eitaa logo
شعرنوش
179 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
147 ویدیو
28 فایل
جرعه به جرعه می‌دهم شعر به نوشِ دلبرم دل که نکرد اثر به او شعر مگر اثر کند #حضرت_حافظ کانال ادبی_فرهنگی با فعالیت در حوزه‌ی: #گویندگی #شعر #نویسندگی راه ارتباطی با مدیر جهت شرکت در کلاس ها 🆔 @Arta_Rahimi
مشاهده در ایتا
دانلود
سال های زیادی گذشت تا بفهمم زندگی شوخیِ به اشتباه جدی گرفته شده ماست و به اندازه خواستن های ما بخیل و به اندازه نخواستن های ما دست و دلباز و از هیچ کس هیچ چیز بعید نیست همانقدر که از روزگار فهمیده ام بعضی قرص اعصاب مصرف می کنند بعضی چهار اثر از اسکاول شین میخوانند و انرژی مثبت جذب می کنند بعضی دعا می کنند و منتظر معجزه می مانند بعضی هم هیچ غلطی نمی کنند به ریش بقیه میخندند فهمیده ام گاهی کارکرد یک " آغوش " به مراتب اثر بخش تر از قرص اعصاب و الکل و مخدر و دعا و چهار اثر از اسکاول شین است فهمیده ام اغلب آن هایی که حرف میزنند معمولا در عمل لنگ میزنند فهمیده ام کتاب خواندن بهتر از نخواندنش است اما باید برای سطر سطر این آگاهی منتظر رنج های مضاعفی باشی میدانم اندازه عشق ها و زخم ها و دلتنگی هایی که دچارش می شوی شب بیداری هایت کش خواهد آمد و قرص خواب، بی مروتی زبان نفهم است که کارش را بلد نیست یاد گرفته ام بلد می شوی خودت را و همانقدر که بلد می شوی خودت را خسته می شوی از خودت و همانقدر که خسته میشوی از خودت سماجت می کنی به بودن و همانقدر که سماجت می کنی به بودن دیگر از نبودن نمی هراسی یاد گرفته ام خیلی چیزهایی که حتی فکرش را نمی کنی از طریق ژن منتقل میشود مثل دوست داشتنِ خود و توی لعنتی ممکن است وارث این ژن لعنتی نباشی آنوقت مجبوری آن را با میخ طویله توی مغز و روحت فرو کنی یاد گرفته ام تا آخر این عمر لامصب قرار است یاد بگیری و امتحان شوی و باز آن لحظه آخر هیچ بعید نیست که یک گاف بزرگ بدهی یاد گرفته ام گاهی نه می توانی به تمامی مومن شوی نه به تمامی مشرک پس ترجیح میدهی بیخیال شانس و قسمت و مصلحت، مسئولیت گندهایی را که میزنی و حتی گندهایی را که دیگران به زندگی ات میزنند خودت به عهده بگیری و خواستنی هایت را از خودت بخواهی تا کلاهت با پرودگارت توی هم نرود یاد گرفته ام با همه این تفاسیر امید آخرین چیزی ست که می میرد و شاید به همین خاطر است که همچنان ادامه میدهی و ادامه میدهی و ادامه میدهی و یاد گرفته ام که بعد از اینهمه سال زندگی هیچ چیز یاد نگرفته ام هیچ‌ چیز ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍀 @shernosh
Zöhrə KərimiZöhrə Kərimi _ Geçələr.mp3
زمان: حجم: 4.1M
🔹 نام اثر ✍️ شاعر 🎤 صداخوانی 🎧 آواز 📀 تنظیم 🕊 ارائه شده در کانال دوت الیمدن بو همان الدی فراقیندا سَنین یادیما سالماق همان باشا چالاردیم گئجه لر حوسنُو روخسارینی رؤیاده چکردیم قلمه قلبیمی قاب ائلییب قابا سالاردیم گئجه لر بونا خاطیر کی آدین دوشمه یه اغیار الینه دوز کیمی آدیوی یازدیقجا یالاردیم گئجه لر بئله سیزلاردی اورک یادینا سالدیقجا سنی قوش کیمی یئرده دوشردیم چاپالاردیم گئجه لر بلکه سن ساغ یاشاییب، ساغ دولانیب، ساغ گزه سن گؤزلیم! هر قادان اولسایدی آلاردیم گئجه لر 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍀 @shernosh
🔹 نام اثر ▫️ ( توبه های سخت و محکم را به مَثَل میزنند... ) ✍️ حکایتی شنیدنی از (دفتر پنجم) 🎤 راوی 🕊 ارائه شده در کانال فرهنگی ادبی 🎧 با هم بشنویم 👇👇 🍀 @shernosh
Reza DaneshVa'rReza DaneshVa'r _ Tobeye Nasoh.mp3
زمان: حجم: 9.9M
🔹 نام اثر ▫️ ( توبه های سخت و محکم را به مَثَل میزنند... ) ✍️ حکایتی شنیدنی از (دفتر پنجم) 🎤 راوی 🕊 ارائه شده در کانال فرهنگی ادبی 🔸 توضیحات: میگویند نصوح مردى بدون ريش و سبیل؛ همانند زنان بود. دو پستان تقریباً برجسته داشت و در يكى از حمام هاى زنانه كارگرى میكرد. او شغلش دلاكي حمام زنانه بود. به اندازه اى چابك و مهارت داشت كه همه زنها مايل بودند او بدن آنها را كيسه بكشد. روزی دختر پادشاه به حمام رفت و از او خواست که وی را بشوید. وقتى كار نظافت تمام شد، دست بر قضا در همان وقت انگشتر گرانبهای دختر پادشاه گم شد و او چون آن را خيلى دوست میداشت در غضب شد و به دو تن از خدمتكاران مخصوص خود، فرمان داد همه ی كارگران را بازرسی کنند، تا بلكه آن گوهر پيدا شود. خدمتکاران كارگران را يكى بعد از ديگرى گشتند. نوبت به نصوح رسيد، خود را ميان خزینه حمام پنهان كرد، مأموران براى گرفتنش به خزینه وارد شدند، و ناگهان ... برای خواندن این داستان به دفتر پنجم مراجعه کنید. یا آن را (به زبان ساده) از اینجا 📀 دریافت کنید. 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍀 @shernosh
Elham IbrahimiElham Ibrahimi _ Zane Nezafa'tchi.mp3
زمان: حجم: 7.2M
🔹 نام اثر ✍️ داستانی کوتاه از 🎤 صداخوانی 📀 تنظیم 🕊 ارائه شده در کانال 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍀 @shernosh
DianaDiana _ Ha'mpaye Aftab.mp3
زمان: حجم: 8.1M
🔹 نام اثر ✍️ شاعر 🎤 صداخوانی 📀 تنظیم 🕊 ارائه شده در کانال ┄┅═✼✵𑁍✵✼═┅┄ همپای آفتاب شدی ای بُلوغ سبز سبزینه از نگاه تو دارد فُروغ سبز تا در گلوی زخمیِ باران ترانه ای در خشکسال باغِ شهامت جوانه ای مثل کویر تفته و سوزانِ التهاب حتّی به آب نیز نگفتی غمِ سَراب وقتی که ماه از لبِ تو آب خورده است دریا به اوجِ همّتِ تو رَشک بُرده است از بوسه گاهِ خنجرِ خورشید روی خاک وَز قطره قطره قطره ی خونِ گلویِ خاک از التهابِ عشق و جنونِ زبانِ شعر از داغ و دار دِعبِل و تا آسمانِ شعر از شانه های زخمیِ شهرِ غریبِ ما همراهِ بادِ خسته چنین آید این ندا: من در حِصارِ خویشتنِ خویش مانده ام تصویری از نگاه به لب ها نشانده ام 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍀 @shernosh
15.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹 آفتاب شرق 🔸 کنسرت فستیوال شفیلد انگلستان ▫️ به همراهی گروه موسیقی 🎶 آهنگساز 🎙 آواز ▫️ تنبور ▫️ سنتور ▫️ عود ▫️ دف اين آفتاب شرق اين شرق روشنايى و شيدايى اين از طلوع جان انفاس عاشقانه ى هستى الحانى از مشارق زيبايى نيزار نغمه هاى دلى سرمست از بركت وجود كسى در قلب درخلوت ثنا و ستايش اين آفتاب شرقى ارزانى وى است ▫️ خوش زخمه هاى اين حال ▫️ در خالصانه نعت غزلناك زيستن ▫️ تقديم شما عزیزان دل 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍀 @shernosh
تو را آن گونه می خواهم که مؤمن حق تعالی را و این بی اعتنایی از شما عَزّوجل حیف است میان کُل قالب ها غزل شیرین تر است امّا چنان ماهی که توصیف تو حتّی در غزل حیف است ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍀 @shernosh
گرمای تنت، پخته کند خامیِ من را بی‌تجربه‌ام! میوه‌ی کالم! بغلم کن! ✍️ ▫️ (طرح پروفایل) 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍀 @shernosh
Mortaza AbdollahiMortaza Abdollahi _ Namaze Majnoun.mp3
زمان: حجم: 8.1M
🔹 نام اثر ✍️ شعر منتسب به 🎤 صداخوانی و میکس 🕊 ارائه شده در کانال یک شبی مجنون نمازش را شکست بی وضو در کوچه لیلا نشست عشق آن شب مست مستش کرده بود فارغ از جام الستش کرده بود سجده ای زد بر لب درگاه او پر ز لیلا شد دل پر آه او گفت یا رب از چه خوارم کرده ای بر صلیب عشق دارم کرده ای جام لیلا را به دستم داده ای وندر این بازی شکستم داده ای نشتر عشقش به جانم می زنی دردم از لیلاست آنم می زنی خسته ام زین عشق، دل خونم مکن من که مجنونم تو مجنونم مکن مرد این بازیچه دیگر نیستم این تو و لیلای تو … من نیستم گفت: ای دیوانه لیلایت منم در رگ پنهان و پیدایت منم سال ها با جور لیلا ساختی من کنارت بودم و نشناختی عشق لیلا در دلت انداختم صد قمار عشق یک جا باختم کردمت آواره ی صحرا نشد گفتم عاقل می شوی اما نشد سوختم در حسرت یک یا ربت غیر لیلا بر نیامد از لبت روز و شب او را صدا کردی ولی دیدم امشب با منی گفتم بلی مطمئن بودم به من سر میزنی در حریم خانه ام در میزنی حال این لیلا که خارت کرده بود درس عشقش بیقرارت کرده بود مرد راهم باش تا شاهَت کنم صد چو لیلا کشته در راهت کنم. 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍀 @shernosh
📚 کتاب_آینه_های_در_دار ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍀 @shernosh