به پر بشکافت نیلِ مردمِ دور ضریحت را
خدای طور! موسی کردهای انگار دربان را
گرفته کفش داری جای کفش انگار پایم را
به این ترفند پابند تو ام باقیِ دوران را
#هادی_جانفدا
#چهارشنبه_امام_رضایی
@shernab
به جمعیت کفایت کرد امیر المومنین ما را
پریشانی وداعی کرد ز این بحر یقین ما را
به ذلت بر زمینش سر نهادیم و ثنا گفتیم
به روز حشر با عزت برون آرد زمین ما را
غبار قبر او با آستین برگیر تا آن بُت
کشد بر آستانش در جزا از آستین ما را
تمنا از علی هم صحبتی با اوست خود ور نه
شفاعت میکند پیش از علی ام البنین ما را
ز اعماق قرون از بین جمعیت تو را دیدیم
تو هم ای ناز مطلق از همان بالا ببین ما را
#سهرابی
@shernab
با رودخانه پای درختی قرار داشت
سیبی که فکر خودکشی از شاخسار داشت
مقصد مهم نبود چه دریا چه باتلاق
میرفت رود و از همه قصد فرار داشت
یادش نرفته بود خزان درخت ها
بیخود نبود باغ هراس از بهار داشت
کوهی که تن به تیشه معدنچیان سپرد
یاقوت سرخ داشت دل داغدار داشت
وقتی گریست «شیشه ی می» هق هق از ملال
معلوم شد چقدر غم روزگار داشت
سهراب غرق خون شد و وقتی شکست خورد
هم زخم؛هم نشان ز پدر یادگار داشت
گل گرچه شاد بود که از شاخه چیده شد
از باغبان خویش جز این انتظار داشت
مارا چنان که باید و شاید کسی ندید
روز ازل هم آیینه ما غبار داشت
#فاضل_نظری