eitaa logo
مجله ادبــــسـتان
174 دنبال‌کننده
392 عکس
168 ویدیو
4 فایل
محفلی برای خوب شدن حال دلمون، خیلی دوست دارم در این مسیر با من همدل و همراه باشید
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
. نیمشب همدم من دیده گریان من است ناله مرغ شب از حال پریشان من است خنده ها برلب من بود و کس آگاه نشد زین همه درد خموشانه که بر جان منست قافل از حق شدم و قافله عمر گذشت ناله ام زمزمه روح پریشان منست در بر عشق بسی دم زدم از رتبت عقل گفت خاموش که او طفل دبستان من است
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
شب که نسیم می وزد ، موی تــــــــــو تاب می خورد دست ردم دوباره بر سینه ی خواب می خورد پیش دو چشم روشنت ماه به ســــــجده می رود آب سیاه می شود ، آئینه تاب می خورد  داشتنت نه آنچنان ســـــــاده که فکر می کنم روی شناسنامه ام مُهر عذاب میخورد  پرسه و اشک و آه و غم ، طعنه و زخم دم به دم دیدن تـــــــو برای من اینهمه آب می خورد  در عجبم از اینکه تو تیر به هر که می زنی بر دلِ زخمیِ مـــنِ خانه خراب می خورد  باز نسیم می وزد موی تو تاب می خورد دست ردم دوباره بر سیـــــنه ی خواب می خورد
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هنوز دوری و تنها در انتظار توام تویی قرار همیشه، که بی‌قرار توام به رغمِ فاصله‌ها همچنان، عزیز منی به رغم این‌همه دوری، هنوز یار توام اگرچه هر دو به جبرِ زمانه مجبوریم در اختیار منی، من در اختیار توام که من به عالم ذَرّ در برابرت بودم که از زمان عدم تا ابد دُچار توام همیشه رو به تو بودم، همیشه می دیدم، که من تواَم، تو منی، من توام، دوباره توام بیا که سر برسد روزهای دلتنگی بیا! بمان؛ و بگو تا ابد کنارِ توام! گذشت غرق خیالت تمام ثانیه‌ها غروب یخ‌زده‌ای را در انتظار توام
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
این سینه نیست، مرکز اجماع دردهاست دیگر قَدَم، خمیده تر از پیرمردهاست قلبی شکسته ، قامت خسته ، تمامِ من؛ این شهر بازمانده‌ی بعد از نبردهاست جان می‌کند دلم، همه سرگرم می شوند چون رقصِ تاس در وسط تخته‌نردهاست طوفان بکن! مرا بشکن! دل نمی‌کنم دریا تمام هستیِ دریانوردهاست جای گلایه نیست اگر درد می کشم صد قرن آزِگار، همین رسم مردهاست…
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
مجله ادبــــسـتان
به سینه می‌زندم سر دلی که کرده هوایت! دلی که کرده هوای کرشمه‌های صدایت! نه یوسفم نه سیاوش به نَفس‌ک
ما را دلی‌ است چون تن لرزان بیدها ای سروقد! بیا و بیاور نویدها باز آ و با نسیم نگاه بهاری ات جانی دوباره بخش به ما ناامیدها ما جمعه را به شوق تو تعطیل کرده ایم ای روز بازگشت تو آغاز عیدها بازآ که خلق را نکشاند به سوی خویش بازار پرفریب مراد و مریدها برگرد تا زمین و زمان را رها کنند چپ‌ها و راست‌ها و سیاه و سفیدها بسیار دسته‌گل که برای تو چیده‌ایم این خاک غرقه است به خون شهیدها خون حسین می‌چکد از نیزه‌ها هنوز برگرد و انتقام بگیر از یزیدها...