eitaa logo
مجله ادبــــسـتان
177 دنبال‌کننده
405 عکس
169 ویدیو
4 فایل
محفلی برای خوب شدن حال دلمون، خیلی دوست دارم در این مسیر با من همدل و همراه باشید
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
پرده‌پرده آن قدر از هم دریدم خویش را تا که تصویری ورای خویش دیدم خویش را خویشِ خویشِ من مرا و هرچه من‌ها بود سوخت کُشتم آن خویش و ز خاکش پروریدم خویش را خویشِ خویشِ من هم اینک از درِ صلح آمده است بس که گوش از غیر بستم تا شنیدم خویش را معنی این خویش را از خویشِ خویشِ خود بپرس خویش‌بینی را گَزیدم تا گُزیدم خویش را مِی‌ شدم، ساقی شدم، ساغر شدم، مستی شدم تا ز تاکستان هستی خوشه چیدم خویش را سردی کاشانه را با آه، گرمی داده‌ام راه بر خورشید بستم تا دمیدم خویش را اشک و من با یک ترازو قدر هم بشناختیم ارزش من بین که با گوهر کشیدم خویش را بزم‌سازانِ جهان مِی از سبوی پُر خورند من تهی‌پیمانه بودم سرکشیدم خویش را برده‌داران زمان‌ها چوب حراجم زدند دست اول تا برآمد خود خریدم خویش را شمعم و با سوختن تا آخرین دم زنده‌ام قطره‌قطره سوختم تا آفریدم خویش را همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
والله که من عاشق چشمان تو هستم والله که تو با خبر از این دل زاری مهمان خیالم شده ای هر شب و هر شب و الله شبیه منه دیوانه نداری حقا که مرادی و مریدت شده ام من حقا که تو خورشید زمینی و زمانی حاشا که به غیر از تو کسی در دلم افتد هم سرور و هم بی سر و هم بی عیانی هیهات اگر یار بخواهی و نباشم ای وای به من گر تو مرا یار ندانی باید به تو زنجیر کنم بند دلم را جانی و جهانی و چنینی و چنانی ای نور تر از نور تر از نور تر از نور ای ماه تر از ماه تر از ماه تر از ماه تا امر کنی خاک در درگهت هستم ای شاه تر از شاه شاه تر از شاه تر از شاه ای نور تر از نور تر از نور تر از نور ای ماه تر از ماه تر از ماه تر از ماه تا امر کنی خاک در درگهت هستم ای شاه تر از شاه شاه تر از شاه تر از شاه ✅هیهات اگر یار بخواهی و نباشم ای وای به من گر تو مرا یار ندانی باید به تو زنجیر کنم بند دلم را جانی و جهانی و چنینی و چنانی هیهات اگر یار بخواهی و نباشم ای وای به من گر تو مرا یار ندانی باید به تو زنجیر کنم بند دلم را جانی و جهانی و چنینی و چنانی همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
زیر مجموعه ی خودم هستم مثل مجموعه ای که سخت تهی ست در سرم فکر کاشتن دارم گرچه باغ من از درخت تهی ست عشق آهوی تیزپا شد و من ببر بی حرکت پتوهایم خشمگین نیستم که تا امروز نرسیدم به آرزوهایم نرسیدن رسیدن محض است آبزی آب را نمی بیند هرکه در ماه زندگی بکند رنگ مهتاب را نمی بیند دوری و دوستی حکایت ماست غیر از این هرچه هست در هوس است پای احساس در میان باشد انتخاب پرنده ها قفس است وسعت کوچک رهایی را از نگاه اسیر باید دید کوه در رشته کوه بسیار است کوه را در کویر باید دید گرچه باغ من از درخت تهی ست در سرم فکر کاشتن دارم شعر را، عشق را، مکاشفه را همه را از نداشتن دارم... همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
دلبر و یار من تویی رونق کار من تویی باغ و بهار من تویی بهر تو بود بود من خواب شبم ربوده‌ای مونس من تو بوده‌ای درد توام نموده‌ای غیر تو نیست سود من جان من و جهان من زهره آسمان من آتش تو نشان من در دل همچو عود من جسم نبود و جان بدم با تو بر آسمان بدم هیچ نبود در بین گفت من و شنود من همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
@ey_elahe_naz4_5764954646586068016.mp3
زمان: حجم: 10.8M
محرم به اسرار آلبوم: آهنگساز: کی می شود حاضر شوی محرم به اسرارت شوم یا تو اسیره من شوی یا من گرفتارت شوم کی می شود در شک تو یکدم یقین باشد مرا تا در صفه کفاره تو جمعی اغیارت شوم از چشمت افتادم مگر چند این عذابم می دهی یکتا نباشم در برت در بینه اقمارت شوم فرصت نمی خواهم دگر تا شرحه عشق گویمت دیگر نمی خواهم تو را تا عاشق زارت شوم چون یک قدم پا می نهم افسوس گر پا می‌کشی زینهار فرصت می دهی این بار زینهارت شوم از چشمت افتادم مگر چند این عذابم می دهی یکتا نباشم در برت در بین اقمارت شوم من خواب دیدم شاهدم بردار و مشهودی مرا بگذار در خواب خودم یک بار بر دارت شوم ⚜همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اگر منعم کند دين از شراب خون گيرايت دو فنجان قهوه می‌نوشم، به ياد مردمک‌هايت! دو فال قهوه می‌گيرم، سپس شايد بدانم کی ميَسّر می‌شود همراه هم فال و تماشايت! سپس سر می‌گذارم روی اين فرش عزيزی که پر است از رد نامعلوم عطر ساقه‌ی پايت! عقب‌تر می‌برم جبر زمان را تا شب يلدا اگر ترديد خواهی کرد در تصميم فردايت تو تنها هسته‌ی شيرين گردوهای من بودی که يک هم‌بازی گردو زنی له کرد با پایت به تنگ افتادی و ديدی به جای جفت دل تنگت دو چشم تنگ ديگر می‌کند هر شب تماشايت دوباره يک فضاپيما به ماه آمد چه تقديری ! تو را من کرده‌ام گُم، ديگری کرده است پيدايت! همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان ‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌‎