5.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مپرس شادی من حاصل از کدام غم است
که پشت پردهی عالَم هزار زیر و بم است..
شعرخوانی #فاضل_نظری
@SherAdab
💠اللِّسانُ سَبُعٌ، إِن خُلِّيَ عَنه عَقَرَ.
زبان، حیوان درندهاى است، اگر رها شود آسیب مىرساند و مىگزد.
#نهج_البلاغه
حکمت ۶۰
@SherAdab
أیّهاالنّاس جهان جای تن آسانی نیست
مرد دانا به جهان داشتن ارزانی نیست
خفتگان را چه خبر زمزمهی مرغ سحر؟
حَیَوان را خبر از عالم انسانی نیست
داروی تربیت از پیر طریقت بسِتان
کآدمی را بَتَر از علّت نادانی نیست
طاعت آن نیست که بر خاک نهی پیشانی
صدق پیش آر که اخلاص به پیشانی نیست
حَذَر از پیروی نفس که در راه خدای
مردم افکنتر ازین غول بیابانی نیست
خانه پُرگندم و یک جو نفرستاده به گور
برگ مرگت چو غم برگ زمستانی نیست
ببری مال مسلمان و چو مالت ببرند
بانگ و فریاد برآری که مسلمانی نیست
حاصل عمر تلف کرده و ایّام به لغو
گذرانیده، به جز حیف و پشیمانی نیست
سعدیا گرچه سخندان و مصالح گویی
به عمل کار برآید به سخندانی نیست
تا به خرمن برسد کشت امیدی که تُراست
چارهی کار به جز دیدهی بارانی نیست
گر گدایی کنی از درگه او کن باری
که گدایان درَش را سر سلطانی نیست
یارب از نیست به هست آمدهی صُنع توایم
وانچه هست از نظر علم تو پنهانی نیست
گر برانی و گرَم بندهی مخلص خوانی
روی نومیدیَم از حضرت سلطانی نیست
ناامید از در لطف تو کجا شاید رفت؟
تو ببخشای که درگاه تو را ثانی نیست
دست حسرت گزی ار یک دِرَمت فوت شود
هیچت از عمر تلف کرده پشیمانی نیست
#سعدی
@SherAdab
در نعت حضرت ختمی مرتبت، محمد مصطفی صلّى الله عليه وآله وسلّم:
ای مه رخسار تو، مطـلع صبح یقین
غاشیهی کبریات، شهپر روح الامین
آینــهدار رُخت عارض ماه تمــــام
تکیهگه منبرت، پایهی چرخ برین
سایهی قد تو دید در چمن دلبری
کزسرخجلت بمانْد سرو سهی بر زمین
از گل رخسار توست لالهی سیراب را
قطرهی آبی که هست بر جگر آتشین
خط جبین تو بودآنکهشدست آشکار
بر ورق کاینات نقش رسول امین
آدم خاکی که بود پیــشروِ انبیا
داغ قبول تو داشت بر سر لوح جبین
شحنهی حکم تورا تیر قضا در کمان
بازوی امر تورا تیغ قدر بر کمین
زیر رکاب تواند شاهسواران ملک
غاشیهداران تو کارگزاران دین
خاتم اقبال توست آنکه به مُهر قبول
خشک و تر کاینات داشت به زیر نگین
بی تو کجا پی بَرد در حرم کبریا
صوفی پرهیزگار، زاهد خلوت نشین
خاک کف پای توست دامن آخر زمان
دست تو زان برفشانْد بر دو جهان آستین
مدّعیان نشنوند نعت کمال تو را
لایق هر گوش نیست دانهی دُرّ ثمین
سبحهی کروبیان ورد ثنای تو باد
تا که به صبح نشور بر تو کنند آفرین
#کمال_الدّین_خجندی
@SherAdab
به رغم سیلی امواج، صخرهوار بِایست!
در این مقابله چون کوه استوار بِایست!
به ساقهی تو اگر تازیانه زد پاییز
صبور باش و به امید نوبهار بایست
خلاف گوشهنشینان و عافیتطلبان
تو در میانهی میدان کارزار بایست!
نه مثل قایق فرسودهای کناره بگیر
نه مثل طفل هراسیدهای کنار بایست!
مگو که پیچ و خم راه، بیقرارت کرد
چو رود بر سر آن قول و آن قرار بایست
نهال من که به دل بیم سوختن داری
امید را همهجا محترم بدار، بایست
در این زمانهی بدنام ناجوانمردی
به نام نامی مردان روزگار بایست!
بس است اینکه به آه و به ناله در همه عمر
به انتظار«نشستی»، به انتظار «بایست»!
#سجاد_سامانی
@SherAdab
شبی دراز، شبی مرگزا، شبی دلگیر
کشیده بود بلندای نور در زنجیر
سوار ثانیهها، در غبار میآمد
سیاه جامه به تن، سوگوار میآمد
ز دشت تیرهی محنت، عبور قافله بود
به شهر نور، هزاران گدار فاصله بود
ز بس که فاجعه از عمق شب خبر میکرد
امیر قافله در خونِ دل، سفر میکرد
به اوج شاخهی غربت، شکفته بود آن گل
بسی حقایق ناگفته، گفته بود آن گل
سکوت بود و در آن راز، یک جهان فریاد
نگاه شهر، روایتگر بسی بیداد
دو چشم منتظرِ انتظار، خیره به راه
که صبح گردد و آید به سر شبِ جانکاه
به برگ برگ سپیدار نقرهگون در باغ
نوشته بود به خون، قصّهی هزاران داغ
نسیم معجزه، با خود شمیم نور آورد
خبر ز رجعت آن منجی صبور آورد
قصیدهخوان بهار، از ظفر خبر میداد
خبر ز رویش خورشید در سحر میداد
نسیم نور، از آن سوی شب وزان آمد
گل سیاه شب فتنه را خزان آمد
دمید بهمن و شب، لحظه لحظه پرپر شد
فضای صبح، ز عطر سحر معطر شد
ز موج فتنه چه باک است و دام اهریمن؟
خداست همرهِ این ناخدای صخرهشکن
#سپیده_کاشانی
#انقلاب_اسلامی
#الله_أکبر
@SherAdab