، کانون عشق به وطن است.
ایستادگی یعنی نفس کشیدن با غرور در هوای خطر.
ما از خاک برخاستهایم، و تا آخرین نفس برایش میایستیم.
مقاومت ما شعر نیست، واقعیتی است که جهان آن را بهزانو درمیآورد.
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
=========================
عطر مقاومت
در رگهایمان، خون نیاکان صبور جاریست....
در دلهایمان، کوهی از اراده که هیچ طوفانی نمیلرزاندش.
ما، فرزندان خاک خورشید، نه با ترس، که با عشق به وطن، از هر گزندی عبور کردهایم و خواهیم کرد.
چونان سرو، در قلب زمستان سختیها، سبز ماندهایم، تا صلابت زن و مرد این دیار، آیینهی افتخار آیندگان باشد.
آنان که چشم طمع بر خاک ما دوختهاند، ندانستهاند که هروجب از این سرزمین، با خون هزاران لالهی عاشق آبیاری شده است.
صدای خروش ما، پاسخیست به سکوت شوم جنگ، ارادهی استوار زنان و مردان این سرزمین، سپریست نفوذناپذیر در برابر هر تهاجم.
ما، ریشههای عمیق این خاکِ کهن، در برابر هر باد مخالفی، چونان کوه استواریم....
ایمانمان، نوریست که تاریکی خصم را میشکافد.خاک این سرزمین، از عطر مقاومت برخاسته است، عطری که مشام تاریخ را تا ابد، سرمست خواهد کرد.
شمشیر اراده در دست مردان، و صبر صبورانهی زنان، افسانهی این سرزمین است...افسانهی ایستادگی تا پای جان برای ایران...
ما، آتشی هستیم که از خاکستر سختیها شعلهورتر میشویم.... هر تهدید، جرقهایست برای سوزاندن هر چه نامردیست.
در قاموس ما، کلمهی «شکست» وجود ندارد...تنها پیروزی» و «مقاومت» معنا یافته است، تا ابد.....🇮🇷
نویسنده: #فاطمه_غلامی
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
===================================
📡 لینک کانال رسمی انتشارات شاولد در:
ایتا https://eitaa.com/shavaladpub
به نام خدای قشنگم
طوفان و امید
قلبم میلرزد.. هر لحظه یه خبر بد، یک تصویر دلخراش. جنگ، مثل یک هیولای وحشی، داره سرزمینم رو میبلعد. اشک توی چشمام جمع میشود، ولی اجازه نمیدهم ناامیدی ریشه بکنه.
این خاک، خونیه که پدران و مادران ما برای دفاع ازش ریختند. این سرزمین، میراثیه که باید به نسلهای بعد تحویل بدهیم. نمیتوانیم تسلیم بشویم!
غم از دست دادن عزیزان، سنگینیِ آوارگی، ترس از آینده... همه اینها رو حس میکنم. ولی یه صدایی توی دلم فریاد میزنه: "ایران، تسلیم نمیشه!"
ما ملت ایران، قویتر از این حرفاییم که یک طوفان ما رو از پا دربیارد. ما با عشق، با ایمان، با امید، دوباره از نو میسازیم.
اشکهام رو پاک میکنم و با تمام وجودم فریاد میزنم: "ایران، سربلند میشود!"
این یک آرزو نیست، یک باورِ عمیقه. یک باور به قدرت عشق، به قدرت امید، به قدرت ایران.
#آریا_محمدی یازده ساله دانش آموز خبرنگار پانا
===================================
📡 لینک کانال رسمی انتشارات شاولد در:
ایتا https://eitaa.com/shavaladpub
شاولد/ مهارت نویسندگی
به نام خدای قشنگم طوفان و امید قلبم میلرزد.. هر لحظه یه خبر بد، یک تصویر دلخراش. جنگ، مثل یک هیو
🥰🥹👈🏻 چقدر قشنگ نوشته این نوجوان عزیز ایرانمون🇮🇷🙏🏻
گذر از آتش
ایرانی که اکنون می بینید ایرانی متشخص که از سایر کشورها متمایز است
از هجوم پیشینیان
از هجوم یونانیان سربلند بیرون آمده
از هجوم تورانیان
از هجوم عمریان
از تهاجم مغول ها
از حمله ی عثمانیان
از هجوم افغان ها
از هجوم روس ها
از هجوم انگلیسی ها
از هجوم بعثی ها
از هجوم صهیونیست ها
از هجوم پسینیان
از هجوم...
با یاری خدا و همکاری و همیاری همه ی هم میهنان از هجوم زمستان هزار و چهار صد و چهار سربلند بیرون خواهد آمد.
نویسنده:#حسینعلی_ساسانی
===================================
📡 لینک کانال رسمی انتشارات شاولد در:
ایتا https://eitaa.com/shavaladpub
❌🇮🇷 دوستان امیدتون به ایران چقدره؟ ارسال آثارتون ایمان و #امیدایران رو مشخص میکنه!! 🇮🇷❌
متن و دلنوشته خود را برای ادمین ارسال کنید👇🏻:
📞 09200757039
💬 @Shavaladpubadmin
"زنگ کلاس"
چرا بچه ها خوابند؟
نگاهشون کن انگار نه انگار اینجا کلاسه
سحر بیدار شو؛نرگس با تو ام هستم شما چرا اینطوری میکنید
الان به خانم معلم میگم سر کلاس خوابید
عه خانم معلم هم مثل شماها که خوابه.
چه خبره؟
سمیه تو باز کنار پنجره نشستی؟
نگفتم اونجا جای منه بزار خانم معلم بیدار بشه به حسابت میرسم
ولی نه این بار اشکال نداره؛ اصن برای همیشه اونجا بمون منم بغل دست هستی شکمو میشینم
راستی هستی کو؟
عه تو چرا لباسات خاکیه؟ اگه مامانت بفهمه امروز خبری از ناهار نیستا
وای از سرت هم که خون داره میاد. باز با نرگس دعوا کردی؟ اگر دستم بهش برسه......
ولی نه. شما که زنگ تفریح با هم آشتی کردین!!!!
چه خبره اینجا؟
این روان نویس فاطمه نیست؟ پس چرا افتاده زمین؟؟
فاطی گذاشتم رو میز خانم معلم برش دار
چرا اینجا تاریکه؟
چرا چراغ ها روشن نمیشه
وایییی
چرا سقف اینطور شده
زلزله شده!!!؟؟
حالااا چیکار کنم!!
هول نشو زینب؛ مگه یادت رفته خانم مدیر سر صف صبگاه چی میگفت؟؟
بهترین پناهگاه زیر میزه بدو برو
عه شمایید خانم بیدار شدین؟ نیایین جلو زلزله شده
-نه عزیزم زلزله نشده فقط داریم می ریم پیش خدا
پیش خدا؟ ولی شما می گفتین باید خدا بخواد....
-الان خدا خواسته. خدا مانو خیلی دوست داره
- خانم اجازه؟ اونجا که میخواهیم بریم همونجایی هست که آدم های خوب و مهربون پیش خدا حضور دارند؟
-بله عزیزم از همه مهمتر میان به استقبالمون
وای بچه ها شماهم که هستین. خانم معلم گفت الان میریم پیش خدا. داریم از خوشحالی بال در میارم. وای واقعا دارم بال در میارم!!!
آره زینب تازه خانم معلم گفته اونجا کلی خوراکی های خوشمزه و رنگارنگ هستش به به😋
ای شکمو😂
.وای من دارم پرواز میکنم....
نویسنده:#مرتضی_افتخاری_نیا
===================================
📡 لینک کانال رسمی انتشارات شاولد در:
ایتا https://eitaa.com/shavaladpub
به نام خدا
“ خویشاوندان باران”
…
فراتی ها را می شناسم
آب
بهانه ی خویشاوندی ما با این قبیله بوده است
اهل زمین نیستند
مهر خاک شلمچه بر دوش دارند
اما در حسینیه ی محله ی قلهک
قرار نماز می گذارند.
می گویند
برایتان مدرسه ای سیار آورده ایم
بچه های جنگ
میانه ی تقویمی که هنوز ورق نخورده است
ابرهای بهاری شان را
از چشم هایشان بیرون میکشند.
من داستان تنگه ی ابوغریب را تدریس می کنم
موشک های ناخوانده
پشت پنجره ی کلاس می نشینند
و دانش آموزان من
لاله لاله می شکفند
شمعدانی ها
به خون سبزی که از ساقه هایشان جاری شده است
خیره می شوند.
فرات را می توانم ببینم
در چشم های پدرانی که لاله های زمستانی شان را
به آسمان می برند
و مادرانی که هجای آخر لالایی شان را
پشت دیوار مدرسه جا می گذارند.
فراتی های اهل همین نزدیکی را صلا می دهم:
مشک های بیشتری برای رسیدن به علقمه ی ایران نیاز داریم
دشمن پشت خلیج نشسته است
تا سرمه ی نگاه فرشتگان
زیر باران موشک ها
سیاهی آسمان را بپوشاند
مبادا برف آخر اسفند روسیاه شود.
در آستانه ی لبخند کودکانی که سروهایی برای شناسایی مرزها
میانه دود و تلاطم و آتش و اسپند
با خود آورده اند
همراه کلماتم
روی شانه های لرزان درختان مبعوث می شوم
و قمقمه ی خاکی من
در ایوان خانه ی خورشید جا می ماند.
فراتی ها دست به کار شده اند
و دامن حسینیه
بدل به گلزاری از فرشتگانی شده است
که گیسوانشان را
باد سوگوار زمستانی
با خود
برای خداوند برده است .
کوچه در غنای جنوبی بهارنارنج، غرق شده است
و خویشاوندان من
با باران صبح
به خلیج زده اند.
شعر:#محمد_حسین_صفری
اسفند ۱۴۰۴
===================================
📡 لینک کانال رسمی انتشارات شاولد در:
ایتا https://eitaa.com/shavaladpub
⚠️توجه! توجه!⚠️👆🏻
🍂📚جشنواره زمستانه چاپ کتاب! فقط تا آخر👈🏻 « اسفند ماه » فرصت باقیست!
❌ بعد از عید افزایش قیمت خواهیم داشت!❌
📘📕📙📗📒کتاب چندنویسندگی📘📕📙📗📒
📦 انتخاب بین 5، ۱۰ یا ۲۰ نسخه؟
💥 فقط با ۱.200 میلیون تومان کمترین قیمت
✅ مجوز رسمی ارشاد و خانه کتاب
✨ ژانرهای قابل پذیرش: داستان، رمان، خاطره، روایت، داستان کوتاه، کودک، طنز، شعر...
🎉 این فرصت استثنائی رو از دست نده!
📩 برای دریافت جزئیات، فقط یه پیام بده یا کامنت بذار:👇🏻
📞 09200757039
📲 @Shavaladpubadmin
کانال باشگاه نویسندگان:
ایتا https://eitaa.com/shavaladpub