eitaa logo
اشعار ناب آیینی
28.9هزار دنبال‌کننده
4.3هزار عکس
1هزار ویدیو
64 فایل
✨#بِسْــــــمِ‌اللَّهِ‌الرَّحْمَـنِ‌الرَّحِيــمِ✨ ـ مدیریت: @Alihidari . تبلیغات پربازده مجموعه غدیر👇 https://eitaa.com/joinchat/1975058490C0233b308cd . . . 📳 مجموعه تبلیغاتی گسترده ایتا😍👇 https://eitaa.com/joinchat/4076535811Cc50237fe56 ـ
مشاهده در ایتا
دانلود
🔹عریضۀ دل🔹 قلم به دست گرفتم، خدا خدا بنویسم به خاطر دل خود، نامه‌ای جدا بنویسم اگرچه اشک ندامت امان نمی‌دهد اما خدا کند بتوانم که نامه را بنویسم به نامۀ عمل خود نگاه کردم و گفتم که از کجا بنگارم؟ که از کجا بنویسم؟ به کارنامۀ خود، رنگی از ثواب ندیدم مگر که چند خط از جرم و از خطا بنویسم دلم گرفته و ابری‌ست، ای خدا کمکم کن که شرح غربت خود را به آشنا بنویسم اگرچه خانه‌خراب گناه غفلت خویشم اثر به جوهر اشکم ببخش، تا بنویسم کنار جادۀ حیرت، دوباره زمزمه کردم که نامه را، ننویسم به یار، یا بنویسم؟ ولی به خاطرم آمد که عرض حاجت خود را به آستان ولی نعمتم، رضا بنویسم طبیب جان و دل عاشقان! اجازه بفرما که چند جمله‌ای از درد بی‌دوا بنویسم شکسته بسته دعا می‌کنم، مگر بتوانم حدیث آینه را با تو، بی‌ریا بنویسم وضو به اشک بگیرم، نماز توبه بخوانم مگر به یاری عشق تو، رَبَّنا بنویسم همین که قفل دلم را کنار پنجره بستم هم از طبیب بگویم هم از شفا بنویسم به شوق هم‌نفس قدسیان شدن، به حضورت «کلام قدسی روحی لک الفدا بنویسم» حضور قلب ندارم، ولی عریضۀ خود را به محضر چه کسی بهتر از شما بنویسم؟ فدای مهر و وفای تو ای غریب خراسان! وفا نکرده‌ام آخر که از وفا بنویسم به من که از عرفات فضایل تو، به دورم اجازه می‌دهی از سعی و از صفا بنویسم؟ در آستان تو، پروا نکرده‌ام ز معاصی چگونه شمع صفت، اشکِ بی‌صدا بنویسم ز کم‌سعادتی خود، یک از هزار نگفتم اگر که نامه به سوی تو، بارها بنویسم هزار مرتبه جانم فدات! از چه بگویم؟ هزار بار فدایت شوم، چه‌ها بنویسم؟ همیشه در دل طوفان، نجات‌بخش غریقی چقدر از کرم و لطف ناخدا بنویسم سه چار روزۀ عمرم گذشت و وقت نکردم که از شفاعت و لطف تو در «سه جا» بنویسم به شوق گوشۀ چشمی، به عشق نیم‌نگاهی به روی بال کبوتر، مگر دعا بنویسم... http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
🔹بوی بهاران🔹 ماه مدینه رو سوی ایران می‌آورد؟ یا آفتاب رو به خراسان می‌آورد؟ می‌تابد از تمام زوایا بر این دیار می‌آید و به پیکر ما جان می‌آورد جغرافیای شرق به هم می‌خورد، ببین دارد نسیم، بوی بهاران می‌آورد آه ای کویرهای ترک‌خورده، از عطش! او چشمۀ کرامت و احسان می‌آورد رو می‌کند به جانب آفاق بی‌کران یک آسمان ترنّم باران می‌آورد این سرزمین، بهار قدمگاه سبز اوست او هر دلی که هست به فرمان می‌آورد بر دوش خود ردای پیمبر نهاده است در دست خود نگین سلیمان می‌آورد... قرآن ناطق است که لب باز می‌کند او از کتاب، مدرک و برهان می‌آورد... ای آسمان بگو که ندیده‌ست چشم تو ابری که با خود این‌همه باران می‌آورد... http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
🍃🌺 نذر خورشیدِ آسمان ایران 🌺🍃 عاشق کوچک ترین کوره دهاتِ مشهدم کیش مال دیگران! عمریست ماتِ مشهدم یک حرم دارد طلا، آیینه باران، غرقِ نور تا قیامت محو موصوف و صفات مشهدم بیقرار روضه خوانی های صحن کوثر و عاشق جشن و سرور و سور و ساتِ مشهدم کاملا زائر مدار است و کرَم خیز است و من؛ سالیانی هست محوِ خُلقیات مشهدم حسرت پابوس دارم ای اجل مهلت بده جرعه جرعه تشنهٔ آب فرات مشهدم شخص ِ میکاییل بی منّت تبرّک برده است بارها از زعفران و از نبات مشهدم صبح جمعه، غرقِ «ندبه» کنج صحن انقلاب عصر جمعه عاشقِ بغضِ «سمات» مشهدم از کجا باید بگیرم؟! کربلایم پیشکش ... چند وقتی هست که گیرِ برات مشهدم! http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
جگرم سوخته و دور ُو بَرم می خندند به زمین خوردنَم و چشمِ تَرم می خندند سینه ام سوخته از تشنگی و روی خاک آب ریزند به پیش نظرم .... می خندند چشمـهایم شده تار و بدنـم زرد شده روضه هایم شده مثل مادرم می خندند ناله هایم وسط هلهله ها گم شده است جای گریه به غم اهل حرم می خندند دست و پا می زنم و گریه کن گودالم به همین آه و به شاه بی سرم می خندند یک نفر نیست به دادم برسد واویلا جگـرم سوخت به سوز جگرم می خندند جگرم سوخت ولی دختر دردانه نگفت شعله افتاد به روی معجرم.... می خندند دختری گفت که موی سرِمن سوخته ُو... هر دو پا پر شده از زخم و وَرمْ می خندند ندبه خـوان پای سر بریده یِ بر نیزه خواهری گفت که خَم شد کمرم می خندند http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
(ع)-شهادت برخیز ای جوان سر خود بر زمین مکش تو زخم دیده ای پر خود بر زمین مکش ای مادری تر از همه کم دست و پا بزن پهلو شبیه مادر خود بر زمین مکش بر تار گیسوان تو جای لب رضاست این گیسوی مطهر خود بر زمین مکش اسباب رقص و شادی زن ها شدی چرا صورت به پیش همسر خود بر زمین مکش اینان ز دست و پا زدنت کیف می کنند طاقت بیار و پبکر خود بر زمین مکش بر روی نازنین لب تو خاک و خون نشست پس آیه های کوثر خود بر زمین مکش شکر خدا که نیست تماشا کند رضا گوید دو دیده ی تر خود بر زمین مکش در کربلا پدر به پسر التماس کرد برخیز ای جوان سر خود بر زمین مکش بس کن حسین آبروی خویش را مبر زانو کنار اکبر خود بر زمین مکش کار عباست بردن این جسم زینبا با گوشه های معجر خود بر زمین مکش http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
کسی خبر نشد از غربت نهانی من نیامده به سرم بهر همزبانی من فقط غریب مدینه غم مرا فهمد که همسرم شده در خانه خصم جانی من کجایی ای پدرم؟حال و روز من بینی کمی تو گریه کنی بهر ناتوانی من برای مادرم انقدر گریه کردم تا غم جوانی اش امد سر جوانی من بیا و خوب ببین کوچه ی بنی هاشم به جلوه آمده در وقت قد کمانی من بیا و در رخ من روی مادرت را بین کبود گشته چو او روی ارغوانی من میان هلهله ها گمشده نوای دلم ز بسکه کف زنند وقت روضه خوانی من چگونه جسم مرا تا به روی بام کشید عیان بود ز مچ پای ریسمانی من هزار بال کبوتر نیابتا ز حسین رسید تا که کند کار سایه بانی من سلام بر بدن بی عزیز خدا سلام بر تن عریان سیدالشهدا http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
عده ای بی سر و پا دور و برش خندیدند پاسخ ناله و سوز و جگرش خندیدند مادری بود و جوان مرگ شد و آخر کار همچنان فاطمه بر چشم ترش خندیدند همچو بسمل شده ای دور خودش می پیچید به پریشان شدن بال و پرش خندیدند درد پیچیده به پهلویش و از هر دو طرف دست میبرد به سوی کمرش،خندیدند آمده بر سرش اینجا کمی از داغ حسین همگی جمع شدند دور سرش خندیدند یک نفر نیست که از خاک سرش بردارد بر نفسهای بدون اثرش خندیدند زهر اثر کرده و رویش به کبودی زده است بدنظرها به خسوف قمرش خندیدند دست پا می زند و نیست کنارش پدری تا ببیند به عزای پسرش خندیدند کربلا جسم علی پخش به صحرا شده بود لشگری دور تن مختصرش خندیدند هر چه می گفت حسین یاولدی یاولدی... عده ای بی سر و پا دور و برش خندیدند http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
جان را فدای عمۂ سادات کردی و در دست و بال هدیۂ بهترنداشتی یکسال ازشهادت تو طی شد و هنوز من گریه میکنم که چرا «سر»نداشتی؟! #صلی_الله_علیک_یاأباعبدالله #شهیدمحسن_حججی #مرضیه_عاطفی_سمنان http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
- - تشنگى از نگاهتان پيداست جگرت بى شكيب میسوزد جگر پاره پاره‌ات پيشِ عده‌اى نانجيب میسوزد - دست و پا میزنى و می‌گويى جرعه‌اى آب...تا كه جان گيرم باز تكرار مى‌كنى آقا جرعه‌اى آب...وَرنَه میميرم... - چقَدَر پير گشته‌اى آقا گيسوانت همه سفيد شده داغ كه به روى دل دارى؟ پدرى كه ز زهر شهيد شده؟ - همه ى شهر با تو لج كردند دلشكسته شدى و مايوسى حس غربت به خانه ات دارى... با غريب مدينه مانوسى..... - اى على اكبرِ امام رضا كاش خواهرى كنارت بود كاش تنها نبودى آقا جان كاش همسرى كنارت بود - گرچه تنهايى‌ات مسلّم شد سر پيراهنت كه دعوا نيست بدنت زير آفتاب اما.... بدنت زير دست و پاها نيست - جاى شكرش هميشه باقى است سرِ تو از تنت جدا نشده كفنت كرده‌اند آقا...شكر قسمت تو بوريا نشده http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
بی حیایی پیکر دین مرا فرسوده است غفلت از صاحب زمان بر درد من افزوده است از دل زهرایی آقا خجالت می کشم آن قدر از معصیت کردن دلم آلوده است چون توسل می کنم مادر مرا هم می خرد بی توسل کردنم این توبه ها بیهوده است من دلم گرم همین بازار عشق و عاشقی است چون پیمبر بارها این جمله را فرموده است : هر کسی غافل شد از قرآن و راه اهل بیت راه را گم کرده و بیراهه را پیموده است جان فدای شاه عطشانی که از روز ازل وسعت رحمت میان روضه هایش بوده است در عزایش هر کسی اندازه ی بال مگس اشک ریزد ، در قیامت راحت و آسوده است http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
#یا_جواد_الائمه کنجِ حجره چو حسن هِی جگرت سوخت...جواد همسرت شعله برافروخت،پرت سوخت،جواد آخرین ذکرِ لَبت یااَبَتا کُن مددی با نوایت دل و جانِ پدرت سوخت،جواد #منصوره_محمدی_مزینان http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7