مثل موسيقي آرامى که خوابت مى کند
عشق می آید به آسانى خرابت مى کند
هر چه مى گويى که بگذر دورى از او بهتر است
فال حافظ باز با شعرى مجابت مى کند
مى شکستى کاش با حرفى سکوتم را که گاه
خواهش يک شيشه را سنگى اجابت مى کند
خمره خمره دردها را مى گذارم زير خاک
دل نترس اين خمره ها روزى شرابت مى کند
زندگى بى عشق يا مردن به جرم عاشقى
قبر گاهى در دل تاريخ قابت مى کند
✍️ #مرتضی_جهانگیری
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh
با نگاهش ساغری سرشار دستم میدهد
چشم مستش باز دارد کار دستم میدهد
شب که بی او مینشینم غم رفیقم میشود
مینشیند پیش من سیگار دستم میدهد
ساعت دیواری آهی میکشد، سر میرود
لحظههایی خسته و تبدار دستم میدهد
انتظارِ سردِ یک فنجان خالی روی میز
حسرتی تلخ و ملالتبار دستم میدهد
گفته بودم شعر بی شعر، امشب امّا یاد او
باز دارد کاغذ و خودکار دستم میدهد
✍️ #سعید_سلیمان_پور
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh
گر به خوابم نميآيي
پس اين بوي پرتقال از کجاست؟
اگر در رگهايم بال نميزني
چرا پروانهها رنگارنگ و قشنگند؟
و اگر بر زانوانم شيرينزباني نميکني
اين شعرها از کجا ميجوشد؟
سبز آبي کبود
بودن يا نبودنت
چه فرقي دارد؟
خيال خندههات
سرتاپاي مرا ارديبهشت ميکند
بانوي من
همچون شکوفههاي گيلاس
بوسههاي تو آن سوي آينه
لبهاي مرا بهشت ميکند
بگذار خيال کنم
آينه پر از نگاه توست
✍️ #عباس_معروفی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh
اجازه هست کنارت کمی قدم بزنم؟
و حرف از دل دیوانه بیش و کم بزنم؟
اجازه هست هوا را دمی بهانه کنم
و لحظه های خوشی را کمی رقم بزنم؟
جسارت است اگر چه تمام آن سخنی
که در حضور تو بانوی محترم بزنم..!
سوال اوّلم این است ، تا چه وقتی من
دخیل بر در و دیوار این حرَم بزنم..؟
اجازه هست کمی از غبار پای تو را
به چشم های ورَم کرده و ترَم بزنم؟
سوال دوّمم،آیا دل تو راضی هست؛
که مُشت های غریبانه بر سرم بزنم؟
اجازه هست بگویم که دوستت دارم؟
اجازه هست که از عشق و شور دم بزنم؟
سکوت کردی و امّا ... سوال آخر من
اجازه هست که زنگی به مادرم بزنم؟
✍️ #مهدی_خداپرست
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh
بگذار که چشمـان تو را وام بگیرم
با دیدن دنیـای تو آرام بگیرم
تر دستی لب های تو را دیدم و باید
از شیوه ی خندیدنت الهام بگیرم
در هر قدمم شوق رسیدن به تو جاری است
می خواهم از این راه سـرانجام بگیرم
من شاعر درباری ام و چشم تو کافی است
تا خیره در آن باشم و انعـام بگیرم
عمری ست که در پیچ و خم زندگی ام کاش
یک لحظه در آغوش تو آرام بگیرم
✍️ #محمد_غفاری
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh
Mehdi AbassiMehdi Abassi _ Khabari Nist.mp3
زمان:
حجم:
11.4M
گفتی چه خبر؟ از تو چه پنهان خبری نیست
در زندگی ام، غیر زمستان خبری نیست
در زندگی ام، بعد تو و خاطره هایت
غیر از غم و اندوه فراوان خبری نیست
انگار نه انگار دل شهر گرفته ست
از بارش بی وقفه ی باران خبری نیست
ای کاش کسی بود که می گفت به یوسف
در مصر به جز حسرت کنعان خبری نیست
از روز به هم ریختن رابطه ی ما
از خاله زنک بازی تهران خبری نیست!
گفتند که پشت سرمان حرف زیاد است
از معرفت قوم مسلمان خبری نیست!
در آتش نمرود تو می سوزم و افسوس
از معجزه ی باغ و گلستان خبری نیست!
در فال غریبانه ی خود گشتم و دیدم
جز خط سیاهی ته فنجان خبری نیست
گفتی چه خبر؟ گفتم و هرگز نشنیدی
جز دوری ات ای عشق، به قرآن خبری نیست...
✍️ #امید_صباغ_نو
🎙 #مهدی_عباسی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh
▫️ #ربنا
▪️ به همراه #مثنوی_افشاری
🎙 با صدای جاودان #استاد_شجریان
🎥 فایل تصویری در #آپارات
https://www.aparat.com/v/7PriS
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh
MohammadReza ShajarianMohammadReza Shajarian _ Rabbana & Masnavi.mp3
زمان:
حجم:
13M
▫️ #ربنا
▪️ به همراه #مثنوی_افشاری
🎙 با صدای جاودان #استاد_شجریان
🎥 فایل تصویری در #آپارات
https://www.aparat.com/v/7PriS
این دهــان بستی دهــانی باز شـــد
تا خـورندهی لــقمـه های راز شـــد
لــب فـرو بــند از طـعـام و از شــراب
سـوی خوان آسـمــانی کن شـــتاب
گـر تــو این انبان ز نـان خــالی کـــنی
پـر ز گـــوهـر هـــای اجـــلالی کـــنی
طــفل جـان از شـیر شــیطان بــاز کن
بــــعـــد از آنـــش بـا مـــلک انـــباز کــن
چند خوردی چرب و شیرین از طـعــام
امـــتحـــان کــن چـــند روزی در صــیام
چــند شــب ها خواب را گشتی اسیر
یــک شـــبی بــیدار شــو دولـــت بـگیر
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh
🔹 نام اثر #راز_دل
🎤 صداخوانی #اعظم_کیانی_نیا
🎙 آواز #طاهر_قریشی
📀 تهیه و تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
🎧 با هم بشنویم 👇👇
❄️ @shernosh
Aza'm kianiniaAza'm kianinia _ Raze Del.mp3
زمان:
حجم:
6.4M
🔹 نام اثر #راز_دل
🎤 صداخوانی #اعظم_کیانی_نیا
🎙 آواز #طاهر_قریشی
📀 تهیه و تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh
آنقَدَر نابی که همچون کهکشان می خوانمت
در غزل های خودم تا بیکران می خوانمت
بادِ وحشی آمده تا گل بمیرد بی رمق
من تو را در هر هراسی باغبان می خوانمت
هر چه دنیا سد کند بر راه من صدها ستون
میزنم پس مشکلاتم را روان میخوانمت
خانه ام از گردبادی پر ز طوفان ها خراب
چشمِ امیدم به تو چون سایه بان می خوانمت
دردِ دلهایِ نهان را با تو گویم خالقم
چون تو را در باور خود هم زبان می خوانمت
صد غزل من گفته ام اما هنوزم پر ز درد
مثنوی ها گر شود مرهم در این دنیای سرد
تا دوباره جان بگیرد واژه از دامان تو
زندگی معنا بگیرد از نم باران تو
خسته ام دل خسته از این موج دریای جنون
دل شده ارابه ی درد و دو دیده پر ز خون
روزگاری که جوانمردان همه بیگانه اند
مردمِ شهر از پریشانی چنان دیوانه اند
هر پرنده در قفس زندانی دستانِ خویش
قلبِ هر جنبنده ای از قهرِ دنیا ریشِ ریش
پس اصالت ها کجا پنهان شده ای آدمی؟
از کجا باید بیابم تک سوار محرمی؟
شهر ما شهری شده لبریزِ از اندوه و دود
هر سلام عابری باشد فقط از روی سود...
✍️ #مرجان_شاهوران
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh