💚 آنقدرقوی باشید که
هیچ چیز ذهنتان را بهم نریزد
💫در هرگفتگویی کلامی ازسلامتی،
شادی و ثروت بر زبان بیاورید.
توانایی دوستان را به آنها یادآوری شوید.
💌نیمه روشن هر چیز را بنگرید.
به بهترین، فکر؛
برای بهترین، کار؛
و بهترین را بخواهید.
مشتاق موفقیت دیگران باشید.
اشتباهات گذشته را فراموش کنید.
به تمام موجودات زنده با لبخند نگاه کنید.
برای ناراحتی، صبور؛
برای ترس، قوی باشید
و دربرابر خشم متین وصبور باشید.
بهترین باشید و به خداوند نشان دهید که بهترین هستید.💚
@shayad_etefagh
┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
#داستانهای_آموزنده
#شاید_برای_شما_هم_اتفاق_بیفتد
#سرگذشت_یاسمن
#بازی_سرنوشت
#پارت_شصت_چهار
سلام اسمم یاسمن دختری جنوبی
امید ابروهاش روانداخت بالا چیزی نگفت
میدونستم که باورش نشده وحسابی عصبی وکلافه بودطوری که دق دلش روسربچه هاخالی میکرد..بعدازاین ماجراامیدبیشتراماررفت وامدم رومیگرفت یه جورای غیرتی شده بود
تایه روزکهبیمارستان بودم مشغول کاراسم به بیمارجلوم قرارگرفت اسم وفامیلش برام اشنابودزیادتوجه نکردم گفتم لابدتشابه اسمی
ولی وقتی توسیستم سن سال مریض رودیدم دوبه شک شدم نکنه خودش باشه به همکارم گفتم چنددقیقه توبخش کاردارم رفتم بخش زنان ازبچه هاجویای حال اون مریض شدم که گفتم حالش خوب نیست سرطان روده داره چندبارجراحی کرده ولی فایده نداشته وبیشتراعضای گوارشش روگرفته شماره اتاق وتختش روپرسیدم وقتی وارداتاق شدم ازدیدن مرضیه بااون قیافه وموهای ریخته شوکه شدم خودش بود..نگاه مرضیه ام رومن قفل بودهمراهش جاری کوچیکم بوداونم برگشت تامن رودیدیه جبغ خفیفی زد گفت یاسمن توای
رفتم جلوترگفتم اره اشک ازگوشه ی چشم مرضیه میومد..بادیدن حال روزش گذشته روفراموش کردم گفتم خوبی حتی نتونست جوابم روبده دلم خیلی براش سوخت...
ادامه در پارت بعدی 👇
@shayad_etefagh
┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
#داستانهای_آموزنده
#شاید_برای_شما_هم_اتفاق_بیفتد
#آقایان
لطفا از گفتن کلمات این چنینی به همسرتان به شدت پرهیز کنید چون این کلمات چاقویی هستند که شخصیت لطیف او را پاره پاره می کند.
همه زن دارن ما هم زن داریم!!!
راه بازه و جاده دراز، بفرمایید...!!!
چند بار باید در این باره حرف بزنیم؟!!!
برو شوهرداری را از زن فلانی یاد بگیر!!!
جای تاسفه که چنین پدر و مادری داری!!!
تو اگر خرج خانه را می دادی چی می شد؟!!!
تو باید یا من را انتخاب کنی یا خانوادهات را!!!
تو تقصیر نداری همه زنها یک دندهشان کمه!!!
دست پختت منو یاد دوران سربازیم میندازه!!
@shayad_etefagh
┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
#داستانهای_آموزنده
#شاید_برای_شما_هم_اتفاق_بیفتد
▫️9 نكته تربیتی کودکان
همیشه به كودك خود سلام كنید و به او احترام بگذارید.
زمانی با كودك بازی كنید كه او مشتاق باشد.
از زورگویی پرهیز كنید.
با كودك رفتار محبت آمیز داشته باشید.
برای آموختن زندگی به كودك عجله نكنید و اجازه بدهید او از كودكی خود لذت ببرد.
ناكامی كودك را محترم بشمارید و او را از شكست نترسانید.
كودك را برای خودش و بر اساس توانایی هایش پرورش دهید و نه برای اینكه تصویری از آرزوهای شما باشند.
با صبر و سكوت با كودك خود ارتباط برقرار كنید.
به سخنان كودك گوش دهید وهرگز سعی درخاموش كردن كودك نكنید.
@shayad_etefagh
┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
#داستانهای_آموزنده
#شاید_برای_شما_هم_اتفاق_بیفتد
#سرگذشت_یاسمن
#بازی_سرنوشت
#پارت_شصت_پنج
سلام اسمم یاسمن دختری جنوبی..
مرضیه نتونست جوابم روبده دلم خیلی براش سوخت..دوست نداشتم احساس خجالت کنه چون کسی بودکه به سروضعش خیلی میرسیدوالان بااین شرایطش معذب بود..گفتم امیدوارم هرچه زودترحالت خوب بشه ازاتاق امدم بیرون..حالم خیلی بدشده بودیاداوری گذشته وسختیهای که کشیده بودم عذابم میدادیکی ازپرستارهاگفت فامیلته گفتم نه گفت بیچاره کارش تمومه وخیلی بتونه دوام بیاره ۲۴ساعت..جوابش ندادم برگشتم ازمایشگاه..سه ساعتی گذشت که ازبخش زنگزدن گفتن بیابالااون مریض وهمراهش خیلی سراغت رومیگیرن وقتی واردراهروشدم جاری کوچیکم که اسمش فرزانه بودامدجلوگفت یاسمین کجارفتی مرضیه میخوادباهات حرف بزنه...ولی قبل ازهرچیزی بایدبهت بگم زیادزنده نمیمونه گفتم خودم میدونم..فرزانه گفت هرکسی یه جوری تاوان بدیهاش روپس میده این دنیادارمکافات ومرضیه تاوان بدیهای که درحق تووبقیه کردروداره میده..گفتم من به مرگ کسی راضی نیستم ولی خودت خوب میدونی تواون خونه بجزتوکسی بامن خوب نبود و خیلی تو اون خونه آزارم دادند...
ادامه در پارت بعدی 👇
@shayad_etefagh
┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
#داستانهای_آموزنده
#شاید_برای_شما_هم_اتفاق_بیفتد
🔅 #پندانه
✍ چرا میگویند سکوت طلاست؟
🔹زبان، زره قلب است. زبان از زندگی فرد پاسداری میکند. با صدای بلند حرف زدن، طولانی حرف زدن، وحشیانه و سرشار از خشم و نفرت حرف زدن، همه اینها بر سلامت انسان اثر میگذارند.
🔸این رفتارها خشم و نفرت را در دیگران دامن میزند؛ آنها را زخمی، برافروخته و به خشم میآورد، و افراد را با هم غریبه میکند.
🔹چرا میگویند #سکوت طلاست؟ چون انسان ساکت هیچ دشمنی ندارد، هرچند شاید دوستی هم نداشته باشد.
🔸او این فراغت و فرصت را دارد که درون خویشتن غوطهور شود و خطاها و کوتاهیهای خود را مورد بررسی قرار دهد.
🔹او دیگر تمایلی به جستوجوکردن این نقصها در دیگران ندارد.
🔸اگر پای شما بلغزد، دچار شکستگی میشوید؛ اگر زبان شما بلغزد، سبب شکستن ایمان یا شادی فرد دیگری میشوید. آن شکستگی را هرگز نمیتوان درست کرد؛ آن زخم برای همیشه ملتهب خواهد ماند.
🔹پس از زبان با دقت فراوان استفاده کنید.
🔸هر اندازه ملایمتر صحبت کنید، هر اندازه کمتر صحبت کنید و هر اندازه شیرینتر صحبت کنید، برای شما و برای جهان بهتر خواهد بود.
@shayad_etefagh
┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
#داستانهای_آموزنده
#شاید_برای_شما_هم_اتفاق_بیفتد
#حکایت
🌱روزی مردی خواب عجیبی دید او دید که پیش فرشتههاست و به کارهای آنها نگاه میکند.
🌱هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را دید که سخت مشغول کارند و تند تند نامههایی را که توسط پیکها از زمین میرسند، باز میکنند و آنها را داخل جعبه میگذارند.
🌱مرد از فرشتهای پرسید، شما چه کار میکنید؟
🌱فرشته در حالی که داشت نامهای را باز میکرد، گفت:
این جا بخش دریافت است و دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل میگیریم.
🌱مرد کمی جلوتر رفت، باز تعدادی از فرشتگان را دید که کاغذهایی را داخل پاکت میگذارند و آنها را توسط پیکهایی به زمین میفرستند…
🌱پرسید: شماها چکار میکنید؟
یکی از فرشتگان با عجله گفت: اینجا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمتهای خداوندی را برای بندگان میفرستیم.
مرد کمی جلوتر رفت و دید یک فرشته بیکار نشسته است…
🌱با تعجب از فرشته پرسید: شما چرا بیکارید؟
فرشته جواب داد: اینجا بخش تصدیق جواب است.
مردمی که دعاهایشان مستجاب شده، باید جواب بفرستند ولی عده بسیار کمی جواب میدهند.
🌱مرد از فرشته پرسید: مردم چگونه میتوانند جواب بفرستند؟
فرشته پاسخ داد: بسیار ساده، فقط کافی است بگویند: «خدایا شکر»
@shayad_etefagh
┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
#داستانهای_آموزنده
#شاید_برای_شما_هم_اتفاق_بیفتد
این پیام برای شماست👇
بہ خدا اعتماد کن...!🌼🤍
بہ زمانبندےهایش...!
بہ حکمتش...!
گاهے شاید بعضے اتفاقات
بہ ظاهر برات خوش نباشہ،
صبرت رو از دست بدے و
حتے بہ نومیدے برسے، ولے بعدها
بہ حکمت و معناش پے مےبرے.🌼🤍
اونوقت هست کہ متوجہ مےشے باید اینطوری مےشده تا تو بہ این جایے کہ الان هستے برسے.
پس در مقابل موانع و مشکلات زندگیت صبور باش و امیدت رو از دست نده!
شاید خدا چیزهاے بہترے برات در نظر داره.
فقط بہ خودش اعتماد کن...🤍🌼
@shayad_etefagh
┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
#داستانهای_آموزنده
#شاید_برای_شما_هم_اتفاق_بیفتد
#سرگذشت_یاسمن
#بازی_سرنوشت
#پارت_شصت_شش
سلام اسمم یاسمن دختری جنوبی
فرزانه گفت مادرعمادسکته مغزی کردوچندوقتی زمین گیرشدطوری که هیچ کاری نمیتونست بکنه حتی دستشویی رفتن همون دخترای که براشون خودش روبه اب اتیش میزدبعدازدوماه نگهداری ازش خسته شدن گفتن براش پرستاربگیریدوبعدازپنج ماه عذاب کشیدن ازدنیارفت...گفتم بزرگترین ظلم رو عماد در حقم کرد..فرزانه گفت بازینب ازدواج کرد ولی هیچ وقت خوشبخت نشدن چون بعد از هشت ماهردوتاشون رو بخاطر قاچاق مواد مخدر گرفتن والان زندان هستن شاید هرکس دیگه ای جای من بود خوشحال میشد ولی من گذشته رو فراموش کرده بود واون روزبرای اولین باربه فرزانه گفتم چرازن عمادشدم وچه بلای سرم اورده...باورش نمیشد چند بار قسمم داد تا مطمئن بشه وقتی رفتم بالاسرمرضیه چشماش روبسه بود میدونستم بامرگ داره دست پنجه نرم میکنه دستش روگرفتم اروم فشاردادم چشماش رو بازکردنگاهم کردگفتم قوی باش خوب میشی یه لبخندتلخ بهم زدخودشم میدونست دیگه خوب نمیشه اون شب تادیروقت پیش مرضیه وفرزانه بودم....
ادامه در پارت بعدی 👇
@shayad_etefagh
┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
#داستانهای_آموزنده
#شاید_برای_شما_هم_اتفاق_بیفتد
سرچشمه دزدی
از امیر كبیر پرسیدند: در مدت زمان محدودی که داشتی چطور این مملکت رو از هرچی دزد پاک کردی؟
گفت: من خودم دزدی نمی کردم و نمی گذاشتم معاونم هم دزدی کند.
اونم از این که من نمی گذاشتم اون دزدی کنه، نمی گذاشت معاونش دزدی کنه و ....
تا آخر همین طور...
اگه من دزدی میکردم تا آخر دزدی میکردن و کشور می شد دزدخونه،
همه هم دنبال دزد میگشتیم
و چون همه مون دزد بودیم هیچ دزدی هم محکوم نمی کردیم مردم هم گیج و ویج می شدند،،
خانه از پای بست ویران است
خواجه در بند نقش ایوان است.
با شعار 'اخلاص' آمدند اما 'اختلاس' به بار آوردند.
فریاد 'دزد،دزدشان' گوش فلک را کر کرد غافل از اینکه داشتند همدیگر را صدا میزدند!
دشت مان ، گرگ اگر داشت، نمی نالیدم؛
نیمی از گلّه ی ما را سگ ِ چوپان خورده!!!.
@shayad_etefagh
┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
#داستانهای_آموزنده
#شاید_برای_شما_هم_اتفاق_بیفتد
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
ﺑﺎﺭﺑﺎﺭﺍ ﺩﯼ ﺁﻧﺠﻠﺲ ﺩﺭ ﮐﺘﺎﺏ
ﻟﺤﻈﻪﻫﺎﯼ ﻧﺎﺏ ﺯﻧﺪﮔﯽ میگوید:
ﺍﻭﻝ ﺩﻟﻢ ﻟﮏ ﺯﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﺘﻮﺍﻧﻢ ﺩﺑﯿﺮﺳﺘﺎﻥ
ﺭﺍ ﺗﻤﺎﻡ ﮐﻨﻢ ﻭ ﺑﻪ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺑﺮﻭﻡ!
ﺑﻌﺪ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻣﯽﻣُﺮﺩﻡ ﮐﻪ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺭﺍ ﺗﻤﺎﻡ
ﮐﻨﻢ ﻭ ﺳﺮﮐﺎﺭ ﺑﺮﻭﻡ!
ﺑﻌﺪ ﺑﻪ ﻓﮑﺮ ﺑﻮﺩﻡ ﮐﻪ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﻨﻢ
ﻭ ﺑﭽﻪ ﺩﺍﺭ ﺷﻮﻡ!
ﺑﻌﺪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺑﻮﺩﻡ ﮐﻪ ﺑﭽﻪﻫﺎﯾﻢ
ﺑﺰﺭﮒ ﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺑﺮﻭﻧﺪ ﻭ ﻣﻦ
ﺑﺘﻮﺍﻧﻢ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﮐﺎﺭ ﺷﻮﻡ!
ﺑﻌﺪ ﺁﺭﺯﻭ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﮐﻪ ﺑﺎﺯﻧﺸﺴﺘﻪ ﺷﻮﻡ!
ﻭ ﺣﺎﻻ ﺩﺍﺭﻡ ﻣﯽﻣﯿﺮﻡ
ﮐﻪ ﯾﮏ ﺩﻓﻌﻪ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺷﺪﻡ:
ﺍﺻﻼ ﯾﺎﺩﻡ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﻢ!🌱
@shayad_etefagh
┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
#داستانهای_آموزنده
#شاید_برای_شما_هم_اتفاق_بیفتد
#سیاستهای_رفتاری 💕🌱
🔵یکی از ویژگیهای خوبی که باعث میشه در ارتباط با دیگران ، آرامش بیشتری رو تجربه کنین داشتن مناعت طبع و کم توقعیه .
❌یعنی چه طوری ؟
یعنی اینکه توقعتون رو از هرکس در حد خودش بذارین .توقع نداشته باشین که در حق هر کس همونطور که لطف میکنین همونطوری هم جبران کنه. واقعا دنیا اینطوری نیست.
🔵اگر اینجوری توقع داشته باشین وقتی که به اندازه خودتون براتون جبران نکنن اعصابتون خورد میشه و خودخوری میکنین. به خودتون بگین" مگه چند سال زنده ایم؟ یا "من بزرگتر از اونم که بخوام منتظر محبت اونها باشم ..." بهتر از خودخوریه که ....
@shayad_etefagh
┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
#داستانهای_آموزنده
#شاید_برای_شما_هم_اتفاق_بیفتد