eitaa logo
مجله ادبــــسـتان
174 دنبال‌کننده
384 عکس
167 ویدیو
4 فایل
محفلی برای خوب شدن حال دلمون، خیلی دوست دارم در این مسیر با من همدل و همراه باشید
مشاهده در ایتا
دانلود
چه ازدحامِ غریبی‌ست، تن به تن، تنها! دلم درون تن و تن به پیرهن، تنها به غارت آمده امروز یادهای قدیم منم، مقابل یک‌دسته راهزن، تنها  اتاقِ درهم من صحنه‌ی نبرد شده‌ست تمام خاطره‌ها باهمند و من تنها صدای بدرقه‌ها، رفته رفته شد خاموش و ماند آخر سر، ریل با تِرن تنها دلش به فتح کدامین نبرد خوش باشد کنون که چاه شغاد است و تهمتن تنها؟ چه غربتی‌ست به قانونِ مرد بودنِ ما! که خنده باهم، اما، گریستن تنها   همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
درگیر تو بودم که نمازم به قضا رفت در من غزلی درد کشید و سرِ زا رفت سجاده گشودم که بخوانم غزلم را سمتی که تویی عقربه قبله نما رفت در بین غزل نام تو را داد زدم ، داد آنگونه که تا آن سر این کوچه صدا رفت بیرون زدم از خانه یکی پشت سرم گفت این وقت شب این شاعر دیوانه کجا رفت !؟ من بودم و زاهد به دوراهی که رسیدیم من سمت شما آمدم او سمت خدا رفت با شانه شبی راهی زلفت شدم اما ... من گم شدم و شانه پی کشف طلا رفت در محفل شعر آمدم و رفتم و ... گفتند ناخوانده چرا آمد و ناخوانده چرا رفت !؟ می خواست بکوشد به فراموشی ات این شعر سوزاندمش آنگونه که دودش به هوا رفت!! همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
گرفتم، گریه‌کردم، این برایت خانه خواهد شد؟! برایت اشکِ من آن کودکِ دردانه خواهد شد ؟! سبو افتاده آن سو ، هم سبو افتاده آن سوتر ، دگر این جام با چندین تَرَک پیمانه خواهد شد؟! به هرسو می‌پرد در این شبِ تاریک ، دیوار است مگو بی شمعِ روشن "این دو پَر" پروانه خواهد شد به هرصورت غمت را می‌خورم تا همنوا باشم که آدم با غمِ بی‌همنوا دیوانه خواهد شد  فراموشی، دوای دردِ انسان است و می‌آید یقین دارم که مویت صبحِ فردا شانه خواهد شد هنوزت دانه ی امید در دل هست پس برخیز بسا باغا که بیرون از دلِ این دانه خواهد شد! همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
Homayoun Shajarian4_5823468615306842495.mp3
زمان: حجم: 5.4M
امشب اگر یاری کنی، ای دیده توفان می‌کنم آتش به دل می‌افکنم، دریا به دامان می‌کنم می‌جویمت، می‌جویمت، با آن که پیدا نیستی می‌خواهمت، می‌خواهمت، هر چند پنهان می‌کنم زندان صبرآموز را، در می‌گشایم ناگهان؛ پرهیز طاقت سوز را، یکسر به زندان می‌کنم یا عقل تقوا پیشه را، از عشق می‌دوزم کفن یا شاهد اندیشه را، از عقل عریان می‌کنم بازآ که فرمان می‌برم، عشق تو با جان می‌خرم آن را که می‌خواهی ز من آن می‌کنم، آن می‌کنم ⚜همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
خواستی خواهش و اصرارکنی ،گفتم نه هرچه گفتی همه انکار کنی ، گفتم نه باز هم فرصت جبران بدهم برگردی یاکه پیش همه اقرار کنی ، گفتم نه باخبربودی و ازعمد به من بد کردی خواستی توبه به اجبار کنی ، گفتم نه زخم کردی دل گنجشکی من را عمری خواستی یک شبه تیمار کنی ، گفتم نه ازدر خانه جوابت نکنم ، بگذارم لااقل تکیه به دیوار کنی ، گفتم نه گفتی ازبس به لبت کرده غریبی نامم می شود یکدفعه تکرار کنی ، گفتم نه "زندگی کردن من مردن تدریجی بود" خواستی زنده تو بردار کنی ، گفتم نه عاشقی حس قشنگی است ولی درمن مُرد عشق را خواستی احضار کنی ، گفتم نه همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
آمد..! به چشمهام جهان خوش‌قیافه شد یک خاطره به خاطره هامان اضافه شد وقتی که دست بر سر تنهایی ام کشید موهای زیر روسری ام بافه بافه شد... سلطان قلب من که به تختش جلوس کرد کنج اتاق گوشه ی دارالخلافه شد خندید و غم که در دل من خانه کرده بود از دست خنده های من و او کلافه شد باور نداشت هیچکس اینقدر عاشقیم باور نکردنی شد و باور خرافه شد عشق آمد و زبان به تسلای ما گشود باقی حرف ها همه حرف اضافه شد همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان