eitaa logo
شعرنوش
179 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
147 ویدیو
28 فایل
جرعه به جرعه می‌دهم شعر به نوشِ دلبرم دل که نکرد اثر به او شعر مگر اثر کند #حضرت_حافظ کانال ادبی_فرهنگی با فعالیت در حوزه‌ی: #گویندگی #شعر #نویسندگی راه ارتباطی با مدیر جهت شرکت در کلاس ها 🆔 @Arta_Rahimi
مشاهده در ایتا
دانلود
- عجيب بهت دلبسته شده ام . ولی من فكر ميكنم عاشقت شده ام - با من زندگی می كنی؟ . تا هر وقت بخواهی،اگر مرا نخواستی و بهم گفتی برو من چكار كنم؟ - برو،ولی مرا هم با خودت ببر . كجا؟ - توی بغلت ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍀 @shernosh
دور نباش حتی همین قدر که از تو تا من، در یک پیراهن فاصله هست؛ کاری نکن دوستت دارم‌هایمان را گم کنیم، دور نباش در این دنیای کوچک، در این آغوش دنج، نزدیک تر باش از روح به جان، نزدیک تر باش از جان به تن، نزدیک تر باش از تن به من، تو خودِ من باش... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍀 @shernosh
دست هایم چقدر به دو طرفِ صورتت می آیند وقتی عاشقانه تماشایم ‌می کنی دست هایم چقدر به دست هات می آیند به دکمه های پیراهنت به قوسِ قَزحِ اندامت به این دوستت دارم ها که‌ دانه دانه روی لبهات می کارم دست هایم چقدر می آیند به رنگِ تنت وقتِ عشق بازی دست هایم‌ چقدر ‌می‌آیند به من وقتی تو را هر لحظه با ذوق به چشم‌هایم نشان می دهم‌ دست هایم را دوست دارم... پُرند از تو... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍀 @shernosh
▫️ اي‌ كه‌ مي‌پرسي‌ نشان‌ عشق‌ چيست‌ عشق‌ چيزي‌ جز ظهور مهر نيست‌ عشق‌ يعني‌ مهر بي‌اما، اگر عشق‌ يعني‌ رفتن‌ با پاي‌ سر عشق‌ يعني‌ دل‌ تپيدن‌ بهر دوست‌ عشق‌ يعني‌ جان‌ من‌ قربان‌ اوست‌ عشق‌ يعني‌ مستي‌ از چشمان‌ او بي‌لب‌ و بي‌جرعه، بي‌مي، بي‌سبو عشق‌ يعني‌ عاشق‌ بي‌زحمتي‌ عشق‌ يعني‌ بوسه‌ بي‌شهوتي‌ عشق‌ يار مهربان‌ زندگي‌ بادبان‌ و نردبان‌ زندگي‌ عشق‌ يعني‌ دشت‌ گلكاري‌ شده‌ در كويري‌ چشمه‌اي‌ جاري‌ شده‌ يك‌ شقايق‌ در ميان‌ دشت‌ خار باور امكان‌ با يك‌ گل‌ بهار در خزاني‌ بر گريز و زرد و سخت‌ عشق، تاب‌ آخرين‌ برگ‌ درخت‌ عشق‌ يعني‌ روح‌ را آراستن‌ بي‌شمار افتادن‌ و برخاستن‌ عشق‌ يعني‌ زشتي‌ زيبا شده‌ عشق‌ يعني‌ گنگي‌ گويا شده‌ عشق‌ يعني‌ ترش‌ را شيرين‌ كني‌ عشق‌ يعني‌ نيش‌ را نوشين‌ كني‌ عشق‌ يعني‌ اينكه‌ انگوري‌ كني‌ عشق‌ يعني‌ اينكه‌ زنبوري‌ كني‌ عشق‌ يعني‌ مهرباني‌ در عمل‌ خلق‌ كيفيت‌ به‌ كندوي‌ عسل‌ عشق، رنج‌ مهرباني‌ داشتن‌ زخم‌ درك‌ آسماني‌ داشتن‌ عشق‌ يعني‌ گل‌ بجاي‌ خار باش‌ پل‌ بجاي‌ اين‌ همه‌ ديوار باش‌ عشق‌ يعني‌ يك‌ نگاه‌ آشنا ديدن‌ افتادگان‌ زير پا زير لب‌ با خود ترنّم‌ داشتن‌ بر لب‌ غمگين‌ تبسّم‌ كاشتن‌ عشق، آزادي، رهايي، ايمني‌ عشق، زيبايي، زلالي، روشني‌ عشق‌ يعني‌ تنگ‌ بي‌ماهي‌ شده‌ عشق‌ يعني‌ ماهي‌ راهي‌ شده‌ عشق‌ يعني‌ مرغهاي‌ خوش‌ نفس‌ بردن‌ آنها به‌ بيرون‌ از قفس‌ عشق‌ يعني‌ برگ‌ روي‌ ساقه‌ها عشق‌ يعني‌ گل‌ به‌ روي‌ شاخه‌ها عشق‌ يعني‌ جنگل‌ دور از تبر دوري‌ سرسبزي‌ از خوف‌ و خطر آسمان‌ آبي‌ دور از غبار چشمك‌ يك‌ اختر دنباله‌دار عشق‌ يعني‌ از بدي ها اجتناب‌ بردن‌ پروانه‌ از لاي‌ كتاب‌ عشق‌ زندان‌ بدون‌ شهروند عشق‌ زندانبان‌ بدون‌ شهربند در ميان‌ اين‌ همه‌ غوغا و شر عشق‌ يعني‌ كاهش‌ رنج‌ بشر اي‌ توانا ناتوان‌ عشق‌ باش‌ پهلوانا، پهلوان‌ عشق‌ باش‌ پورياي‌ عشق‌ باش‌ اي‌ پهلوان‌ تكيه‌ كمتر كن‌ به‌ زور پهلوان‌ عشق‌ يعني‌ تشنه‌اي‌ خود نيز اگر واگذاري‌ آب‌ را بر تشنه‌تر عشق‌ يعني‌ ساقي‌ كوثر شدن‌ بي‌پرو بي‌پيكر و بي‌سرشدن‌ نيمه‌ شب‌ سرمست‌ از جام‌ سروش‌ در به‌ در انبان‌ خرما روي‌ دوش‌ عشق‌ يعني‌ خدمت‌ بي‌منتي‌ عشق‌ يعني‌ طاعت‌ بي‌جنتي‌ گاه‌ بر بي‌احترامي‌ احترام‌ بخشش‌ و مردي‌ به‌ جاي‌ انتقام‌ عشق‌ را ديدي‌ خودت‌ را خاك‌ كن‌ سينه‌ات‌ را در حضورش‌ چاك‌ كن‌ عشق‌ آمد خويش‌ را گم‌ كن‌ عزيز قوتت‌ را قوت‌ مردم‌ كن‌ عزيز عشق‌ يعني‌ مشكلي‌ آسان‌ كني‌ دردي‌ از درمانده‌اي‌ درمان‌ كني‌ عشق‌ يعني‌ خويشتن‌ را گم‌ كني‌ عشق‌ يعني‌ خويش‌ را گندم‌ كني‌ عشق‌ يعني‌ خويشتن‌ را نان‌ كني‌ مهرباني‌ را چنين‌ ارزان‌ كني‌ عشق‌ يعني‌ نان‌ ده‌ و از دين‌ مپرس‌ در مقام‌ بخشش‌ از آئين‌ مپرس‌ هر كسي‌ او را خدايش‌ جان‌ دهد آدمي‌ بايد كه‌ او را نان‌ دهد در تنور عاشقي‌ سردي‌ مكن‌ در مقام‌ عشق‌ نامردي‌ مكن‌ لاف‌ مردي‌ مي‌زني‌ مردانه‌ باش‌ در مسير عاشقي‌ افسانه‌ باش‌ دين‌ نداري‌ مردي‌ آزاده‌ شو هر چه‌ بالا مي‌روي‌ افتاده‌ شو در پناه‌ دين‌ دكانداري‌ مكن‌ چون‌ به‌ خلوت‌ مي‌روي‌ كاري‌ مكن‌ جام‌ انگوري‌ و سرمستي‌ بنوش‌ جامه‌ تقوي‌ به‌ تردستي‌ مپوش‌ عشق‌ يعني‌ ظاهر باطن‌نما باطني‌ آكنده‌ از نور خدا عشق‌ يعني‌ عارف‌ بي‌خرقه‌اي‌ عشق‌ يعني‌ بنده‌ بي‌فرقه‌اي‌ عشق‌ يعني‌ آن‌ چنان‌ در نيستي‌ تا كه‌ معشوقت‌ نداند كيستي‌ عشق‌ بابا طاهر عريان‌ شده‌ در دوبيتي‌هاي‌ خود پنهان‌ شده‌ عاشقي‌ يعني‌ دوبيتي‌هاي‌ او مختصر، ساده، ولي‌ پُر هاي‌ و هو عشق‌ يعني‌ جسم‌ روحاني‌ شده‌ قلب‌ خورشيدي‌ نوراني‌ شده‌ عشق‌ يعني‌ ذهن‌ زيبا آفرين‌ آسماني‌ كردن‌ روي‌ زمين‌ هر كه‌ با عشق‌ آشنا شد مست‌ شد وارد يك‌ راه‌ بي‌ بن‌بست‌ شد هر كجا عشق‌ آيد و ساكن‌ شود هرچه‌ ناممكن‌ بود ممكن‌ شود در جهان‌ هر كار خوب‌ و ماندني‌ است‌ ردپاي‌ عشق‌ در او ديدني‌ست‌ «سالك» آري‌ عشق‌ رمزي‌ در دل‌ست‌ شرح‌ و وصف‌ عشق‌ كاري‌ مشكل‌ست‌ عشق‌ يعني‌ شور هستي‌ در كلام‌ عشق‌ يعني‌ شعر، مستي‌ والسلام‌ ✍️ «سالك» 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍀 @shernosh
سال های زیادی گذشت تا بفهمم زندگی شوخیِ به اشتباه جدی گرفته شده ماست و به اندازه خواستن های ما بخیل و به اندازه نخواستن های ما دست و دلباز و از هیچ کس هیچ چیز بعید نیست همانقدر که از روزگار فهمیده ام بعضی قرص اعصاب مصرف می کنند بعضی چهار اثر از اسکاول شین میخوانند و انرژی مثبت جذب می کنند بعضی دعا می کنند و منتظر معجزه می مانند بعضی هم هیچ غلطی نمی کنند به ریش بقیه میخندند فهمیده ام گاهی کارکرد یک " آغوش " به مراتب اثر بخش تر از قرص اعصاب و الکل و مخدر و دعا و چهار اثر از اسکاول شین است فهمیده ام اغلب آن هایی که حرف میزنند معمولا در عمل لنگ میزنند فهمیده ام کتاب خواندن بهتر از نخواندنش است اما باید برای سطر سطر این آگاهی منتظر رنج های مضاعفی باشی میدانم اندازه عشق ها و زخم ها و دلتنگی هایی که دچارش می شوی شب بیداری هایت کش خواهد آمد و قرص خواب، بی مروتی زبان نفهم است که کارش را بلد نیست یاد گرفته ام بلد می شوی خودت را و همانقدر که بلد می شوی خودت را خسته می شوی از خودت و همانقدر که خسته میشوی از خودت سماجت می کنی به بودن و همانقدر که سماجت می کنی به بودن دیگر از نبودن نمی هراسی یاد گرفته ام خیلی چیزهایی که حتی فکرش را نمی کنی از طریق ژن منتقل میشود مثل دوست داشتنِ خود و توی لعنتی ممکن است وارث این ژن لعنتی نباشی آنوقت مجبوری آن را با میخ طویله توی مغز و روحت فرو کنی یاد گرفته ام تا آخر این عمر لامصب قرار است یاد بگیری و امتحان شوی و باز آن لحظه آخر هیچ بعید نیست که یک گاف بزرگ بدهی یاد گرفته ام گاهی نه می توانی به تمامی مومن شوی نه به تمامی مشرک پس ترجیح میدهی بیخیال شانس و قسمت و مصلحت، مسئولیت گندهایی را که میزنی و حتی گندهایی را که دیگران به زندگی ات میزنند خودت به عهده بگیری و خواستنی هایت را از خودت بخواهی تا کلاهت با پرودگارت توی هم نرود یاد گرفته ام با همه این تفاسیر امید آخرین چیزی ست که می میرد و شاید به همین خاطر است که همچنان ادامه میدهی و ادامه میدهی و ادامه میدهی و یاد گرفته ام که بعد از اینهمه سال زندگی هیچ چیز یاد نگرفته ام هیچ‌ چیز ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍀 @shernosh
Zöhrə KərimiZöhrə Kərimi _ Geçələr.mp3
زمان: حجم: 4.1M
🔹 نام اثر ✍️ شاعر 🎤 صداخوانی 🎧 آواز 📀 تنظیم 🕊 ارائه شده در کانال دوت الیمدن بو همان الدی فراقیندا سَنین یادیما سالماق همان باشا چالاردیم گئجه لر حوسنُو روخسارینی رؤیاده چکردیم قلمه قلبیمی قاب ائلییب قابا سالاردیم گئجه لر بونا خاطیر کی آدین دوشمه یه اغیار الینه دوز کیمی آدیوی یازدیقجا یالاردیم گئجه لر بئله سیزلاردی اورک یادینا سالدیقجا سنی قوش کیمی یئرده دوشردیم چاپالاردیم گئجه لر بلکه سن ساغ یاشاییب، ساغ دولانیب، ساغ گزه سن گؤزلیم! هر قادان اولسایدی آلاردیم گئجه لر 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍀 @shernosh
🔹 نام اثر ▫️ ( توبه های سخت و محکم را به مَثَل میزنند... ) ✍️ حکایتی شنیدنی از (دفتر پنجم) 🎤 راوی 🕊 ارائه شده در کانال فرهنگی ادبی 🎧 با هم بشنویم 👇👇 🍀 @shernosh
Reza DaneshVa'rReza DaneshVa'r _ Tobeye Nasoh.mp3
زمان: حجم: 9.9M
🔹 نام اثر ▫️ ( توبه های سخت و محکم را به مَثَل میزنند... ) ✍️ حکایتی شنیدنی از (دفتر پنجم) 🎤 راوی 🕊 ارائه شده در کانال فرهنگی ادبی 🔸 توضیحات: میگویند نصوح مردى بدون ريش و سبیل؛ همانند زنان بود. دو پستان تقریباً برجسته داشت و در يكى از حمام هاى زنانه كارگرى میكرد. او شغلش دلاكي حمام زنانه بود. به اندازه اى چابك و مهارت داشت كه همه زنها مايل بودند او بدن آنها را كيسه بكشد. روزی دختر پادشاه به حمام رفت و از او خواست که وی را بشوید. وقتى كار نظافت تمام شد، دست بر قضا در همان وقت انگشتر گرانبهای دختر پادشاه گم شد و او چون آن را خيلى دوست میداشت در غضب شد و به دو تن از خدمتكاران مخصوص خود، فرمان داد همه ی كارگران را بازرسی کنند، تا بلكه آن گوهر پيدا شود. خدمتکاران كارگران را يكى بعد از ديگرى گشتند. نوبت به نصوح رسيد، خود را ميان خزینه حمام پنهان كرد، مأموران براى گرفتنش به خزینه وارد شدند، و ناگهان ... برای خواندن این داستان به دفتر پنجم مراجعه کنید. یا آن را (به زبان ساده) از اینجا 📀 دریافت کنید. 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍀 @shernosh
Elham IbrahimiElham Ibrahimi _ Zane Nezafa'tchi.mp3
زمان: حجم: 7.2M
🔹 نام اثر ✍️ داستانی کوتاه از 🎤 صداخوانی 📀 تنظیم 🕊 ارائه شده در کانال 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍀 @shernosh
DianaDiana _ Ha'mpaye Aftab.mp3
زمان: حجم: 8.1M
🔹 نام اثر ✍️ شاعر 🎤 صداخوانی 📀 تنظیم 🕊 ارائه شده در کانال ┄┅═✼✵𑁍✵✼═┅┄ همپای آفتاب شدی ای بُلوغ سبز سبزینه از نگاه تو دارد فُروغ سبز تا در گلوی زخمیِ باران ترانه ای در خشکسال باغِ شهامت جوانه ای مثل کویر تفته و سوزانِ التهاب حتّی به آب نیز نگفتی غمِ سَراب وقتی که ماه از لبِ تو آب خورده است دریا به اوجِ همّتِ تو رَشک بُرده است از بوسه گاهِ خنجرِ خورشید روی خاک وَز قطره قطره قطره ی خونِ گلویِ خاک از التهابِ عشق و جنونِ زبانِ شعر از داغ و دار دِعبِل و تا آسمانِ شعر از شانه های زخمیِ شهرِ غریبِ ما همراهِ بادِ خسته چنین آید این ندا: من در حِصارِ خویشتنِ خویش مانده ام تصویری از نگاه به لب ها نشانده ام 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍀 @shernosh
15.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹 آفتاب شرق 🔸 کنسرت فستیوال شفیلد انگلستان ▫️ به همراهی گروه موسیقی 🎶 آهنگساز 🎙 آواز ▫️ تنبور ▫️ سنتور ▫️ عود ▫️ دف اين آفتاب شرق اين شرق روشنايى و شيدايى اين از طلوع جان انفاس عاشقانه ى هستى الحانى از مشارق زيبايى نيزار نغمه هاى دلى سرمست از بركت وجود كسى در قلب درخلوت ثنا و ستايش اين آفتاب شرقى ارزانى وى است ▫️ خوش زخمه هاى اين حال ▫️ در خالصانه نعت غزلناك زيستن ▫️ تقديم شما عزیزان دل 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍀 @shernosh