با دو چشمان قشنگت عشقبازے میڪنم
با نت چشمان مستت نغمہ سازے میڪنم
گرچہ بے تاب و پریشانم ولے با یاد تو
در عبور از سیل غم ها یڪہ تازے میڪنم
من همان قارونم و چشمان تو گنجینہ ام
با حضورت ادعاے بے نیازے میڪنم
نغمہ هاے عشق تو تصنیف دلتنگے من
من ڪہ با سنتور عشقت تڪنوازے میڪنم
سجدہ گاہ روے تو محراب قلب خستہ ام
با خیال چشم تو هر دم نمازے میڪنم
خندہ بر لبهاے خود این بغضها را بر گلو
مینشانم ،با تبحر صحنہ سازے میڪنم
تحفہ اے قابل ندارم لایق چشمان تو
با گل و شعر و تغزل دلنوازے میڪنم
#نغمه_مستشار_نظامی
شاهد مرگ غم انگيز بهارم چه کنم
ابر دلتنگم اگر زار نبارم چه کنم
نيست از هيچ طرف راه برون شد ز شبم
زلف افشان تو گرديده حصارم چه کنم
از ازل ايل وتبارم همه عاشق بودند
سخت دلبسته ی اين ايل وتبارم چه کنم
من کزين فاصله غارت شده ی چشم تو ام
چون به ديدار تو افتد سرو کارم چه کنم
يک به يک با مژه هايت دل من مشغول است
ميله های قفسم را نشمارم چه کنم؟!
#سیدحسن_حسینی
دلی که پیش تو ره یافت باز پس نرود
هواگرفته عشق از پی هوس نرود
به بوی زلف تو دم میزنم درین شب تار
وگرنه چون سحرم بی تو یک نفس نرود
چنان به دام غمت خو گرفت مرغ دلم
که یاد باغ بهشتش درین قفس نرود
نثار آه سحر میکنم سرشک نیاز
که دامن توام ای گل ز دسترس نرود
دلا بسوز و به جان برفروز آتش عشق
کزین چراغ تو دودی به چشم کس نرود
فغانِ بلبل طبعم به گلشن تو خوش است
که کار دلبری گل ز خار و خس نرود
دلی که نغمه ناقوس معبد تو شنید
چو کودکان ز پی بانگ هر جرس نرود
بر آستان تو چون سایه سر نهم همه عمر
که هرکه پیش تو ره یافت باز پس نرود
#هوشنگ_ابتهاج
18.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نقیضه ای بر غزلی از حضرت حافظ
گل در بر و می در کف و معشوق به کام است
من ماندهام اینجا که حلال است؟ حرام است؟
با این که به فتوای دل اشکال ندارد
گر یار پسندید تو را کار تمام است
در مذهب ما باده حلال است، ولی حیف
در مذهب اسلام همین باده حرام است
شد قافیه تکرار ولی مسئلهای نیست
چون شاعر این بیت طرفدار نظام است
این ماه شب چاردهم در شب مهتاب
یا این که نه، همسایه ما بر لب بام است
در مجلس اگر جای خودت را نشناسی
اینجاست که مفهوم قعود تو قیام است
پرسید طبیبم، که: «پس از رفتن یارت
وضع تو اعم از بد و از خوب کدام است؟»
از این که چه آمد به سرم هیچ نگفتم
گفتم دل من سوخت، نفهمید کجام است!
دیریست که دلدار پیامی نفرستاد
چون شعر مرا دید که دارای پیام است؟
با این که به فتوای دل اشکال ندارد
گر یار پسندید تو را کار تمام است
در مذهب ما باده حلال است، ولی حیف
در مذهب اسلام همین باده حرام است
شد قافیه تکرار ولی مسئلهای نیست
چون شاعر این بیت طرفدار نظام است
این ماه شب چاردهم در شب مهتاب
یا این که نه، همسایه ما بر لب بام است
در مجلس اگر جای خودت را نشناسی
اینجاست که مفهوم قعود تو قیام است
پرسید طبیبم، که: «پس از رفتن یارت
وضع تو اعم از بد و از خوب کدام است؟»
از این که چه آمد به سرم هیچ نگفتم
گفتم دل من سوخت، نفهمید کجام است!
دیریست که دلدار پیامی نفرستاد
چون شعر مرا دید که دارای پیام است
#ناصر_فیض
MohammadReza Shajarian mohammadreza_shajarian_sine_malamalan dard ast.mp3
زمان:
حجم:
11.1M
#شجریان
#ساز_و_آواز
سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی
دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی
چشم آسایش که دارد از سپهر تیزرو
ساقیا جامی به من ده تا بیاسایم دمی
زیرکی را گفتم این احوال بین خندید و گفت:
«صعب روزی بوالعجب کاری پریشان عالمی»
سوختم در چاه صبر از بهر آن شمع چگل
شاه ترکان فارغ است از حال ما کو رستمی
در طریق عشقبازی امن و آسایش بلاست
ریش باد آن دل که با درد تو خواهد مرهمی
اهل کام و ناز را در کوی رندی راه نیست
رهروی باید جهان سوزی نه خامی بیغمی
آدمی در عالم خاکی نمیآید به دست
عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی
خیز تا خاطر بدان ترک سمرقندی دهیم
کز نسیمش بوی جوی مولیان آید همی
گریه حافظ چه سنجد پیش استغنای عشق
کاندر این دریا نماید هفت دریا شبنمی