eitaa logo
مجله ادبــــسـتان
177 دنبال‌کننده
405 عکس
169 ویدیو
4 فایل
محفلی برای خوب شدن حال دلمون، خیلی دوست دارم در این مسیر با من همدل و همراه باشید
مشاهده در ایتا
دانلود
Kamkarha [GolsarMusic.IR]Kamkarha - Kabuki (320).mp3
زمان: حجم: 12.6M
کابوکی می فروشی در لباس پارسا برگشته است اه ازین نفرین که  با دست دعا برگشته است پینه های دست و پا سر زد به پیشانی عجب کفر با پیراهن زهد و ریا برگشته است داد ازین طرز مسلمانی که هرکس در نظر قبله را میجوید اما از خدا برگشته است خیمه خورشید را دین دار ها  آتش زدند آه معنای حقیقت تا کجا برگشته است از بد و نیک جهان جای شکایت هست و نیست خوب یا بد هرچه هست از ما به ما برگشته است همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
منم آن در به در کوچه‌ی عشقی که هنوز وسط خاطره‌ی کوچه‌ی دل محبوسم عاشق دلکده‌ی کوی تو هستم و هنوز پشت اندیشه‌ی چشمان دلت محسوسم شوق دیدار تو دارد دل بی خانه‌ی من از سر ذوق به هر گل که رسم ‌می بوسم از همان لحظه که دیوار دلم ریخت فرو منم و بانگ مسیحایی این نا قوسم من و تو ، خلوت کوچه و غروب پاییز و همان حسرت یک ‌بوسه که من مایوسم گل گلخانه‌ی من ، لب بگشا حرف بزن رحم کن ، دارم از این بی خبری می‌پوسم همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
که ای ساقی به قدر تشنگی پیمانه می سازد همین عقلی که با سنگ حقیقت خانه می سازد زمانی از حقیقت های ما افسانه می سازد سر مغرور من! با میل دل باید کنار آمد که عاقل آن کسی باشد که با دیوانه می سازد مرنج از بیش و کم ، چشم از شراب این و آن بردار که این ساقی به قدر "تشنگی" پیمانه می سازد مپرس از من چرا در پیله ی مهر تو محبوسم که عشق از پیله های مرده هم پروانه می سازد به من گفت ای بیابان گرد غربت کیستی؟ گفتم: پرستویی که هر جا می نشیند لانه می سازد مگو شرط دوام دوستی دوری است ، باور کن همین یک اشتباه از آشنا بیگانه می سازد ⚜همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
پرده‌پرده آن قدر از هم دریدم خویش را تا که تصویری ورای خویش دیدم خویش را خویشِ خویشِ من مرا و هرچه من‌ها بود سوخت کُشتم آن خویش و ز خاکش پروریدم خویش را خویشِ خویشِ من هم اینک از درِ صلح آمده است بس که گوش از غیر بستم تا شنیدم خویش را معنی این خویش را از خویشِ خویشِ خود بپرس خویش‌بینی را گَزیدم تا گُزیدم خویش را مِی‌ شدم، ساقی شدم، ساغر شدم، مستی شدم تا ز تاکستان هستی خوشه چیدم خویش را سردی کاشانه را با آه، گرمی داده‌ام راه بر خورشید بستم تا دمیدم خویش را اشک و من با یک ترازو قدر هم بشناختیم ارزش من بین که با گوهر کشیدم خویش را بزم‌سازانِ جهان مِی از سبوی پُر خورند من تهی‌پیمانه بودم سرکشیدم خویش را برده‌داران زمان‌ها چوب حراجم زدند دست اول تا برآمد خود خریدم خویش را شمعم و با سوختن تا آخرین دم زنده‌ام قطره‌قطره سوختم تا آفریدم خویش را همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
والله که من عاشق چشمان تو هستم والله که تو با خبر از این دل زاری مهمان خیالم شده ای هر شب و هر شب و الله شبیه منه دیوانه نداری حقا که مرادی و مریدت شده ام من حقا که تو خورشید زمینی و زمانی حاشا که به غیر از تو کسی در دلم افتد هم سرور و هم بی سر و هم بی عیانی هیهات اگر یار بخواهی و نباشم ای وای به من گر تو مرا یار ندانی باید به تو زنجیر کنم بند دلم را جانی و جهانی و چنینی و چنانی ای نور تر از نور تر از نور تر از نور ای ماه تر از ماه تر از ماه تر از ماه تا امر کنی خاک در درگهت هستم ای شاه تر از شاه شاه تر از شاه تر از شاه ای نور تر از نور تر از نور تر از نور ای ماه تر از ماه تر از ماه تر از ماه تا امر کنی خاک در درگهت هستم ای شاه تر از شاه شاه تر از شاه تر از شاه ✅هیهات اگر یار بخواهی و نباشم ای وای به من گر تو مرا یار ندانی باید به تو زنجیر کنم بند دلم را جانی و جهانی و چنینی و چنانی هیهات اگر یار بخواهی و نباشم ای وای به من گر تو مرا یار ندانی باید به تو زنجیر کنم بند دلم را جانی و جهانی و چنینی و چنانی همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
زیر مجموعه ی خودم هستم مثل مجموعه ای که سخت تهی ست در سرم فکر کاشتن دارم گرچه باغ من از درخت تهی ست عشق آهوی تیزپا شد و من ببر بی حرکت پتوهایم خشمگین نیستم که تا امروز نرسیدم به آرزوهایم نرسیدن رسیدن محض است آبزی آب را نمی بیند هرکه در ماه زندگی بکند رنگ مهتاب را نمی بیند دوری و دوستی حکایت ماست غیر از این هرچه هست در هوس است پای احساس در میان باشد انتخاب پرنده ها قفس است وسعت کوچک رهایی را از نگاه اسیر باید دید کوه در رشته کوه بسیار است کوه را در کویر باید دید گرچه باغ من از درخت تهی ست در سرم فکر کاشتن دارم شعر را، عشق را، مکاشفه را همه را از نداشتن دارم... همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
دلبر و یار من تویی رونق کار من تویی باغ و بهار من تویی بهر تو بود بود من خواب شبم ربوده‌ای مونس من تو بوده‌ای درد توام نموده‌ای غیر تو نیست سود من جان من و جهان من زهره آسمان من آتش تو نشان من در دل همچو عود من جسم نبود و جان بدم با تو بر آسمان بدم هیچ نبود در بین گفت من و شنود من همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان