eitaa logo
شاولد/ مهارت نویسندگی
893 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
287 ویدیو
14 فایل
📚هر تفکر، یک کتاب . نشر شاولد کنار توست؛ 🧠 فکر کن، ✍️ مهارت بیاموز، 📖 بنویس و کتابت را منتشر کن! 👇🏻پاسخگویی سریع👇🏻 @Shavaladpubadmin . نوشتن یعنی رشد، کتاب یعنی ماندگاری.🌱 سایت رسمی انتشارات شاولد : shavaladpub.ir
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
• سلام 😊✋🏻 ✨ به خانواده‌ی «باشگاه نویسندگی و انتشارات » خوش آمدید ✍️📚🎶 خوشحالیم که امروز همراهان تازه‌ای به جمعِ دوستداران شعر، موسیقی ،کتاب و دنیای واژه‌ها پیوسته‌اند؛ اینجا جایی‌ست برای الهام، نوشتن، آرامش و رشد در کنار دل‌هایی که با هنر نفس می‌کشند 🌱🖋 «هر کسی کو دور ماند از اصل خویش / باز جوید روزگار وصل خویش» ✨🎼 ======================= 🖌️ باشگاه نویسندگان شاولد : https://ble.ir/shavaladpub https://eitaa.com/shavaladpub
📚 تعرفه جدید چاپ کتاب – انتشارات شاولد اگر تصمیم دارید کتاب خود را منتشر کنید، حالا می‌توانید با پکیج‌های جدید و شفاف انتشارات شاولد این کار را انجام دهید. ما سه سطح خدمات طراحی کرده‌ایم تا متناسب با نیاز و بودجه شما باشد. ✨ پکیج اقتصادی مناسب برای شروع و اولین تجربه چاپ کتاب • داستان – ۷۰ صفحه (قطع رقعی): ۸,۱۹۰,۰۰۰ تومان • شعر – ۷۰ صفحه (قطع رقعی): ۹,۱۹۰,۰۰۰ تومان • کودک – ۱۲ صفحه رنگی (سایز خشتی): ۹,۱۹۰,۰۰۰ تومان 📦 همراه با ۱۰ نسخه کتاب ✨ پکیج حرفه‌ای مناسب برای چاپ جدی‌تر و تیراژ بیشتر • داستان – ۱۰۰ صفحه (قطع رقعی): ۱۱,۲۹۰,۰۰۰ تومان • شعر – ۱۰۰ صفحه (قطع رقعی): ۱۲,۲۹۰,۰۰۰ تومان • کودک – ۱۲ صفحه رنگی (سایز خشتی): ۱۲,۲۹۰,۰۰۰ تومان 📦 همراه با ۳۰ نسخه کتاب ✨ پکیج VIP ویژه نویسندگانی که می‌خواهند کتابشان حرفه‌ای معرفی شود • داستان – ۱۵۰ صفحه (قطع رقعی): ۲۲,۳۹۰,۰۰۰ تومان • شعر – ۱۵۰ صفحه (قطع رقعی): ۲۳,۳۹۰,۰۰۰ تومان • کودک – ۱۲ صفحه رنگی (سایز خشتی): ۲۳,۳۹۰,۰۰۰ تومان 📦 همراه با ۷۵ نسخه کتاب 🎁 خدمات ویژه پکیج VIP • ساخت تیزر ویدیویی ۱ دقیقه‌ای • تولید پادکست صوتی معرفی کتاب • QR Code اختصاصی برای معرفی اثر 📩 برای دریافت مشاوره و ثبت سفارش چاپ کتاب با ما در ارتباط باشید. آیدی ادمین در ایتا: @Shavaladpubadmin شماره تماس: 📞 09200757039 مشاهده نمونه کارها در سایت: 🌐 www.shavaladpub.ir ========================= 🖌 باشگاه نویسندگان شاولد : https://ble.ir/shavaladpub https://eitaa.com/shavaladpub
رویای نویسنده شدنِ شما، در «انتشارات شاولد» به واقعیت تبدیل می‌شود! ✍️📖 آیا مجموعه‌ای از اشعار یا داستان‌های کوتاه دارید و به دنبال راهی حرفه‌ای برای چاپ آن هستید؟ ما در انتشارات شاولد، مسیر چاپ کتاب را برای شما هموار کرده‌ایم. با پروژه «چاپ کتاب‌های چندنویسندگی»، فرصتی طلایی برای دیده شدنِ آثار شما فراهم شده است. ✅ چرا با ما چاپ کنید؟ ▫️ تخصص در چاپ کتاب‌های مشترک (هر جلد با حضور ۷ نویسنده/شاعر) ▫️ تجربه موفق: چاپ ۴۰ جلد کتاب در ۴ سال ▫️ کیفیت محتوا: ژانر شعر و داستان (۷۲ صفحه در هر جلد) ▫️ سرعت بالا: اخذ مجوز و چاپ در ۳ ماه قیمت‌های ویژه‌ی ما برای این دوره: 🔹 ۳ نسخه: ۹۹۰,۰۰۰ تومان 🔹 ۵ نسخه: ۱,۴۹۹,۰۰۰ تومان 🔹 ۷ نسخه: ۱,۷۹۹,۰۰۰ تومان 🔹 ۱۲ نسخه: ۲,۵۹۹,۰۰۰ تومان 🔹 ۲۰ نسخه: ۳,۸۹۹,۰۰۰ تومان شما هم می‌توانید در یکی از جلدهای جدید انتشارات شاولد، نام خود را به عنوان نویسنده ثبت کنید و صاحب کتاب شوید. 📩 برای مشاوره و ثبت سفارش، همین حالا با ما در ارتباط باشید: آیدی ادمین در ایتا: @Shavaladpubadmin شماره تماس: 📞 09200757039 مشاهده نمونه کارها در سایت: 🌐 www.shavaladpub.ir ========================= 🖌 باشگاه نویسندگان شاولد : https://ble.ir/shavaladpub https://eitaa.com/shavaladpub
. باش کاین عمر گران می‌گذرد هر چه با هر که کنی بر همان می‌‌گذرد ========================= 🖌️ باشگاه نویسندگان شاولد: https://ble.ir/shavaladpub https://eitaa.com/shavaladpub
📸 | میزبانی از استادِ پیشکسوتِ هنر خاتم و ادب در این چندروز انتشارات شاولد افتخار میزبانی از استاد گران‌قدر و هنرمندِ و خوش‌ذوقِ شیرازی جناب آقای را داشتیم. «۱۶ تیرماه، زادروز این هنرمندِ فرهیخته را از صمیم قلب تبریک می‌گوییم و برایشان عمری با عزت آرزومندیم.» 🎂✨ ✅ افتخارات بین‌المللی: کسب مقام نخستِ مسابقات جهانی خاتم‌کاری (۱۹۷۴) در رقابت میان ۴۸ کشور؛ دستاوردی که در معتبری چون و اطلاعات و روز نامه های انگلیسی بازتاب یافت. ✅ میراث معنوی: عضو گروهِ ۸ نفره‌ی اساتیدِ برجسته برای طراحی و اجرای نمای داخلی ضریح مطهر (ع). ✅ فعالیت ادبی و هنری: شاعر و کتاب «خاتم شیراز»؛ اثری ارزشمند که در این دیدار با مهر به مجموعه شاولد اهدا شد. حضور این استادِ فرزانه در کنار دکتر فرهادی و جناب آقای بی‌یار، نویدبخشِ حفظ و ترویج این هنر فاخر برای نسل‌های آینده است. 🇮🇷 ========================= 🖌️ باشگاه نویسندگان شاولد: https://ble.ir/shavaladpub بله https://eitaa.com/shavaladpub ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🍎 نویسنده: زهرا غفاری – 18 تیر ماه 1405 انتشار از کانال رسمی «انتشارات شاولد» ============================= - خوب این وسط گناه تو چیه؟ - رعنا گناهم اینه که انتخاب مادر و خواهرش هستم. اشک به چشمان قشنگ خدیجه آمد. -خوب تو چه می‌گی؟ - هیچی ...لام تا کام جوابش را نمی‌دهم. چی بگم! بگم محمد علی تو هم انتخاب خانواده منی. من که تو را نمی‌خواستم. مجبور شدم. - بهش بگو. - نمی شود. جرأت نمی‌کنم جوابش را بدهم. می‌خواهی از اینی که هست بدتر شود؟ - اصلا جواب نمی‌دی؟ - فقط یک بار بهش گفتم خوب مرا نمی‌گرفتی؟ - محمد علی چه گفت؟ - فکر می‌کنی چه گفت؟ گفت‌: هر وقت دلت خواست می‌تونی بری. من چه جوری می‌تونم از بچه‌هام دل بکنم؟ راست می‌گفت. الهی، بمیرم برایش. مجبور بود توی این زندگی‌، زندگی که نه، جهنمی که محمد علی به خاطر غرور و خود خواهی‌های خودش برایش ساخته بود بسازد و دم نزند. خیلی دلم سوخت. من نمی‌دانم روی چه اساسی ننه و عمه شهربانویم می‌گویند‌: خدیجه از زندگی‌اش راضی است... حال، خدیجه صبور است، خانمی می‌کند، حرف نمی‌زند‌ و به خاطر حفظ آبرویش چیزی نمی‌گوید. سکوت می‌کند که مبادا ننه یا آقام بفهمند و ناراحت شوند. سکوت می‌کند تا بچه‌هایش آسیب نبینند. سکوت می‌کند تا احترام محمد‌علی پیش خانواده‌ام حفظ شود، و هزار دلیل دیگر برای زیستن و ماندن؛ یعنی هر کسی سکوت کند راضی است؟ حتم دارم کبری هم حرف‌هایی برای گفتن دارد. به خدیجه گفتم: حالا فقط به خاطر حرف خاله خجسته آمدی؟ - نه، می‌خواهیم برای برادر محمد علی گردو بفرستیم دبی. آمدیم گردو هم ببریم. - مگر آقا کریم از دوبی آمده؟ - نه نیامده، ولی محمد علی گفت تا فصل گردو هست از پدرت گردو بخریم برای کریم بفرستیم. خاله خجسته که گفت: بیا خانه‌ی ننه، دلم بیدار شد. گفتم: بیام هم ببینمتان هم گردو بخریم. الهی شکر که آقا ناصر هم آمده و دیدیمش. - خدیجه جان، زندگی را برایت خیلی سخت کرده؟ خدیجه سرش را پایین انداخت. بچه‌ها مشغول بازی با گلوله‌های نخ قالی بودند. خدیجه گفت: مشکلم که یکی دو تا نیست. حالا دیگه می‌خواد مرا ببره شیراز زندگی کنیم. با خوش‌حالی گفتم: وای این که خیلی خوبه! - چه خوبی؟ من این‌جا دلم خوشه که شما‌ها هستید. حداقل گه‌گاهی می‌بینمتان، اگر شیراز رفتیم دیگه چه می‌شه! من آن‌جا غریب‌مرگ می‌شم. - وای خدا نکنه خدیجه، این حرف‌ها چیست می‌زنی؟ دلم ریش می‌شه. چشمان زیبا و درخشان خدیجه هنوز پر از اشک بود. با بغض گفت: باغش را فروخته. خانه را هم برای فروش گذاشته. با امیدواری گفتم: این که عیبی نداره. خوب من هم دیر یا زود میام شیراز. عمه هم شیراز است، غریب که نیستیم. به همدیگر سر می‌زنیم. - با این اخلاق محمد علی با این تکبر و افاده‌اش! حالا هم نمی‌دانم خورشید از کجا طلوع کرده آمده از آقام گردو بخره. باخنده گفتم: خوب معلومه دیگه، مثل گردوی باغ آقام که گردو پیدا نمی‌شه. خدیجه هم خندید و دندان‌های سفید و زیبایش را به نمایش گذاشت‌ و افزود: قالی را پس‌فردا می‌بُریم. محمد علی گفته: دیگر دار نزن تا از این‌جا بریم. ممکنه نیمه کاره بمونه. دخترها بر سر گلوله‌های نخ قالی دعوایشان شده بود. نخ‌ها به هم ریخته و توی هم گره خورده بود. صدای محمد علی بر جا میخکوبمان کرد. -خدیجه، خدیجه، کجایی‌؟ خدیجه به سرعت به سمت در رفت و گفت: این‌جام محمد‌علی، چه کارم داری‌؟ صدای غضبناک محمد‌علی نزدیک‌تر شد. تو این‌جا چه کار می‌کنی؟ بیا گردوها را کمک پدرت توی گونی بریز. - چشم، چشم، آمدم! خدیجه بی‌توجه به بچه‌ها که بر سر گلوله‌های نخ به هم پریده بودند، برای اجرای اوامر شوهرش به سمت ایوان دوید. گفتم الان چادرش زیر پایش گیر می‌کند و دور از جان با سر به زمین می‌خورد. به محض این‌که گردوها داخل گونی قرار گرفتند عزم رفتن کردند. کاش به خدیجه گفته بودم فردا می‌خواهیم برویم خرید عروسی، اگر شد بیاید. اما نمی‌آمد. شوهرش نمی‌گذاشت. آقا ناصر آخرین مهمانی بود که از خانه‌مان رفت. البته تا شیراز که راهی نبود، او رفت و دل مرا هم با خودش برد. اما دلم قرص بود که صبح علی‌الطلوع می‌آید. قرار است فردا برویم خرید. خرید عروسی. عروسی من! در روستایمان رسم داشتیم اگر دختر با پسری برای خرید عروسی می‌رفتند تعداد زیادی از اقوام و خویشان نزدیک همراهی‌شان می‌کردند و سلیقه‌هایشان را ابراز می‌کردند تا عروس خانم و آقا داماد چیزی بخرند. ساعت هشت صبح فردا،دوباره ،خانه مملو از مهمان بود. خاله خجسته و خاله نازگل، خاله‌هایم که در روستا زندگی می‌کردند و دخترانشان و عمه زهرا و عمه شهربانو که خودش را صبح علی الطلوع رسانده بود، فقط خاله اقدسم تهران بود که صد درصد اگر این‌جا بود حتما همراهی‌مان می‌کرد. ============================= 📌 باشگاه نویسندگان شاولد: https://eitaa.com/shavaladpub🍎
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌿 ، همیشه شبیه باز شدن یک قفل نیست؛ شبیه چرخاندن آرامِ یک پیچ است. ممکن است امروز هیچ تغییر بزرگی نبینی،اما همان تلاش کوچکِ امروز، فردا چیزی را جابه‌جا می‌کند که دیروز تکان نمی‌خورد. کارهای بزرگ، معمولاً نتیجه‌ی کارهای کوچکِ پُر تکرار است. نه انگیزه‌های بزرگِ گذرا... 🌿 ========================= 🖌️ باشگاه نویسندگان شاولد: https://ble.ir/shavaladpub بله https://eitaa.com/shavaladpub ایتا
🌿✍🏻 همراهی با نویسندگان عزیز برای تبدیلِ دغدغه‌هایشان به کتاب، بزرگترین افتخار ماست. سپاس از اعتماد شما به مسیرِ رشد و کیفیت کار ما. 💚 ========================= 🖌️ باشگاه نویسندگان شاولد: https://ble.ir/shavaladpub بله https://eitaa.com/shavaladpub ایتا
11M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹روایتی از خانه پیر قصه‌گوی ایران • هجدهم تیرماه، مصادف است با سالروز درگذشت خالق «📚قصه‌های خوب برای بچه‌های خوب». ؛ بابای پیر و دوست‌داشتنی قصه‌های کودکانه که در خانه‌ای🏡 کاهگلی اما بی‌نهایت باصفا در قلب یزد، به ایران رونق و جانی تازه بخشید. این کلیپ، روایتی است کوتاه از همان خانه پر از قصه و خاطره… ========================= 🖌️ باشگاه نویسندگان شاولد: https://ble.ir/shavaladpub بله https://eitaa.com/shavaladpub ایتا