- شآیَد!..
- بیچارهمَن؛شمعیکهبیپروانهمیسوزد...
مثلدرختمکهپیعشقتبربودم
- شآیَد!..
-
- ازخودبهتو،ازتوبهغم؛ازغمبهتنهایی...
مندرتمامعمردرحالسفربودم!
مرا تو راحت جانی و من تو را نگران
گناهِ کیست که من با توام، تو با دگران
فاضل نظری