هدایت شده از بینشانهها
“آسمانِ محمّد”
پَریده مرغِ دلِ ما «در آسمان محمّد»
به شوقِ زُهرهٔ #زهرا «در آسمان محمّد»
چه ارتفاعِ بلندی، علی گشوده به #عالم!
به اسمِ عالیِ اَعلیٰ «در آسمان محمّد»
چه قلّهسارِ غدیری! کلاهِ عقل فتاده!
چه محضری شده برپا «در آسمان محمّد»!
دوان دوان ز بیابان، بیا به قلّهٔ طاها
که شعلهای شده پیدا «در آسمان محمّد»
برای دیدنِ مادر، دو چشمِ شوق، بشو تا
نظاره مانَد و عَیْنا «در آسمان محمّد»
بزن #علی!به زمین پا، که چشمهای بخروشد
بَرد به موجِ دل آرا «در آسمان محمّد»
به تارِ چادرِ مادر، گرفته دل به خیالی
که میبرد مگر آنجا «در آسمان محمّد»
چهخانهای چهصفایی چهمحضری شده برپا!
میانِ کشتیِ حُسْنا «در آسمان محمّد»
کبوتران! بشتابید! که آشیان زده آنجا
به گوشه گوشهٔ اَسْما «در آسمان محمّد»
درونِ خانهٔ مادر چه لطف و مهر و صفایی
بخوان! حدیثِ کساء را «در آسمان محمّد»
کساء گرفته محمّد، به زیر آن، حَسنین و
علیّ و اُمِّ اَبیها «در آسمان محمّد»
#رسول_الله (ص)
✍🏻 شاعر: دکتر محمّدجواد عسکری
🆔 @bineshaneha
هدایت شده از پروانگی🚩 🇵🇸
دل از بهار بریدم دل از خزان کندم
بریدم از همه، از باغ و باغبان کندم
زدم به جادۀ بیانتهای تنهایی
زدم به جاده و از عشقِ آشیان کندم
ستارههای شبم را وداع کردم و بعد
یکییکی همگی را از آسمان کندم
به ماه بوسه زدم با تمام دلتنگی
اگرچه سخت! دل از ماه مهربان کندم
هزار غنچۀ بوسه به گونههای تو بود
هزار غنچه که من محض امتحان کندم
هزاربار مرا راندی و نرفتم پس
گمان نکن که دل از عشق، ناگهان کندم
نپرس از تو بریدن چقدر مشکل بود
فقط بدان که در این راه بی تو جان کندم
#زینب_نجفی
@eitaaparvanegi
هدایت شده از پروانگی🚩 🇵🇸
به ماه بوسه زدم با تمام دلتنگی
اگرچه سخت! دل از ماه مهربان کندم
#زینب_نجفی
@eitaaparvanegi
گر بــیوفایـــی کردمـــی یــــرغـــو به قاآن بردمی
کان کافر اعـدا میکشد، وین سنگدل احباب را
سعــدی! چو جــورش میبری نزدیک او دیگر مـــرو
ای بیبــصر! من میروم؟ او میکشـد قلاب را...
هدایت شده از برای آمدنت...
Homayoun Shajarian [ ShirazSongs.ir ]Homayoun Shajarian - Meghdar Yar Hamnafs Joz Man Nadad.mp3
زمان:
حجم:
18.9M
ز انــدازه بیـــرون تــشـنهام سـاقی بـیــار آن آب را
اول مرا سیـــراب کـن وان گه بـده اصحاب را
من نیز چشم از خواب خوش بر مینکردم پیش از این
روز فـراق دوستان شب خوش بگفتم خواب را
هــر پارســـا را کایـــن صنم در پیش خـــاطر بگذرد
چشمش بر ابــرو افکند باطـل کند محراب را
فریــــاد مـی دارد رقیــــب از دســت مشتــاقان او
آواز مطـــرب در حـــرم زحمت بـود بـوّاب را
من صیــــد وحشـــی نیستم در بنـد جان خویشتن
گر وی کمـان در می کشــد استادهام نُشّاب را
مقدار یـــــار همنـفـس چــون من ندانـد هیچ کس
ماهــی که بر خشک اوفتد قیمت بداند آب را
وقتی در آبــی تا میـــان، دستـــی و پایــی میزدم
اکـــنون همان پنداشتم دریـای بـی پایاب را
امــــروز حـــالی غـــرقـــهام تا بـا کنــــاری اوفتم
وآنگه حکایـــت گویمــت درد دل غرقــاب را
گر بــیوفایـــی کردمـــی یــــرغـــو به قاآن بردمی
کان کافر اعـدا میکشد، وین سنگدل احباب را
سعــدی! چو جــورش میبری نزدیک او دیگر مـــرو
ای بیبــصر! من میروم؟ او میکشـد قلاب را
• • • ✤○❀•ʚ🎧ɞ•@varesZahra1