eitaa logo
مجله ادبــــسـتان
174 دنبال‌کننده
388 عکس
168 ویدیو
4 فایل
محفلی برای خوب شدن حال دلمون، خیلی دوست دارم در این مسیر با من همدل و همراه باشید
مشاهده در ایتا
دانلود
18.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نقیضه ای بر غزلی از حضرت حافظ گل در بر و می در کف و معشوق به کام است من مانده‌ام این‌جا که حلال است؟ حرام است؟ با این که به فتوای دل اشکال ندارد گر یار پسندید تو را کار تمام است در مذهب ما باده حلال است، ولی حیف در مذهب اسلام همین باده حرام است شد قافیه تکرار ولی مسئله‌ای نیست چون شاعر این بیت طرفدار نظام است این ماه شب چاردهم در شب مهتاب یا این که نه، همسایه ما بر لب بام است در مجلس اگر جای خودت را نشناسی این‌جاست که مفهوم قعود تو قیام است پرسید طبیبم، که: «پس از رفتن یارت وضع تو اعم از بد و از خوب کدام است؟» از این که چه آمد به سرم هیچ نگفتم گفتم دل من سوخت، نفهمید کجام است! دیری‌ست که دلدار پیامی نفرستاد چون شعر مرا دید که دارای پیام است؟ با این که به فتوای دل اشکال ندارد گر یار پسندید تو را کار تمام است در مذهب ما باده حلال است، ولی حیف در مذهب اسلام همین باده حرام است شد قافیه تکرار ولی مسئله‌ای نیست چون شاعر این بیت طرفدار نظام است این ماه شب چاردهم در شب مهتاب یا این که نه، همسایه ما بر لب بام است در مجلس اگر جای خودت را نشناسی این‌جاست که مفهوم قعود تو قیام است پرسید طبیبم، که: «پس از رفتن یارت وضع تو اعم از بد و از خوب کدام است؟» از این که چه آمد به سرم هیچ نگفتم گفتم دل من سوخت، نفهمید کجام است! دیری‌ست که دلدار پیامی نفرستاد چون شعر مرا دید که دارای پیام است
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
MohammadReza Shajarian mohammadreza_shajarian_sine_malamalan dard ast.mp3
زمان: حجم: 11.1M
سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی چشم آسایش که دارد از سپهر تیزرو ساقیا جامی به من ده تا بیاسایم دمی زیرکی را گفتم این احوال بین خندید و گفت: «صعب روزی بوالعجب کاری پریشان عالمی» سوختم در چاه صبر از بهر آن شمع چگل شاه ترکان فارغ است از حال ما کو رستمی در طریق عشقبازی امن و آسایش بلاست ریش باد آن دل که با درد تو خواهد مرهمی اهل کام و ناز را در کوی رندی راه نیست رهروی باید جهان سوزی نه خامی بی‌غمی آدمی در عالم خاکی نمی‌آید به دست عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی خیز تا خاطر بدان ترک سمرقندی دهیم کز نسیمش بوی جوی مولیان آید همی گریه حافظ چه سنجد پیش استغنای عشق کاندر این دریا نماید هفت دریا شبنمی
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ز هر طرف به کمان تیر غم زمانه گرفت دل مرا که بسی بود خون، نشانه گرفت چو جد خویش علی سالها به خانه نشاند ز دیده ام همه شب اشک دانه دانه گرفت هنوز خانه زهرا نرفته بود زیاد که آتش از درو دیوار من زبانه گرفت سپاه کفر به کاشانه ام هجوم آورد مرا به زمزمه و ناله شبانه گرفت زباغ فاطمه صیاد، مرغ سوخته را دل شب آمد و در کنج آشیانه گرفت سر برهنه و پای پیاده برد مرا پی اذیت من بارها بهانه گرفت هنوز خستگی راه بود در بدنم که خصم تیغ به قتلم در آن میانه گرفت هزار شکرکه زهر جفا نجاتم داد مرا به موج غم از مردم زمانه گرفت چه خوب اجر رسالت گرفت آل رسول که گه به زهر جفا گه به تازیانه گرفت گرفت تا سمت نوکری زما«میثم» مقام سروری و جاودانه گرفت
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
آن قدر بی‌صدا و خموش از ترانه‌ای حِس می‌كنم شكسته و بی‌آشیانه‌ای آقا شنیده‌ام پِی مركب دویده‌ای پای برهنه، نیمه‌ی شب، چی كشیده‌ای؟ با پنجه زهر بر جگرت چنگ می‌زند با لكّه‌های خون به لبت رنگ می‌زند گیسو سفید، قدّ كمان، بین بستری آقا چه قدر پیر شدی… شكل مادری اشك فراق در نگهت موج می‌زند دلواپس یتیمی موسی بن جعفری چشم بقیع منتظر مقدمت شده تو آخرین امانت شهر پیمبری حالا به یاد خاطره‌ دست بسته‌ات گریان برای غربت زهرا و حیدری آتش گرفت خانه‌ات امّا كسی نشد در بین شعله كُشته‌ دیواری و دری دشمن برای قتل تو شمشیر می‌كشید قلب نبی ز غصه‌ تو تیر می‌كشید پیغمبر خدا به كجا بود…كربلا… آنجا كه خون ز فاجعه تصویر می‌كشید وقتی سر حسین به نیزه بلند شد كلّ سپاه نعره‌ تكبیر می‌كشید
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
از ازل دَرد به پیمانه مردان كردند دل عاشق شده را كلبه احزان كردند هركسی را كه به عالم سر حشمت خواهی‌ست لطف كردند و شبی خادم سلطان كردند سفره‌ به وسعت صدق تو گشودند به دهر انبیا را سر احسان تو مهمان كردند همه آفاق گرفته است به خود رنگ تو را با وجودی كه همه فضل تو كتمان كردند در تو دیدند ملائک صفت خالق را علت این است اگر، سجده به انسان كردند بر سر سفره دونان نبرم منت نان من همانم كه به من لطف فراوان كردند هشتمین آینه وجه خدایی، صد حیف شش جهت ظلم به تو حضرت جانان كردند دل شب بود كه گنجینه دین را بردند عده‌ای كفـر صفت، سرقت ایمان كردند پا برهنه عقب اسب دواندند تو را آسمان را پس ازاین حادثه گریان كردند همه روضه همین است كه آقای مرا مدتی گوشه اصطبل به زندان كردند گر نبودی، اثر از روضه ارباب نبود خلق با حنجر تو ذكر حسین جان كردند
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا