خاتون پرشکوه غزلها و قصه ها !
خیلی خوش آمدی،تو کجا شعر من کجا؟
از آسمان بخاطر ما آمدی فرود ؟
منت گذاشتی ملکا! بر زمین ما
به به چه حس و حال خوشی در نگاه توست
به به چقدر با خودت آورده ای صفا
معشوقه ای تمام عیاری عزیز دل!
زیبا و باوقاری و معصوم و بی ریا
دستش درست آنکه تو را خلق کرده است
اینگونه خوش تراش و دل انگیز و دلربا
حق میدهم که حظ کند از آفریدنت
الحق که دارد این تن و این چهره مرحبا
باور نمی کنم شده ای میهمان من
یعنی که مستجاب شده آن همه دعا؟
با هم نشسته ایم سر قبر شاملو
پیچیده عطر خوب تنت هم در این فضا
دست تو را گرفته ام و فکر میکنم
من احمد تو ام ، تو برای من آیدا
دست تو را گرفته ام و فکر میکنم
افتاده است گنج طلا دست یک گدا
آهسته حرف می زنی و مست میشوم
لامذهب این شراب دوساله ست یا صدا؟
از فرط شوق ، بند دلم پاره میشود
با اسم کوچکم که صدا می زنی مرا
بی تاب میوه چیدنم از شاخه های تو
اما کشیده دور تو دیواره ای ، حیا
میترسم آخرش به جنون منتهی شود
این آتشی که در دل من میکنی به پا
باور کن از شروع جهان عاشق توام
ای پیش از آفرینش من با من آشنا!
درمن فرشته ایست که من حدس میزنم
با عشق تو سرشته گلم را از ابتدا
از روزگار کودکی ام می شناسمت
در خوابهای کودکی ام دیده ام تو را
با نامهای مختلفی خوانده بودمت
فرخ لقا و لیلی و شیرین و..هکذا
با اینکه دست حکمت ناعادلانه اش
دست تو را گذاشته از دست من جدا..
ممنونم از خدا که تو را آفریده است
روزی هزار مرتبه ممنونم از خدا
میخواستم غزل بنویسم، قصیده شد
جانم فدای قد بلندت نگو چرا
بانو بدون هیچ تعارف، به لطف توست
شورآفرین اگر شده اشعار مرتضی
✍️ #مرتضی_خدمتی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
عاشق زنی که عاشقت هست بودن،
سخت نیست
کافیست حواست پرت نشود از دوست داشتنش
کافیست جواب احساسش را با منطقت ندهی
کافیست یک وقتهایی با دلش راه بیایی
و وقتهای دیگر
راههای نیامده را
با آغوش
با بوسه
جبران کنی
یک زن همین که احساس کند دوستش داری و به فکرش هستی و بخاطر دلش حاضری قیدِ بعضی چیزها را بزنی یا بعضی کارها را بکنی،
خوشبختترین میشود
زنها توقعِ زیادی از زندگی ندارند
امنشان که کنی،
دلشان گرمِ زندگی میشود...
✍️ #مانگ_میرزایی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
DeuterDeuter _ Buddha Nature.mp3
زمان:
حجم:
10.3M
🔹 #موسیقی
🔸 #آرامبخش
▫️ برای #مراقبه
موزیک ها میتوانند به ما در مراقبه ی خوب داشتن کمک کنند، حتی در تخلیه ی ذهنی ما هم بسیار کمک کننده اند. اما این را به یاد داشته باشید، هیچ وقت سعی نکنید برای مراقبه ی خود به موزیک وابسته بشید. بهترین و شیرین ترین مراقبه ها همیشه در سکوت اتفاق می افتند..
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
طول میکشد تا بفهمیم يک دوست داشتنِ متعادل برای رابطه كافیست.
زيادیاش خوب نيست. آدم را گول میزند.
زیادیاش آدم را متوقع میکند. از شخص مقابل بتی میسازیم بدون ایراد و هربار که اشتباهی ببینیم، بیشتر از حالت عادی میشکنیم چون عشق یک مفهوم کامل و ایدهآل است و ما بهصورت ناخودآگاه همان توقع را از رابطه داریم.
و بعد از بارها شکست، میفهمیم دوست داشتنهای زيادی میتوانند نوعی توطئه باشند که ما را در بیدفاع ترین حالت ممکن گیر میاندازند.
طول میکشد تا بفهمیم يک دوست داشتن متعادل كه از جنس وفاداری و احترام باشد، برای عمری زندگی كافیست.
✍️ #شیما_سبحانی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
تمام حادثه یک توده هیمه بود و شرر
و آنچه ماند زمن خاک بود و خاکستر
بدل به دود شد آنهم که بود در ذهنم
از آن تناور پر میوه سبز بار آور
وز آن پرندهی آبی که آشیانش را
گرفته بود دو دستم -دوساقهام- در بر
از آن حروف درخشان که بر زمرّد من
شعاع سوزنی صبح مینگاشت به زر
بدل به دود شد آری هرآنچه بود به جا
از آن درخت که من بودم- آن منِ دیگر
و آنچه خاطرهی آخرینِ من بوده ست
همه کشاکش ارّه همه نهیب تبر
نه هیچ مینگرم دیگر و نه میشنوم
نه بر گلم نظری هست و نز پرنده خبر
مرا به گردش تقویم و راز فصل چه کار؟
که نز خزان خطرم هست و نز بهار ثمر
درختهای جوانتر! مرا به یاد آرید
در آن بهار که گل میکنید رنگینتر
نسیمهای جوانتر حرامتان جز دوست
به جای خالی من دیگری نشیند اگر
"به باد میروم و می روم ز یاد شما"
وزان شود چو به خاکسترم نسیم سحر
✍️ #استاد_حسین_منزوی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
و کاش هرگز ندانی
هوا چه بارانی است
نفس چه سنگین
و کوچهها چه بی حادثه اند
و خانه زندانی
که پشتِ زنگار پنجره اش
انتظار ماسیده
و کاش ندانی
تمام این سال ها
مرگبارترین فصلها پاییز بوده است
که بعد از تو
رو به جاده ی شمال که میروم
نه عطرِ دریا سرشار ترم میکند
نه بوییدن ساقههای برنج عاشق ترم
نه اندوهِ پر ابهتِ سبزِ جنگل ، شاعر ترم
و کاش هرگز ندانی
مشقتِ شبهای بی تو را مانوس شدن
مرگی ست هزار باره
محو شدنی غم انگیز
آرام آرام
بی امان
و هزار باره
✍️ #نيكی_فيروزكوهى
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
برای تو مینویسم که عزیزتر از جان شدی و لازم تر از نفس.
عزیز دور،
عزیز دست نیافته،
عزیز بوسیدنی،
عزیز قلبم،
برای تو مینویسم که خواستم تورا در آغوش بکشم؛
ولی دستانم کوتاه بود.
برای تو مینویسم که بوسیدنت آرزو بود.
برای تو مینویسم که یک جهانی.
مینویسم برای تمام روزهایی که قرار است نباشم.
باشد که بدانی و بدانند که تورا دوست می داشتم؛
بسیار،
بسیار...
✍️ #ستایش_قاسمی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
MohammadReza ShajarianMohammadReza Shajarian _ Chashme Narges.mp3
زمان:
حجم:
9.5M
🔹 #چشم_نرگس
🔸 #محمدرضا_شجریان (سیاوش)
┄┅═✼✵𑁍✵✼═┅┄
چه زیباست
به یاد آوردن تو
میان این همه
ازدحام و خستگیهای من...
✍️ #ناظم_حکمت
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
▫️ معرفی هنرمند:
#اولگا_بوزنانسکا [Olga Boznańska] (۱۵ آوریل ۱۸۶۵ – ۲۶ اکتبر ۱۹۴۰) یک نقاش زن لهستانی در دوران امپراتوری اتریش_مجارستان در آغاز سدۀ بیستم بود و از نظر سبک با #امپرسیونیسم_فرانسوی مرتبط بود، گرچه خود او این برچسب را رد میکرد.
#اولگا آموزش طراحی را ابتدا نزد مادرش که معلم یک مدرسه صومعه در ایمبراموویتس در نزدیکی کراکوف بود آغاز کرد. سپس بین سالهای ۱۸۸۳–۱۸۸۶ پیش مربیانی مثل #یوزف_سیدلکی، #کازیمیرز_پوچوالسکی و #آنتونی_پیوتروسکی به شاگردی پرداخت. وی پس از آن در مدرسه زنان "آدریان بارانیچکی" تحصیل کرد و در سال ۱۸۸۶ در نمایشگاه انجمن دوستان هنرهای زیبا کراکوف شروع به کار نمود.
از سال ۱۸۸۶ تا ۱۸۹۰ در مدارس خصوصی "کارل کریکلدورف" و "ویلهلم دور" در مونیخ به تحصیل هنر پرداخت، و
بیشتر خود را وقف پرترهها، طبیعتهای بیجان و گاهی منظرهها کرد.
وی در سال ۱۸۹۸ به انجمن هنرمندان لهستانی "Sztuka" پیوست و در همان سال به پاریس نقل مکان کرد.
سرانجام در سن ۷۵ سالگی در پاریس درگذشت.
مشهورترین پرتره او در سال ۱۸۹۴ از یک کودک ناشناخته «دختری با گل داودی» می باشد.
نقاشیهای او را میتوان در موزههای ملی "وروتسواو"، "کراکوف"، "پوزنان" ، "ورشو" و همچنین موزه "اورسی" در "پاریس و کا پسارو"_گالری بینالمللی هنر مدرن در "ونیز" یافت.
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh