ای بیخبر بکوش که صاحب خبر شوی
تا راهرو نباشی کی راهبر شوی
در مکتب حقایق پیش ادیب عشق
هان ای پسر بکوش که روزی پدر شوی
دست از مِس وجود چو مردان ره بشوی
تا کیمیای عشق بیابی و زر شوی
خواب و خورت ز مرتبه خویش دور کرد
آن گه رسی به خویش که بی خواب و خور شوی
گر نور عشق حق به دل و جانت اوفتد
بِالله کز آفتاب فلک خوبتر شوی
یک دم غریق بحر خدا شو گمان مبر
کز آب هفت بحر به یک موی تر شوی
از پای تا سرت همه نور خدا شود
در راه ذوالجلال چو بی پا و سر شوی
وجه خدا اگر شَوَدت منظر نظر
زین پس شکی نماند که صاحب نظر شوی
بنیاد هستی تو چو زیر و زبر شود
در دل مدار هیچ که زیر و زبر شوی
گر در سرت هوای وصال است حافظا
باید که خاک درگه اهل هنر شوی
#حافظ
@SherAdab
بامدادی که تفاوت نکند لیل و نهار
خوش بُوَد دامن صحرا و تماشای بهار
صوفی از صومعه گو خیمه بزن بر گلزار
که نه وقتست که در خانه بخفتی بیکار
بلبلان وقت گل آمد که بنالند از شوق
نه کم از بلبل مستی تو، بنال ای هشیار
آفرینش همه تنبیه خداوند دل است
دل ندارد که ندارد به خداوند اقرار
این همه نقش عجب بر در و دیوار وجود
هر که فکرت نکند نقش بود بر دیوار
کوه و دریا و درختان همه در تسبیحند
نه همه مُستمِعی فهم کنند این اسرار
خبرت هست که مرغان سحر میگویند
آخر ای خفته سر از خواب جهالت بردار
هر که امروز نبیند اثر قدرت او
غالب آنست که فرداش نبیند دیدار
تا کِی آخر چو بنفشه سر غفلت در پیش
حیف باشد که تو در خوابی و نرگس بیدار...
#سعدی
@SherAdab
14.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹سلام یا مهديّ
اللهم عجّل لولیك الفرج..🌷
@SherAdab
4_5769219424556943798.mp3
زمان:
حجم:
2.4M
آمدی وه که چه مشتاق و پریشان بودم
تا برفتی ز برم صورتِ بیجان بودم
نه فراموشیم از ذکرِ تو خاموش نشاند
که در اندیشهی اوصافِ تو حیران بودم
بی تو بر دامنِ گلزار نخفتم یک شب
که نه در بادیهی خارِ مغیلان بودم
زنده میکرد مرا دم به دم امّیدِ وصال
ور نه دور از نظرت کشتهی هجران بودم
به تولّایِ تو در آتشِ محنت چو خلیل
گوییا در چمنِ لاله و ریحان بودم
تا مگر یک نَفَسم بویِ تو آرد دمِ صبح
همه شب منتظر مرغِ سحرخوان بودم
سعدی از جورِ فراقت همه روز این گوید
عهد بشکستی و من بر سرِ پیمان بودم
#سعدی
@SherAdab
من با غزلی قانعم و با غزلی شاد
تا باد ز دنیای شما قسمتم این باد
ویرانه نشینم من و بیت غزلم را
هرگز نفروشم به دو صد خانهی آباد
من حسرت پرواز ندارم به دل؛ آری
در من قفسی هست که می خواهدَم آزاد
ای بال تخیّل ببر آنجا غزلم را
کَش مردم آزاده بگویند: مریزاد!
من شاعرم و روز و شبم فرق ندارد
آرام چه میجویی از این زادهی اضداد ؟
می خواهم از این پس همه از عشق بگویم
یک عمر عبث داد زدم بر سر بیداد
مگذار که دندانزدهی غم شود ای دوست
این سیب که ناچیده به دامان تو افتاد
#محمدعلی_بهمنی
@SherAdab
آمدی شمس و قمر پيش تو سوسو بزنند
تا كه مردان جهان پيش تو زانو بزنند
چشم وا كردی و دنيای علی زيبا شد
باز تكرار همان سورهی "أعْطَيْنا" شد
#سيدحميدرضا_برقعی
۵ جمادي الأول، میلاد اسوه صبر و استقامت، حضرت زینب سلامالله علیها و روز پرستار مبارک باد🌹
@SherAdab
چشم آهو چه مگر گفت به سرپنجهی شیر
که شد از صید، پشیمان و سر افکند به زیر
اگر از یاد تو جانم نهراسید ببخش
زندگی پیش من ای مرگ! حقیر است حقیر
منّتی بر سر من نیست؛ اگر عمری هست
پیش این ماهی دلمرده چه دریا چه کویر
چو قناری به قفس یا چو پرستو به سحر؟
هیچ یک من چو کبوتر نه رهایم نه اسیر
از تهیدستی خود شرم ندارم چون سرو
شاخه را دلخوشی میوه کشیده است به زیر
ما به نظم تو خطایی نگرفتیم ای شعر!
تو هم آداب پریشانی ما را بپذیر
#فاضل_نظری
@SherAdab
صبح است
باید بلند شد
در امتداد وقت قدم زد
گل را نگاه کرد
ابهام را شنید
باید دوید تا تَه بودن...
#سهراب_سپهری
@SherAdab