eitaa logo
شعرنوش
179 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
147 ویدیو
28 فایل
جرعه به جرعه می‌دهم شعر به نوشِ دلبرم دل که نکرد اثر به او شعر مگر اثر کند #حضرت_حافظ کانال ادبی_فرهنگی با فعالیت در حوزه‌ی: #گویندگی #شعر #نویسندگی راه ارتباطی با مدیر جهت شرکت در کلاس ها 🆔 @Arta_Rahimi
مشاهده در ایتا
دانلود
می‌خواهم همیشه کنارم باشی تا اگر اندوه زمین روی شانه‌هایم افتاد به سمت تو کج شوم... ✍️ ❄️ @shernosh
به بهانه‌ی کتاب‌هایت با من تماس بگیر؛ به بهانه‌ی فیلم‌هایی که از اتاقت برداشته‌ام؛ به بهانه‌ی شعرهایی که برایم نخوانده ای؛ با من تماس بگیر... به بهانه‌ی بهانه هایی که نداری...! ✍️ ❄️ @shernosh
آیا تا به‌ حال کسی را در زندگی‌تان داشته‌اید، که عکسش را باز کرده و تا ریزریزترین جزئیاتِ صورتش را با دقت نگاه کنید؟!!! ✍️ ❄️ @shernosh
‌با خیالت زندگی می‌کنم و با خودت عاشقی کاش دو بار زاده می شدم یکی برای مردن در آغوش تو یکی برای تماشای عاشقی کردنت ✍️ ❄️ @shernosh
Ali IlkaAli Ilka _ Khiyale To.mp3
زمان: حجم: 8.3M
♻️ نام اثر ✍️ شاعر 🎤 صداخوانی 📀 ارائه شده در کانال در خیالاتِ خودم در زیرِ بارانی که نیست می‌رسم با تو به خانه، از خیابانی که نیست می‌نشینی رو به رویم خستگی در می کنی چای می ریزم برایت، توی فنجانی که نیست باز می‌خندی و می پرسی که حالت بهتر است؟ باز می‌خندم که خیلی! گر‌چه ‌می‌دانی که نیست شعر می‌خوانم برایت واژه‌ ها گُل می کنند یاس و لادن می‌گذارم تویِ گلدانی که نیست چشم می‌دوزم به چشمت، می‌شود آیا کمی دست‌هایم را بگیری بینِ دستانی که نیست؟ وقت رفتن می‌شود با بُغض می‌گویم: نرو پشتِ‌ پایت اشک می‌ریزم تویِ ایوانی که ‌نیست رفته ای و بعد تو این کارِهر روز من است باور اینکه نباشی کار آسانی که نیست می رَوی و خانه لبریز از نبودت می‌شود باز تنها می‌شوم با یادِ مهمانی که نیست ❄️ @shernosh
خاورمیانه را به تقلید چشمان شرقیِ تو ساخته‌اند، پر التهاب اندوهگین خسته و زیبا ▫️طرح ❄️ @shernosh
درون رباطی تشکیل شده از روغن آلوده انسانی در حال زایش هست... تو در حال کشف کردن من خودت را گم کردی... به مسیرت بازگرد... اینجا یا رباطی هست آلوده شده از ژن بشریت و یا انسانی تسخیر شده از ماشین ها... ▫️طرح ❄️ @shernosh
گنجشك از باران پرسيد: كارِ توچيست ؟ باران با لطافت جواب داد: تلنگرزدن به انسان هايی كه آسمان خدا را از ياد برده اند!! ▫️طرح ❄️ @shernosh
منصور حلاج می‌گوید: خداوندا... کدام نقطه‌‌ی زمین، از تو خالیست، که خلق تو را در آسمان می‌جویند؟ ▫️طرح ❄️ @shernosh
O.Hosein Monzavi010.O.Hosein Monzavi _ Kasi Nashnakht.mp3
زمان: حجم: 12.6M
♻️ با شاعران (شعر و صدای شاعر) ♻️ نام شعر: کسی نشناخت...! 📀 آلبومِ "نهنگی در تنگ" / استاد حسین منزوی 📀 تهیه و تدوین / آرشیو شخصی 🕊 ارائه شده در کانال فرهنگی ادبی شاعر! تو را زین خیلِ بی دردان، کسی نشناخت تو مشکلی و هرگزت آسان، کسی نشناخت کُنج خرابت را بسی تَسخَر زدند امّا گنج تو را، ای خانه ی ویران کسی نشناخت جسم تو را تشریح کردند از برای هم امّا تو را ای روح سرگردان! کسی نشناخت آری تو را، ای گریۀ پوشیده در خنده! و آرامش آبستن طوفان! کسی نشناخت زین عشق وَرزان نسیم و گُلشنَت، نَشگِفت کای گِردبادِ بی سر و سامان! کسی نشناخت وَز دوستداران بزرگ کفر و دینت نیز ای خود تو هم یزدان و هم شیطان! کسی نشناخت گفتند: این دون است و آن والا، تو را، امّا ای لحظه ی دیدار جسم و جان! کسی نشناخت با حکم مرگت روی سینه، سال های سال آنجا، تو را در گوشه ی یُمگان، کسی نشناخت فریاد نایت را و بانگ شِکوه هایت را، ای طالع و نامِ تو ناهمخوان! کسی نشناخت بی شک تو را در روز قتل عام نیشابور با آن دریده سینه ی عرفان، کسی نشناخت با جوهرِ شعرِ تو، چون نامِ تو برّنده! ذات تو را ای جوهر برّان! کسی نشناخت ▫️ادامۀ شعر در پست بعدی 👇 ▫️ «متن کامل شعر» 👇👇 ❄️ @shernosh
شاعر! تو را زین خیلِ بی دردان، کسی نشناخت تو مشکلی و هرگزت آسان، کسی نشناخت کُنج خرابت را بسی تَسخَر زدند امّا گنج تو را، ای خانه ی ویران کسی نشناخت جسم تو را تشریح کردند از برای هم امّا تو را ای روح سرگردان! کسی نشناخت آری تو را، ای گریۀ پوشیده در خنده! و آرامش آبستن طوفان! کسی نشناخت زین عشق وَرزان نسیم و گُلشنَت، نَشگِفت کای گِردبادِ بی سر و سامان! کسی نشناخت وَز دوستداران بزرگ کفر و دینت نیز ای خود تو هم یزدان و هم شیطان! کسی نشناخت گفتند: این دون است و آن والا، تو را، امّا ای لحظه ی دیدار جسم و جان! کسی نشناخت با حکم مرگت روی سینه، سال های سال آنجا، تو را در گوشه ی یُمگان، کسی نشناخت فریاد نایت را و بانگ شِکوه هایت را، ای طالع و نامِ تو ناهمخوان! کسی نشناخت بی شک تو را در روز قتل عام نیشابور با آن دریده سینه ی عرفان، کسی نشناخت با جوهرِ شعرِ تو، چون نامِ تو برّنده! ذات تو را ای جوهر برّان! کسی نشناخت روزی که می خواندی: مخور می، محتسب تیز است! لحن و نوایت را در آن سامان، کسی نشناخت وقتی که می کَندند از تن، پوستت را نیز بی شک تُرا زآن پوستین پوشان، کسی نشناخت چون می شدی مَخنوق از آن مستان، تو را ای تو، خاتون شعر و بانوی ایمان! کسی نشناخت آن دَم که گفتی: باز گَرد ای عید! از زندان خشم و خروشت را در آن زندان، کسی نشناخت چون رازِ دل با غار می گفتی تو را، هم نیز، ای شهریار شهر سنگستان، کسی نشناخت حتّی تو را در پیش روی جوخه ی اعدام جز صبحگاه خونی میدان، کسی نشناخت هر کس رسید از عشق وَرزیدن به انسان گفت امّا تو را، ای عاشق انسان! کسی نشناخت 🎧 این شعر را با صدای شاعر از اینجا 🎙 بشنوید ❄️ @shernosh
دنيا را بغل گرفتيم گفتند: امن است؛ كاري با ما ندارد! خوابمان برد؛ بيدار که شديم... آبستن تمام دردهايش بودیم! ✍️ زنده یاد: ❄️ @shernosh