eitaa logo
مجله ادبــــسـتان
173 دنبال‌کننده
383 عکس
167 ویدیو
4 فایل
محفلی برای خوب شدن حال دلمون، خیلی دوست دارم در این مسیر با من همدل و همراه باشید
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
✨🍃🍂🌺🍃🍂🌺🍃🍂🌺 🍃🍂🌺🍃🍂🌺 🍂🌺🍂 🌺 خورشید خم شد تا نگاهت را ببوسد گل غنچه شد تا قرص ماهت را ببوسد هفت آسمان افتاد در آیینه ی آب تا لحظه ای ردّ نگاهت را ببوسد افتاده حتی سایه ی خورشید بر خاک تا ذره ای از گرد راهت را ببوسد شب خیمه زد بر سایه روشن های نیزار تا تار مژگان سیاهت را ببوسد در برکه خم شد روی عکس ماه در آب نیلوفری، تا روی ماهت را ببوسد با سوز سینه بر لب تفتیده ی عشق آتش زدی تا دود آهت را ببوسد دل آستین افشاند و بر وهم دو عالم تا آستان بارگاهت را ببوسد 🌺 🍂🌺🍂 🍃🍂🌺🍃🍂🌺 ✨🍃🍂🌺🍃🍂🌺🍃🍂🌺
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
"برج خلیفه‌ای" و منِ ساده "ارگ بم" سوء تفاهم است من و تو کنار هم حال و هوای قصر شما عشق و شور و حال حال و هوای کلبه‌ی من؛ شعر محتشم ظرف دعا پر از تو شد اما چه فایده... دیگر نهال معجزه را آب می‌دهم لعنت به واژگان جدیدی که بین ماست از "عشقم" و "نفس" شده "آقای محترم" گرچه دلم شکست ولی تو نبُرده‌ای "دار الجزا"ست زندگی و نیست جای غم
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
گرچه مولانا نبودم شمسِ تبریزم شدی آمدی چشم و چراغ باغِ پائیزم شدی عشق تقدیرم نبود اما تو با اعجازِ خود... نوش داروی دل و طبع غزل خیزم شدی شاعرِ خوبی نبودم، آمدی با خوبیَت... لطف کردی مطلعِ اشعارِ ناچیزم شدی زندگی در چنته اش شادی ندارد جز تو که... خنده بر لب هایِ از اندوه لبریزم شدی! آخ میچسبد کنارت عاشقی یک جور خاص... در هجومِ گریه ها لبخند یک ریزم شدی! با تو ویرانی عزیزم اتفاق محشریست... من خراسان میشدم هرجا که چنگیزم شدی ناگهانی آمدی تا عشق را معنا کنی... گرچه مولانا نبودم شمسِ تبریزم شدی!
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
مجله ادبــــسـتان
گرچه مولانا نبودم شمسِ تبریزم شدی آمدی چشم و چراغ باغِ پائیزم شدی عشق تقدیرم نبود اما تو با اعجازِ
من شاخه‌ای پاییزی‌ام هرگز فراموشم مکن گر چه زمین میریزی‌ام هرگز فراموشم مکن بعد از قسم بر حرمت و پاکی خیلی چیزها سوگند بر ناچیزی‌ام هرگز فراموشم مکن یک جو محبت می دهی، صد خوشه گندم می دهم من فصل حاصلخیزی‌ام هرگز فراموشم مکن پشت نقاب خنده‌ای بیهوده پنهانم مکن من لحنِ غم‌ْانگیزی‌ام هرگز فراموشم مکن من هر چه مولانا شدم او شمس تبریزم نشد! ای شمسِ ناتبریزی‌ام هرگز فراموشم مکن
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هر روز می‌روم بہ مسیرے ڪہ دیدمت جایے ڪہ عاشقانہ بہ جانم خریدمت جایے ڪہ دیدم اے گل زیبا شڪفته‌ای اما براے آنڪہ بمانے نچیدمت یادم نرفتہ است ڪہ چشمان خسته‌ام افتادہ در نگاہ تو بود و ندیدمت یعنے ندیدم آمدہ باشے براے من اما بہ چشم آمده‌ ها می‌ڪشیدمت گر من خدات می‌شدم اے نازنین من اینگونہ با وقار نمے آفریدمت! حتے بہ جاے اینڪہ بچینم تو را ز خاڪ یڪ عمر عاشقانہ فقط پروریدمت دیوانہ ام ڪہ با همہ بے وفائی‌ات سے سال مے نوشتمت و مے شنیدمت آرے براے اینڪہ بدانے چہ مے ڪشم هر روز مے روم بہ مسیرے ڪہ دیدمت... ‌‌‎‌‌‎‌