eitaa logo
شعرِ تو...
28 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
630 ویدیو
30 فایل
•٠سلام٠• ممنون که اینجایید🌿 اگه از مطلبی خوشتتون اومد ٠نوش روان٠ 🤍
مشاهده در ایتا
دانلود
🌼🌿
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از برای آمدنت...
⚫️پیدای پنهان⚪️ ✅ همیشه یه جوری باش که اومدن و رفتنت به چشم نیاد. 🌸مثل یه فکر 🌸مثل یه ذکر 🌸مثل یه آه 🌸مثل یه راه "مثل یه نسیم" 🌺نه رنگی 🌺نه رویی 🌺نه بویی 🌺نه مویی ✅ قلبت حس کرد که جایی نباید باشی برو 🌼بی سر و صدا 🌼مثل پر کاه 🌼بی پر و رها 🌼مثل قرص ماه ✅ انگار توی گوششون میگی: آدمها راحت باشید به کارتون برسید... 🔆@vareszahra1 🌐 لینک پیوستن به کانال: https://eitaa.com/joinchat/220201254C608c296112
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🙏 مناجات با خدای مهربان 🌺 فرَجَعْنٰاكَ إِلیٰ أُمِّكَ! ✍️... خدایا! تو با ما چه کردی!؟ تو از ما چه ساختی!؟ آخر چرا اینقدر پنهان محبت می‌کنی!؟ چرا اینقدر بی‌منت عطا می‌کنی!؟ از وقتی نوجوان بودیم و طالب راه و جویای سرپناه، تو دستی جستجوگر و مهربان را به سوی ما فرستادی و از پَسِ پرده‌ای عجیب دستمان را گرفتی و رشدمان دادی! عزّتمان دادی! نعمتمان دادی و یواش‌یواش به ما فهماندی که عزیزم! بگو تا کی دستم بگیری ولی دستت نبینم؟ تو می‌خواستی یک چیزی به ما بفهمانی! ما هم سوختیم اما این جمله را گفتیم؛ به این امید که شاید یک روز دستانِ پر مهرِ عطا کننده را ببینیم؛ زمان به درازا کشید تا اینکه تو دربِ فهم و شعور را بیشتر به رویمان گشودی و گفتی که إِسْمُ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ من هستم؛ اما تو بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ باش؛ گفتی من با وجهِ خودم که بسیار پرمهر و دلنشین است؛ آمدم تا دستت را بگیرم؛ تو هم بیا، دستت را بده؛ تا ببرمت! با زبان صحنه و با زبانِ آیات قرآنت به ما گفتی که با این جریانِ خدایی که در دو لفافه از رحمت به سوی شما فرستادم همراه شوید؛ بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ باشید؛ وصلِ به إِسْمُ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ باشید و به سوی من حرکت کنید! ما هم گفتیم چشم اما نمی‌دانستیم که با این جریان ما را به کجا می‌کشانی؟ خودت هم جلوه‌گری نمی‌کردی و در اندرونی ما را به سویی می‌بردی که نمی‌دانستیم مقصدش کجاست؟ 📍درحالی‌که مقصد، در مسیری عجیب به سوی مَجمعِ پادشاهان عالَم یعنی محضرِ ضمیرِ «نا» بود؛ ما نگران بودیم اما در حرکت؛ تو ذُو الجَلال بودی اما با کرامت! حرکتمان دادی و به آستانه‌ی خانه‌ای کشاندی‌مان، درب که باز شد؛ پرده از اسرار برداشتی؛ و نشانمان دادی که آن همه شکوه؛ آن همه جلال، در ظاهر یک فردِ مهربان، پشتِ درب ایستاده تا بچه‌ها را تکریم کند؛ ما فکر می‌کردیم که در آستانِ پادشاهان، خادمی در می‌گشاید؛ اما تو نشانمان دادی که: چون در گشوده گردد؛ مادر گشوده دستان یک دستِ او رحیم و دستِ دِگَر الرحمان! ❤️تازه فهمیدیم که آن دستِ پنهانی که از دورنِ چادرش، آوارگان را در دنیا دستگیری می‌کرد؛ دستانِ پر مهر مادر بود؛ ما غافل بودیم؛ اما او از همان ابتدا آغوش گشوده بود؛ ما سرکش بودیم؛ اما او مادر بود؛ ما جاهل بودیم؛ اما او مهربان بود؛ او الرحمان بود، او الرحیم بود؛ او با تمامِ شکوه و جلالش آمده بود که بچه‌های آواره‌اش در دنیا را تکریم کند؛ آمده بود که برای بچه‌ها مادری کند! اما چادری از الرحمان بر سر داشت و سجاده‌ای از الرحیم زیر پایش گسترده بود؛ او خودش میانِ الرحمان و الرحیم ایستاده بود؛ اما پنهان بود و دیده نمی‌شد؛ چون مُخَدره بود! همه بچه‌ها با مهرِ مادری او به سوی بهشتِ رحمت کشیده می‌شوند؛ اما خودش پنهان است؛ خودش رضوان است؛ آری، او إِسْمُ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ بود و از ما بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ ساخت؛ بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ یعنی بچه‌ها! به سوی مادر بروید، به او وصل بشوید؛ ریشه در جانِ او داشته باشید و برای همیشه همراه او باشید! مثل پرهای پرنده‌ای که ریشه در جانِ او دارند؛ و این گونه بود که ما را به او وصل کردی و فرمودی: فَرَجَعْنٰاكَ إِلیٰ أُمِّكَ! پس ما تو را به مادرت باز گرداندیم! 🙏 خدایا! تو با ما چه کردی...؟! تو از ما چه ساختی...؟! الحمدلله ربّ العالمین @Torab_bash https://eitaa.com/torab_bash