eitaa logo
مجله ادبــــسـتان
172 دنبال‌کننده
380 عکس
166 ویدیو
4 فایل
محفلی برای خوب شدن حال دلمون، خیلی دوست دارم در این مسیر با من همدل و همراه باشید
مشاهده در ایتا
دانلود
بغلم کن که کمی خوب شود حال بدم بی تو با درد وغم آغاز شده سال بدم قسمتم نیستی و نیست کنارت باشم این هم از بخت پریشان من وفال بدم هرکسی دید به دیوانه ی تو سنگ بزد وسط ِ شهر مسلمان چو تمثال بدم چشم وابروی من ازهیچ کسی دل که نبرد ازبدحادثه برگوشه ی لب خال بدم دل به هرکس که سپردیم پس آوردنخواست بیخ ریش خودمم پس زده ای مال بدم با توام ای غم دلتنگی چشمان ترش! بغلم کن که کمی خوب شود حال بدم https://eitaa.com/sheroadaab ‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌‎‌‌‎‌ ━🌺🍃🌸🍃🌺━
Garsha Rezaei4_6041883013866852408.mp3
زمان: حجم: 8M
گفتی: چه خبر؟ -از تو چه پنهان- خبری نیست در زندگی‌ام غیر زمستان خبری نیست در زندگی‌ام بعدِ تو و خاطره‌هایت غیر از غم و اندوه فراوان خبری نیست ای کاش کسی بود که می‌گفت به یوسف در مصر، به جز حسرتِ کنعان، خبری نیست. https://eitaa.com/sheroadaab ‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌‎‌‌‎‌ ━🌺🍃🌸🍃🌺━
هم پلک می‌زنی و هم این که مرا به هم هی می‌زنی مرا به هم و پلک را به هم تبدیل می‌کنی غزلم را به مثنوی بیدار می‌شود قلم از خواب مثنوی یک شب به جای سرمه مرا هم نمی‌کشی در انتظار، چشم به راهم نمی‌کشی بر چشم‌ها چو سرمه مرا می‌کشانی و بعداً حواس پرت مرا می‌پرانی و هی پلک می‌زنی و زمین را به آسمان منظومه ایست دایره‌ی چشم هایتان زهره، زمین، زحل همه تو مشتری منم مریخ‌های چشم تو را مشتری منم می خواهمت شبیه درختی جوانه را گلبرگ‌های خاکی قالی که خانه را چون بوسه‌های مادر و فرزندهای پیر چون گریه‌های آخر لبخندهای پیر ای چشم‌های یک تن ِ صد مرد را حریف ای چشم‌های سبز تماشایی و لطیف دور و بر ِ تمام تنم چشم می‌کنی از بدو روز خلقت زن پلک می‌زنی این وسوسه تمام نخواهد شدن گرفت باید به جرم دیدن تو پیرهن گرفت باید بهانه‌های خدا را دوباره خورد باید سقوط کرد ولی عاشقانه مرد امشب که پلک‌های شما تا خدا رسید این مثنوی بهانه‌ی خوبی است تا رسید ما بین رقص ِ” پلک زدن”‌های چشمتان دیدن وَ نیز دیده شدن پای چشمتان آلوده‌ام به جرعه‌ی یک لحظه خیره ات در امتداد دیدن من، چشم تیره ات معجون نور و روشنی ِ آفتاب و ماه تک لحظه‌ی طلوع و غروب، آبی و سیاه باران ابر وحشی اردیبهشت من محتاج توست ذائقه‌ی کار و کشت من گونه به گونه ات که به ترفند می‌زنم از چشم هات یکسره پیوند می‌زنم تا دام‌های سبز تو را کشت می‌کنم بادام‌های سبز تو را کشت می‌کنم ساعت دو پلک ونیم گذشته است از اذان من از دو پلک مانده به مسجد کنارتان دارم نماز نافله‌ی پلـــــک می‌شوم مبهوت ناز قافله‌ی پلـــک می‌شوم ترکیب گاهواره‌ی چشمت نشستنی است این خواب خوش پریدنی است و شکستنی است عمرم...! نگاه آخریت را به هم نزن آن ارتعاش مادری ات را به هم نزن این هم دعا تو را به خدا مستجاب شو یک آن مرا ببین و بخند و جواب شو ... https://eitaa.com/sheroadaab ━🌺🍃🌸🍃🌺━
هرشب اینجا بغلم، جای کسی هست که نیست! و به روی دل من، پای کسی هست که نیست! گفته بودی که فقط میل به رفتن داری در سرم "شاید" و "اما"ی کسی هست که نیست! به امیدت دو بغل سیب و گندم خوردم من ِ دوزخ زده حوای کسی هست که نیست! قند خوش باوری ام، رفته به زیر دندان در دل قوری شب، چای کسی هست که نیست! دفترم خسته شد امشب... و سرم داد کشید! کنج ماتمکده بلوای کسی هست که نیست! بعد آن رفتن ِ تو... شهر به قندیل نشست! کوچه ها یخ زده! سرمای کسی هست که نیست! پشت هر پنجره برف است! فقط برف... و برف! روی این شیشه ولی... های کسی هست که نیست! کفنم را به تنم کردم و رفتم! اینجا... مشتی از خاک؛و خرمای کسی هست...که نیست! https://eitaa.com/sheroadaab ━🌺🍃🌸🍃🌺━
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هوای عشق ،فقط بودن و نبودن نیست اگرچه قصهء ما شرح دل بریدن نیست چه کرده چشم های سیاه تو با دل من که دیده های مرا جز تو میل دیدن نیست به یک نگاه ، کشاندی مرا به مسلخ عشق برای وحشی چشمت، هراس کشتن نیست همیشه عطر تنت در هوای من جاریست تنیده ای به خیالم ،و حرف رفتن نیست تو گرم ترین آرزوی منی ،خوبترین روءیا که بی تو قلب مرا ،شورش تپیدن نیست برای بودن تو استخاره کرده ام ،خوب است اگر چه حس تو با من ، شبیه ماندن نیست ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎https://eitaa.com/sheroadaab ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌هرشب اینجا بغلم، جای کسی هست که نیست! و به روی دل من، پای کسی هست که نیست! گفته بودی که فقط میل به رفتن داری در سرم "شاید" و "اما"ی کسی هست که نیست! به امیدت دو بغل سیب و گندم خوردم من ِ دوزخ زده حوای کسی هست که نیست! قند خوش باوری ام، رفته به زیر دندان در دل قوری شب، چای کسی هست که نیست! دفترم خسته شد امشب... و سرم داد کشید! کنج ماتمکده بلوای کسی هست که نیست! بعد آن رفتن ِ تو... شهر به قندیل نشست! کوچه ها یخ زده! سرمای کسی هست که نیست! پشت هر پنجره برف است! فقط برف... و برف! روی این شیشه ولی... های کسی هست که نیست! کفنم را به تنم کردم و رفتم! اینجا... مشتی از خاک؛و خرمای کسی هست...که نیست! https://eitaa.com/sheroadaab ━🌺🍃🌸🍃🌺━
. اگر روزی از تمام دردهایی که تنم را اسیر خود کرده اند، آزاد شوم با تمام اشتیاق به سوی تو خواهم دوید .. زیرا که دستان تو، آخرین راهِ نجات من است... زندگی همین است در سایه‌ای به دور از هیاهوی این آدم‌ها، دو فنجان قهوه گرم باشد، تو باشی و من و ریتم تند نفسهایت و من که "تو"را به خاطر خودت دوست دارم ... https://eitaa.com/sheroadaab ━🌺🍃🌸🍃🌺━
Sohrab Pournazeri4_5805692458633271234.mp3
زمان: حجم: 4.1M
عشق را زیباترین افسانه میخواهد دلم یک نفر عاشق ولی فرزانه میخواهد دلم گوش کن چشمانِ من را، در بَرَم گیر و ببین عشق را انگار، بی رحمانه می خواهد دلم سیبِ کالِ گونه هایت بویِ باران می دهد را از گونه بی صبرانه می خواهد دلم چشم هایم زُل زده بر دکمه ی پیراهنت در حوالیِ تنت کاشانه می خواهد دلم دستِ من روی گسل های تنت مأوا گرفت در هوایت ساغر و پیمانه می خواهد دلم. می توانی در خیابان های ذهنم رد شوی تا ببینی عشق را مردانه می خواهد دلم. ‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌‎‌‌‎ ━🌺🍃🌸🍃🌺━
مادرم گندم درون آب می ریزد پنجره بر آفتاب گرمی آور می گشاید خانه می روبد تا شب نوروز خرّمی در خانه ی ما پا گذارد زندگی برکت پذیرد با شگون خویش بشکفد در ما و سر سبزی بر آرد ای بهار ای میهمان ِ دیر آینده کم کَمَک این خانه آماده است تک درخت ِ خانه ی همسایه ی ما هم  برگ های تازه ای داده ا ست گاهگاهی هم همره پرواز ابری در گذار باد بوی عطر نارس گل های وحشی را در نفس پیچیده ام آزاد این همه می گویدم هرشب  این همه می گویدم هر روز :   بازمی آید بهار رفته از خانه باز می آید بهار روشنی افروز 👌 https://eitaa.com/sheroadaab ‌‌‎‌‌‎‌‌‌ ━🌺🍃🌸🍃🌺━  
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
تشنگان را می بری تا چشمه با طنازی ات تشنه تر می آوری با لهجه ی شیرازی ات آی بی انصاف تر از تیغ ِ قصاب محل عاشقم کردی تو با انواع صحنه سازی ات دست هایت را بیاور سوی دست عاشقم چشمهای من‌ شده دلبسته ی ممتازی ات راستی وقتیکه میخوانی صدایت محشراست می شود مدهوش جان من ز خوش آوازی ات اندکی بنشین کنارم ای که قلبم پیش توست تا شود ایمن وجود من ز سنگ اندازی ات ، خوشدل ترم کن با نگاهی دلنواز دست بردار از کم‌ و بسیاری ِ پروازی ات کاش یک بار دگر لطفت مرا شامل شود تا شوم در کوچه های کودکی هم بازی ات ‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌‎ ━🌺🍃🌸🍃🌺━
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا