گفت دانایی که گرگی خیره سر
هست پنهان در نهاد هر بشر
لاجرم جاری است پیکاری سترگ
روزوشب مابین این انسان و گرگ
زور بازو چاره ی این گرگ نیست
صاحب اندیشه داند چاره چیست؟
ای بسا انسانِ رنجورِ پریش
سخت پیچیده گلوی گرگ خویش
وی بسا زور آفرین مردِ دلیر
هست در چنگالِ گرگِ خود اسیر
هرکه گرگاش را دراندازد به خاک
رفته رفته می شود انسانِ پاک
وآن که با گرگش مدارا می کند
خلق و خوی گرگ پیدا می کند
درجوانی جان گرگات را بگیر
وای اگر این گرگ گردد با تو پیر
روز پیری گر که باشی همچو شیر
ناتوانی در مصاف گرگِ پیر
مردمان گر یکدگر را می دَرَند
گرگ هاشان رهنما و رهبرند
این که انسان هست اینسان دردمند
گرگ ها فرمانروایی می کنند!
@shernab
به پر بشکافت نیلِ مردمِ دور ضریحت را
خدای طور! موسی کردهای انگار دربان را
گرفته کفش داری جای کفش انگار پایم را
به این ترفند پابند تو ام باقیِ دوران را
#هادی_جانفدا
#چهارشنبه_امام_رضایی
@shernab
به جمعیت کفایت کرد امیر المومنین ما را
پریشانی وداعی کرد ز این بحر یقین ما را
به ذلت بر زمینش سر نهادیم و ثنا گفتیم
به روز حشر با عزت برون آرد زمین ما را
غبار قبر او با آستین برگیر تا آن بُت
کشد بر آستانش در جزا از آستین ما را
تمنا از علی هم صحبتی با اوست خود ور نه
شفاعت میکند پیش از علی ام البنین ما را
ز اعماق قرون از بین جمعیت تو را دیدیم
تو هم ای ناز مطلق از همان بالا ببین ما را
#سهرابی
@shernab