eitaa logo
شعرنوش
179 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
147 ویدیو
28 فایل
جرعه به جرعه می‌دهم شعر به نوشِ دلبرم دل که نکرد اثر به او شعر مگر اثر کند #حضرت_حافظ کانال ادبی_فرهنگی با فعالیت در حوزه‌ی: #گویندگی #شعر #نویسندگی راه ارتباطی با مدیر جهت شرکت در کلاس ها 🆔 @Arta_Rahimi
مشاهده در ایتا
دانلود
گفتم:تو از من چه می‌دانی که میگویی میشناسمت؟ گفت:میدانم شعر،سیگار،سکوت، موسیقی و کتاب را دوست داری پریشانی صدایت باعث گیجی باد است و چای خستگی‌اش را روی زانوی تو در میکند با صندلی‌های خالی کافه‌ها یواشکی قرار میگذاری! درخت‌ها را در آغوش میگیری گل‌ها را میبوسی و برای دلتنگی کفشدوزک‌ها ساعتها اشک میریزی! باران رفیق دوران کودکی توست و با برف،آفتاب،مهتاب،ابر و رازقی همسایه بوده‌ای در جیب‌هایت هیچ نداری جز چند کلمه که این روزها یک نصفه نان هم بابتش خرجت نمیکنند پدر تمام کودکانی و مادر تمام باغچه‌ها میدانم پشت این دیوار‌های بی‌پنجره‌ی جذاب هیچ چیزی برای پنهان کردن نداری! پس دکمه‌های بالای پیراهنت را نمیبندی تا دلت نفس بکشد و آستین‌هایت را تا میزنی تا گنجشک‌ها لانه‌ی‌شان را گم نکنند گفت:میدانم نباید زیاد نزدیکت شد،نباید زیاد پرسید نباید زیاد خواست که اگر خدا بخواهد اما تو نخواهی مثل شعری نانوشته ا‌ست دنیا، بی‌معنی،مبهم! باید گذاشت خودت بخواهی! میدانم وقتی چیزی حالت را خوب کند مثل کودکان ذوق میکنی و سر میروی از خودت، گفت:میدانم شب‌ها میمیری و صبح‌ها از اولین مادری که دستت به او میرسد زاده می‌شوی! یک روز از سعدی،یک روز از شاملو،یک روز از بیژن الهی و روز دیگر از فروغ شاید! گفت:این‌ها برای هیچی کافی نیست اما تا حدی که بگذاری حوالی‌ات باشم هم کفایت نمیکند؟ عشق نه! دوستم هم نداشته باش اما بگذار باشم گفتم:باشی که چه بکنی دیگر؟چه بفهمی؟ بودن دیگر چه سودی دارد برایت؟ چه برای فهمیدن مانده اصلا که ندانی؟ گفت:بگذار بدانم هیچ نمیدانم!همین! گفتم:سیگار داری؟ خندید پاییز شد! ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
نقاشی کن بر ناخن‌های دست من درختی بر این ناخن باران روی ناخن دیگر روی این آفتاب و آفتاب‌گردان‌‌ها در کف دست من یک ناخن برای غروب ناخنی برای نیم‌رخ دختری که نیم‌رخش یادم نیست کوچه‌ای از بازوان من می‌گذرد با طرح پنجره‌ای بر انگشتم حالا دست‌هایم را بردار و بپیچ دور تنت و بگذار ناخن‌هایم نوک انگشت‌هایم آهسته بگذرد از روی پوست تو می‌بینی ؟ رنگ‌ها را می‌بینی..؟ ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
خاتون پرشکوه غزلها و قصه ها ! خیلی خوش آمدی،تو کجا شعر من کجا؟ از آسمان بخاطر ما آمدی فرود ؟ منت گذاشتی ملکا! بر زمین ما به به چه حس و حال خوشی در نگاه توست به به چقدر با خودت آورده ای صفا معشوقه ای تمام عیاری عزیز دل! زیبا و باوقاری و معصوم و بی ریا دستش درست آنکه تو را خلق کرده است اینگونه خوش تراش و دل انگیز و دلربا حق میدهم که حظ کند از آفریدنت الحق که دارد این تن و این چهره مرحبا باور نمی کنم شده ای میهمان من یعنی که مستجاب شده آن همه دعا؟ با هم نشسته ایم سر قبر شاملو پیچیده عطر خوب تنت هم در این فضا دست تو را گرفته ام و فکر میکنم من احمد تو ام ، تو برای من آیدا دست تو را گرفته ام و فکر میکنم افتاده است گنج طلا دست یک گدا آهسته حرف می زنی و مست میشوم لامذهب این شراب دوساله ست یا صدا؟ از فرط شوق ، بند دلم پاره میشود با اسم کوچکم که صدا می زنی مرا بی تاب میوه چیدنم از شاخه های تو اما کشیده دور تو دیواره ای ، حیا میترسم آخرش به جنون منتهی شود این آتشی که در دل من میکنی به پا باور کن از شروع جهان عاشق توام ای پیش از آفرینش من با من آشنا! درمن فرشته ایست که من حدس میزنم با عشق تو سرشته گلم را از ابتدا از روزگار کودکی ام می شناسمت در خوابهای کودکی ام دیده ام تو را با نامهای مختلفی خوانده بودمت فرخ لقا و لیلی و شیرین و..هکذا با اینکه دست حکمت ناعادلانه اش دست تو را گذاشته از دست من جدا.. ممنونم از خدا که تو را آفریده است روزی هزار مرتبه ممنونم از خدا میخواستم غزل بنویسم، قصیده شد جانم فدای قد بلندت نگو چرا بانو بدون هیچ تعارف، به لطف توست شورآفرین اگر شده اشعار مرتضی ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
عاشق زنی که عاشقت هست بودن، سخت نیست کافیست حواست پرت نشود از دوست داشتنش کافیست جواب احساسش را با منطقت ندهی کافیست یک وقتهایی با دلش راه بیایی و وقت‌های دیگر راه‌های نیامده را با آغوش با بوسه جبران کنی یک زن همین که احساس کند دوستش داری و به فکرش هستی و بخاطر دلش حاضری قیدِ بعضی چیزها را بزنی یا بعضی کارها را بکنی، خوشبخت‌ترین میشود زن‌ها توقعِ زیادی از زندگی ندارند امنشان که کنی، دلشان گرمِ زندگی میشود... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
DeuterDeuter _ Buddha Nature.mp3
زمان: حجم: 10.3M
🔹 🔸 ▫️ برای موزیک ها میتوانند به ما در مراقبه ی خوب داشتن کمک کنند، حتی در تخلیه ی ذهنی ما هم بسیار کمک کننده اند. اما این را به یاد داشته باشید، هیچ وقت سعی نکنید برای مراقبه ی خود به موزیک وابسته بشید. بهترین و شیرین ترین مراقبه ها همیشه در سکوت اتفاق می افتند.. 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
طول می‌کشد تا بفهمیم يک دوست داشتنِ متعادل برای رابطه كافی‌ست. زيادی‌اش خوب نيست. آدم را گول می‌زند. زیادی‌اش آدم را متوقع می‌کند. از شخص مقابل بتی می‌سازیم بدون ایراد و هربار که اشتباهی ببینیم، بیش‌تر از حالت عادی می‌شکنیم چون عشق یک مفهوم کامل و ایده‌آل است و ما به‌صورت ناخودآگاه همان توقع را از رابطه داریم. و بعد از بارها شکست، می‌فهمیم دوست داشتن‌های زيادی می‌توانند نوعی توطئه باشند که ما را در بی‌دفاع ترین حالت ممکن گیر می‌اندازند. طول می‌کشد تا بفهمیم يک دوست داشتن متعادل كه از جنس وفاداری و احترام باشد، برای عمری زندگی كافی‌ست. ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
تمام حادثه یک توده هیمه بود و شرر و آنچه ماند زمن خاک بود و خاکستر بدل به دود شد آن‌هم که بود در ذهنم از آن تناور پر میوه سبز بار آور وز آن پرنده‌ی آبی که آشیانش را گرفته بود دو دستم -دوساقه‌ام- در بر از آن حروف درخشان که بر زمرّد من شعاع سوزنی صبح می‌نگاشت به زر بدل به دود شد آری هرآنچه بود به جا از آن درخت که من بودم- آن منِ دیگر و آنچه خاطره‌ی آخرینِ من بوده ست همه کشاکش ارّه همه نهیب تبر نه هیچ می‌نگرم دیگر و نه می‌شنوم نه بر گلم نظری هست و نز پرنده خبر مرا به گردش تقویم و راز فصل چه کار؟ که نز خزان خطرم هست و نز بهار ثمر درخت‌های جوان‌تر! مرا به یاد آرید در آن بهار که گل می‌کنید رنگین‌تر نسیم‌های جوان‌تر حرامتان جز دوست به جای خالی من دیگری نشیند اگر "به باد می‌روم و می روم ز یاد شما" وزان شود چو به خاکسترم نسیم سحر ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
و کاش هرگز ندانی هوا چه بارانی است نفس چه سنگین و کوچه‌ها چه بی‌ حادثه اند و خانه زندانی که پشتِ زنگار پنجره اش انتظار ماسیده و کاش ندانی تمام این سال ها مرگبارترین فصل‌ها پاییز بوده است که بعد از تو رو به جاده ی شمال که میروم نه عطرِ دریا سرشار ترم می‌‌کند نه بوییدن ساقه‌های برنج عاشق ترم نه اندوهِ پر ابهتِ سبزِ جنگل ، شاعر ترم و کاش هرگز ندانی مشقتِ شب‌های بی‌ تو را مانوس شدن مرگی ‌ست هزار باره محو شدنی غم انگیز آرام آرام بی‌ امان و هزار باره ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
برای تو مینویسم که عزیزتر از جان شدی و لازم تر از نفس. عزیز دور، عزیز دست نیافته، عزیز بوسیدنی، عزیز قلبم، برای تو مینویسم که خواستم تورا در آغوش بکشم؛ ولی دستانم کوتاه بود. برای تو مینویسم که بوسیدنت آرزو بود. برای تو مینویسم که یک جهانی. مینویسم برای تمام روزهایی که قرار است نباشم. باشد که بدانی و بدانند که تورا دوست می داشتم؛ بسیار، بسیار... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
MohammadReza ShajarianMohammadReza Shajarian _ Chashme Narges.mp3
زمان: حجم: 9.5M
🔹 🔸 (سیاوش) ┄┅═✼✵𑁍✵✼═┅┄ چه زیباست به یاد آوردن تو میان این همه ازدحام و خستگی‌های من... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh