فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌱 هر روز خود را با بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ آغاز کنید🌱
🗓 امروز یکشنبه↯
☀️ ۲۷اسفند ۱۴۰۲
🌙 ۶رمضان ۱۴۴۵
🌲 ۱۷مارس ۲۰۲۴
📿 ذکر روز :
یا ذوالجلال والاکرام
@shayad_etefagh
┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
عمیق نگاه کن ،
ساده بخند
زندگی شکایت
از درد و غم نیست
زندگی هزار تا دلیل
دیگه ست برا
شکرگزاری از خالقمون!!!
شاد باشیــد...
#صبح_بخیر
@shayad_etefagh
┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
#داستانهای_آموزنده
#شاید_برای_شما_هم_اتفاق_بیفتد
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🪐
✍چرا خوشبخت بودن مشکل است؟!
چون از رها کردن چیزهایی که
باعث غمگینی ما می شود، سرباز می زنیم !
چون کلید خوشبختی خودمان را، در جیب دیگران قرار داده ایم و باور نداریم که كليد خوشبختی ما در دستان خودماست!
کلید خوشبختی، درک این واقعیت است که آنچه برای شما رخ می دهد مهم نیست بلکه چگونگی پاسخ شما ست كه اهميت دارد.
در حقيقت خوشبخت کسی نیست که مشکلی ندارد بلکه کسی است که با مشکلاتش، مشکلی ندارد...!
@shayad_etefagh
┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
#داستانهای_آموزنده
#شاید_برای_شما_هم_اتفاق_بیفتد
در تصویر بالا درس بزرگی نهفته است، حتی اگر واقعاً اتفاق نیفتاده باشد
فردی که کارش برگزاری مسابقات سرعت سگها بود، برای تنوع یک یوزپلنگ را به مسابقه آورد. ولی با کمال تعجب در هنگام مسابقه یوزپلنگ از جایش تکان نخورد و سگها با تمام توان میدویدند
یوزپلنگ فقط نگاه میکرد
وقتی از این فرد پرسیدند پس چرا یوزپلنگ در مسابقه شرکت نکرد؛ پاسخ جالبی داد:
گاهی تلاش برای اینکه ثابت کنی تو بهترین هستی #توهین به خودت است.
همیشه و همهجا لازم نیست خودت را به همه ثابت کنی
گاهی #سکوت در برابر برخی آدمها،بهترین پاسخ است
اگر اطمینان داری که راه درست را انتخاب کردی، به راهت ادامه بده؛ مهم نیست دیگران دربارهات چه فکری میکنند، لازم نیست مرتب خودت را اثبات کنی..
@shayad_etefagh
┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
#داستانهای_آموزنده
#شاید_برای_شما_هم_اتفاق_بیفتد
#سرگذشت_افسون
#قضاوت_ممنوع
#پارت_نود_نه
سلام افسون هستم ازیه خانواده ی۶نفره که دوتابرادردارم یه خواهر
یه روزکه ازخواب بیدارشدم میخواستم برم دستشویی دوقدم که برداشتم دیگه چیزی نفهمیدم وقتی چشمام روبازکردم تو بیمارستان بودم..خواهرنجمه بایه خانم مسن بالاسرم بودانقدربی جون بودم که رمق نداشتم چشمام روبازنگه دارم گلسا خواهرنجمه دستام روگرفت به زور گفتم بچه هام گفت آروم باش بچه ها رو هم میاریم برات،اون روزدیگه چیزی نفهمیدم فرداش که هوشیارترشدم متوجه شدم عملم کردن ویه مقدارازرودم رو برداشتن.نجمه برام تعریف کردکه اون روزی که من بیهوش میشم سرکاربوده اما تمام فکرش پیش من بوده وچندباری بهم زنگ میزنه وقتی میبینه جواب نمیدم مرخصی میگیره میادخونم(نجمه کلید اپارتمان روداشته)وقتی واردخونه میشه میبینه بیهوش جلوی دستشویی افتادم زنگ میزنه امبولانس من رو میرسونه بیمارستان وبخاطرشرایط بدجسمیم دکترمیگه بایدفوری جراحی بشه..نجمه شماره ی خونمون روداشته وقتی زنگ میزنه پدرم گوشی روبرمیداره....
ادامه در پارت بعدی 👇
@shayad_etefagh
┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
#داستانهای_آموزنده
#شاید_برای_شما_هم_اتفاق_بیفتد
🌹#حکایت
🌴دنیا مانند گردویی است بی مغز!
💎ملا مهرعلی خویی، روزی در ڪوچه دید دو ڪودڪ بر سر یڪ گردو با هم دعوا میڪنند...
به خاطر یڪ گردو یڪی زد چشم دیگری را با چوب ڪور کرد.
یڪی را درد چشم گرفت و دیگری را ترس چشم درآوردن،
💎گردو را روی زمین رها ڪردند و از محل دور شدند...
💎ملا رفت گردو را برداشت و شڪست و دید، گردو از مغز تهی است، گریه ڪرد.
💎پرسیدند تو چرا گریه میڪنی؟!
گفت: از نادانی و حس ڪودڪانه، سر گردویی دعوا میڪردند ڪه پوچ بود و مغزی هم نداشت...
💎دنیا نیز چنین است، مانند گردویی است بدون مغز! که بر سر آن میجنگیم و وقتی خسته شدیم و آسیب به خود رساندیم و یا پیر شدیم، چنین رها ڪرده و برای همیشه میرویم...
@shayad_etefagh
┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
#داستانهای_آموزنده
#شاید_برای_شما_هم_اتفاق_بیفتد
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
آرام باش،
درست می شود...
نه هیچ شبی و نه هیچ زمستانی دائمی نیست....
آفتاب می تابد،
شاخه ها جوانه می زنند و تمامِ شکوفه های در انتظار متولد خواهند شد...
هیچ ابری تا همیشه در مقابلِ مهتاب
نمی ایستد و هیچ ماهی تا همیشه در حصار نمیمانَد..
نور، سپاه سیاهی را میدرد حتی اگر به قدرِ روزنه ای باشد،
و بهار؛ هزار هزار زمستان را سبز میکند،
روزهای سخت رو به پایان است،
آرام باش، دوست من ...
@shayad_etefagh
┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
#داستانهای_آموزنده
#شاید_برای_شما_هم_اتفاق_بیفتد
#سرگذشت_افسون
#قضاوت_ممنوع
#پارت_صد
سلام افسون هستم ازیه خانواده ی۶نفره که دوتابرادردارم یه خواهر
نجمه جریان روبراش تعریف میکنه اونم بدون اینکه به مادرم چیزی بگه میادبیمارستان برگه های عمل روامضامیکنه میره..حتی نمیمونه من ازاتاق عمل بیام بیرون وفقط ازنجمه میخوادبخاطربیماری قلبی مادرم چیزی بهش نگه..تازه ازبیمارستان مرخص شده بودم که مامانم زنگزدگفت دارم بابات روراضی میکنم بذاره برای عروسی داداشت بیای گفتم مامان بخاطرمن باهاش بحث نکن من دوستندارم بعدازچندسال توجمع فامیلی که سه سال یکبارم نمیدیدمشون حاضربشم..چندوقتی ازعملم گذشته بودکه جلسات شیمی درمانیم روشروع کردم من هیچ کس رونداشتم که ازم مراقبت کنه وبعدازهرجلسه ی شیمی درمانی تاچندروزحالم خیلی بدبودتواین مدت مادرم دوسه بارامددیدنم ولی جوری رفتارکردم که به چیزی شکنکنه وده روزیکبارهم میرفتم دیدن بچه هام..مادرحامدهربارمن رومیدیدکلی تیکه بارم میکردومیگفت خداروشکرازقیافه ام داری میفتی!!برام اصلامهم نبودهمین که بچه هام رومیدیدم اروم میشدم برام کافی بود..
ادامه در پارت بعدی 👇
@shayad_etefagh
┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
#داستانهای_آموزنده
#شاید_برای_شما_هم_اتفاق_بیفتد
🍁 #زیبا_نوشت
✨فاصله نگیرید ؛اِنزوا ، عمر را کوتاه می کند ... !
💫قضاوت نکنید ؛مردم از شما متنفر می شوند ... !
دیگران را درک کنید و کاری کنید کنارِ شما حالشان خوب باشد ،
به همه لبخند تعارف کنید ،
این همان هوش و نبوغِ اجتماعیست ،
چیزی که لازمه ی روابطی سالم و پایدار و رمزِ محبوبیتِ شماست
قبول دارم !
💫تحملِ تفاوت ها گاهی واقعا سخت می شود
من خودم هرازگاهی کم می آورم از این پیچیدگیِ عجیب
اما باید این را پذیرفت و هضم کرد که هم انسان ها و هم شرایط و مشکلاتشان با هم فرق دارد
💫نمی شود از همه توقعِ سازگاری و همراهی داشت
اما می توان این تفاوت ها را درک کرد و روابطِ بهتری داشت
باید با ناملایمتی ها مدارا کرد
باید کمی همدل بود ،
💫این مردم ... حتی شادترینشان هم مشکلاتِ خودش را دارد
اینقدر انگشتِ تقصیر به سمتِ هم نگیریم
باور کن که آدم ها نمی خواهند بد باشند
آدم ها متفاوتند ، همین ... !
می توان با وجودِ تمامِ تفاوت ها کنارِ هم شاد بود
می توان جامعه ی بهتری داشت 💝
@shayad_etefagh
┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
#داستانهای_آموزنده
#شاید_برای_شما_هم_اتفاق_بیفتد
این جهان پر از فراوانیهاست و بسیار غنی هست، اگر تو ازش بهره مند نیستی باید کاری کنی که راه ورود جریان فراوانیها برای زندگی تو هم باز بشه، چون هیچکس با من و شما دشمن نبوده که این راه رو برای ما ببنده..
این فقط ما بودیم که با محدودیتهایی که در درون خودمون ایجاد کردیم جلوی ورود جریان انرژی رو در زندگیمون گرفتیم.
اگر الان یک گفتگویی در درون تو شکل گرفته که "نه نمیشه، امتحان کردم نشده" بدون که این همون دشمنِ توئه که نمیذاره اون اتفاقات خوب برای تو بیفته..
@shayad_etefagh
┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
#داستانهای_آموزنده
#شاید_برای_شما_هم_اتفاق_بیفتد
❣اثرات عجیب دعا و نفرین!
وقتی برای کسی از ته قلب آرزوی موفقیت شادی و سلامتی می کنید، امواج نامرئی تفکرات و انرژی شما تشخیص نمی دهد که این آرزو متوجه دیگریست. این موج نیک خواهی ابتدا خود شما را سرشار از ماهیت خویش می کند
در حالت دعا تمامی قوای معنوی، سلول های مغز و حتی سیستم عصبی، زیر بارش این ذرات بهشتی قرار می گیرند که خود شما آن را تولید کردید.
اگر از کسی بیزار و متنفر باشید نیز ذرات و امواج کسالت و تنفر، نخست بر خود شما میبارد و سپس در ضمیرتان رسوب میکند.
با توجه به این واقعیت، ضمیر ناخودآگاه کسی که دعا و نفرین می کند، نمیتواند تشخیص دهد که این محصولات شفا بخش و یا مسموم کننده متعلق به فرد دیگریست و باید به سوی او صادر شود بلکه در این شرایط، ضمیر ناخودآگاه، آن محصولات را ابتدا خودش جذب می کند.
همیشه به یاد داشته باشید آبی که در رودخانه جاریست، نخست بستر خود را تر و سرشار از ذات خویش میکند و در نهایت به دریا میرسد
برای همدیگر دعای خیر و برکت کنیم...
#داستانهای_آموزنده
•✾📚 https://eitaa.com/dastanamuzandeh
#سرگذشت_افسون
#قضاوت_ممنوع
#پارت_صد_یک
سلام افسون هستم ازیه خانواده ی۶نفره که دوتابرادردارم یه خواهر
من داشتم تاوان میدادم تاوان زیبایی که خدابهم داده بودم من ازش استفاده ی درستی نکردم وحالا بعد شیمی درمانی این بودکه موهام داشت میریخت ومن دوست نداشتم اون افسون زیباروکسی بااین قیافه ببینه مخصوصابچه هام، اما نمیتونستمم جلوی ریزش موهام روبگیرم وبایدباهاش کنارمیومدم..به ناچارموهام روباماشین ازته زدم ویه کلاگیس خریدم برای زمانی که میرفتم دیدن بچه هاجالب بودمادرحامدبخاطرهمون کلاه گیس بازکلی حرف بارم کرد.میگفت معلوم نیست ایندفعه میخوای کی روبدبخت کنی..جلسه ی اخرشیمی درمانیم روانجام دادم تازه رسیده بودم خونه که نجمه امددیدنم ازقیافه اش میتونستم حدس بزنم به زورخودش رونگهداشته که گریه نکنه،.گفتم من اخرخطم توخودت روناراحت نکن. بااین حرفم اشکاش سرازیرشدگفت میشه،انقدرناامیدنباشی،گفتم نجمه حوصله ی خریدندارم میشه ازت خواهش کنم برام یه دفترچه ی خاطرات خوشگل بخری..
ادامه در پارت بعدی 👇
@shayad_etefagh
┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
#داستانهای_آموزنده
#شاید_برای_شما_هم_اتفاق_بیفتد