کیست از این بی نوا بیچاره تر
کیست در کویت ز من آواره تر
کیست در آوارگی صاحب مکان
هر کجا باشم کنار لا مکان
کیست این درمانده را گردد مجیب
غیر تو ای بهترین یار و حبیب
من بذکر نامت عادت کرده ام
مستی از جام سعادت کرده ام
وای اگر رویت بگردانی ز من
مستیِ کویت بگردانی ز من
من بدرگاه تو رو آورده ام
دیده ای در جستجو آورده ام
هرکه از درگاه خود می رانَدَم
نازنین ارباب من می خوانَدَم
من غبار کاروان را دیده ام
سوز زنگ قافله بشنیده ام
من هم آخر کربلایی می شوم
با دعایی نینوایی می شوم
با حسین و زینب و عباس او
می شوم همراه باغ یاس او
بر دعای اصغرش دل بسته ام
بر سه ساله دخترش دل بسته ام
با علی اکبر من و هم عهدی ام
تا ابد پای رکاب مهدی ام
خرّم آنروزی که عبدت می شوم
با سر و جان خرج عهدت می شوم
#محمود_ژولیده
#عرفه
#امام_حسین
سر به زیر تیغ، دل در حسرت دیدارها
مرگ شیرین است بی دلشوره ی دلدارها
درد دوری بیشتر از درد زخمم می کشد
با طبیبان غم نباشد در دل بیمارها
بیعت دستم شکست و کوفه ماند و غربتم
از وفاشان پشت پا خوردم یکی نه بارها
نامه هاشان بوی خون و بوی آتش می دهد
پای امضاهاش بسیارند نیزه دارها
چوب دارد می خورد بر قیمت عمامه ات
صحبت مال و منال توست در بازارها
مردهاش از چندتا انگشت دستم کمترند
چندتایی هانی اند و میثم تمارها
سنگ زنها بی هوا و ماهرانه می زنند
آنقدر پیشانی ام را داده اند آزارها
اشکهام این آخری گرم دعا بر زینبن
تا سر سالم برد از پای این دیوارها
#علی_ناظمی
گر چه ای یار، اسیر کف اغیار توام
نی گرفتار عدو بلکه گرفتار توام
نام تو وِردِ زبانم به سر دار شده ست
تو علی هستی و من میثم تمّار توام
می زند خصم مرا طعنه ولی غافل از آن
بر سرم نیست هوایی که هوادار توام
دستم از پشت اگر بسته، دگر قطع نشد
فکر انگشت تو و دست علمدار توام
گر شکافی لب من خورده دگر چوب نخورد
در غم چوب یزید و لب خونبار توام
دشمنم آب دهد لیک ننوشم هرگز
گرچه لب تشنه ولی تشنۀ دیدار توام
#علی_انسانی