eitaa logo
مجله ادبــــسـتان
174 دنبال‌کننده
392 عکس
168 ویدیو
4 فایل
محفلی برای خوب شدن حال دلمون، خیلی دوست دارم در این مسیر با من همدل و همراه باشید
مشاهده در ایتا
دانلود
به شوقت‌ مبتلا هستم ولی اندازه کم دارم برای گفتن شعرم کلام‌ تازه کم دارم خودت‌ گفتی نمیخواهی که دریا را بلد باشی برای صید تو گرمم ولی سر نیزه کم دارم اگر‌ آن روی دریا را به گام ساحلش بینی ز مرجان و‌صدف هایت ، سازه کم دارم من آن فرهاد مجنون و بسی زندانیت بودم هنوزم سائلت هستم ولی آوازه کم دارم ز آن انگشتر زرین تو را بر خود نشان کردم برای وصل تو حاضر ولی فیروزه کم دارم رسید آن کاروان عشق ازبند اسارت ها ولی در پیکر شهرم دگر دروازه کم دارم
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
گفتم که با فراق مدارا کنم، نشد یک روز را بدون تو فردا کنم، نشد در شعر شاعران همه گشتم که مصرعی در شأن چشم‌های تو پیدا کنم، نشد گفتند عاشق که شدی ؟ گریه‌ام گرفت می‌خواستم بخندم و حاشا کنم، نشد بیزارم از رقیب که تا آمدم تو را از دور چند لحظه تماشا کنم، نشد شاعر شدم که با قلم ساحرانه‌ام در قاب شعر، عشق تو را جا کنم، نشد
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
کیست تا کشتی جان را ببرد سوی نجات دست ما را برساند به دعای عرفات موسی من تو به دنبال کدامین خضری؟ گوشه ی چشم تو ابری ست پر از آب حیات خوش به حال شهدایی که نمردند هنوز که دلی دارند بشکسته تر از پیرهرات دردشان دردی ست از درد ابوالفضل علی تشنه لب با تن پر زخم لب شط فرات نیست جز از جگر خونی شان این همه گل نیست جز از نفس زخمی شان این برکات یا حسین ابن علی عشق، دعای عرفه ست عشق آن عشق که بیرون بردم ازظلمات پشت بر کعبه نکردی که چنان ابراهیم به منا با سر رفتی پی رمی جمرات به منا رفتی و قنداقه ی توحید به دست تا بری باشی از ملعبه ی لات و منات تو همه اصل و اصولی تو همه فرع و فروع تو همه حج و جهادی تو همه صوم وصلات ظاهر و باطن تو نیست بجز جلوه حق که هم آیین صفاتی و هم آیینه ی ذات مرحبا آجرک الله بزرگا مردا نیست در دست تو جز نسخه ی حاجات و برات شعر ناقابل من چیست که نذر تو شود جان ناقابل من چیست که گویم به فدات تو کدامین غزلی عطر کدامین ازلی؟ از تو گفتن نتوانند چرا این کلمات جبل الرحمه همین جاست همین جا که تویی پای این سفره که نور است و سلام و صلوات
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
لبیک که در دل عرفات است و منایم لبیک که از خویش نمودند جدایم لبیک که سر تا به قدم محو خدایم لبیک که امروز ندانم به کجایم پرواز کنان زین قفس جسم ضعیفم گه در جبل الرحمه و گه مسجد خیفم آن وادی سوزنده که دل راهسپارش پیداست دو صد باغ گل از هر سرخارش دارند همه رنگ خدائی زعبارش هر کس به زبانی شده همصحبت یارش قومی به مناجات و گروهی به دعایند از خویش سفر کرده در آغوش خدایند این جا عرفات است و یا روح من آن جاست هم شده آتشکده هم دیده دو دریاست پای جبل الرّحمه یکی زمزمه بر پاست این زمزمه فریاد دل یوسف زهراست این سوز حسین است که خود بحر نجات است می سوزد و مشغول دعای عرفات است دیشب چه شبی و چه مبارک سحری بود ما غافل و در وادی مشعر خبری بود در محفل حجاج صفای دگری بود اشک شب و حال خوش و سوز جگری بود هر سوخته دل تا به سحر تاب و تبی داشت اما نتوان گفت که مهدی چه شبی داشت ای مشعریان دوش به مشعر که رسیدید آیا اثر از گمشدهۀ شیعه ندیدید؟ آیاد دل شب نالۀ مهدی نشنیدید آیا زگلستان رخش لاله نچیدید؟ آن گمشده مه تا به سحر شمع شما بود دیشب پسر فاطمه در جمع شما بود امروز به هر خیمه بگردید و بجوئید گرد گنه از آینۀ دیده بشوئید در داخل هر خیمه بگردید و بجوئید یابن الحسن از سوز دل خسته بگوئید شاید به منی چهرۀ دلدار ببینید از یار بخواهید رخ یار ببینید امروز که حجاج به صحرای منایند از خویش جدایند و در آغوش خدایند لب بسته سراپا همه سرگرم دعایند در ذکر خدا با نفس روح فزایند کردند پر از زمزمه و ناله منی را یک قافله بگرفته ره کرب و بلا را
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
کیست از این بی نوا بیچاره تر کیست در کویت ز من آواره تر کیست در آوارگی صاحب مکان هر کجا باشم کنار لا مکان کیست این درمانده را گردد مجیب غیر تو ای بهترین یار و حبیب من بذکر نامت عادت کرده ام مستی از جام سعادت کرده ام وای اگر رویت بگردانی ز من مستیِ کویت بگردانی ز من من بدرگاه تو رو آورده ام دیده ای در جستجو آورده ام هرکه از درگاه خود می رانَدَم نازنین ارباب من می خوانَدَم من غبار کاروان را دیده ام سوز زنگ قافله بشنیده ام من هم آخر کربلایی می شوم با دعایی نینوایی می شوم با حسین و زینب و عباس او می شوم همراه باغ یاس او بر دعای اصغرش دل بسته ام بر سه ساله دخترش دل بسته ام با علی اکبر من و هم عهدی ام تا ابد پای رکاب مهدی ام خرّم آنروزی که عبدت می شوم با سر و جان خرج عهدت می شوم
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا