eitaa logo
مجله ادبــــسـتان
174 دنبال‌کننده
388 عکس
168 ویدیو
4 فایل
محفلی برای خوب شدن حال دلمون، خیلی دوست دارم در این مسیر با من همدل و همراه باشید
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ز هر طرف به کمان تیر غم زمانه گرفت دل مرا که بسی بود خون، نشانه گرفت چو جد خویش علی سالها به خانه نشاند ز دیده ام همه شب اشک دانه دانه گرفت هنوز خانه زهرا نرفته بود زیاد که آتش از درو دیوار من زبانه گرفت سپاه کفر به کاشانه ام هجوم آورد مرا به زمزمه و ناله شبانه گرفت زباغ فاطمه صیاد، مرغ سوخته را دل شب آمد و در کنج آشیانه گرفت سر برهنه و پای پیاده برد مرا پی اذیت من بارها بهانه گرفت هنوز خستگی راه بود در بدنم که خصم تیغ به قتلم در آن میانه گرفت هزار شکرکه زهر جفا نجاتم داد مرا به موج غم از مردم زمانه گرفت چه خوب اجر رسالت گرفت آل رسول که گه به زهر جفا گه به تازیانه گرفت گرفت تا سمت نوکری زما«میثم» مقام سروری و جاودانه گرفت
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
آن قدر بی‌صدا و خموش از ترانه‌ای حِس می‌كنم شكسته و بی‌آشیانه‌ای آقا شنیده‌ام پِی مركب دویده‌ای پای برهنه، نیمه‌ی شب، چی كشیده‌ای؟ با پنجه زهر بر جگرت چنگ می‌زند با لكّه‌های خون به لبت رنگ می‌زند گیسو سفید، قدّ كمان، بین بستری آقا چه قدر پیر شدی… شكل مادری اشك فراق در نگهت موج می‌زند دلواپس یتیمی موسی بن جعفری چشم بقیع منتظر مقدمت شده تو آخرین امانت شهر پیمبری حالا به یاد خاطره‌ دست بسته‌ات گریان برای غربت زهرا و حیدری آتش گرفت خانه‌ات امّا كسی نشد در بین شعله كُشته‌ دیواری و دری دشمن برای قتل تو شمشیر می‌كشید قلب نبی ز غصه‌ تو تیر می‌كشید پیغمبر خدا به كجا بود…كربلا… آنجا كه خون ز فاجعه تصویر می‌كشید وقتی سر حسین به نیزه بلند شد كلّ سپاه نعره‌ تكبیر می‌كشید
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
از ازل دَرد به پیمانه مردان كردند دل عاشق شده را كلبه احزان كردند هركسی را كه به عالم سر حشمت خواهی‌ست لطف كردند و شبی خادم سلطان كردند سفره‌ به وسعت صدق تو گشودند به دهر انبیا را سر احسان تو مهمان كردند همه آفاق گرفته است به خود رنگ تو را با وجودی كه همه فضل تو كتمان كردند در تو دیدند ملائک صفت خالق را علت این است اگر، سجده به انسان كردند بر سر سفره دونان نبرم منت نان من همانم كه به من لطف فراوان كردند هشتمین آینه وجه خدایی، صد حیف شش جهت ظلم به تو حضرت جانان كردند دل شب بود كه گنجینه دین را بردند عده‌ای كفـر صفت، سرقت ایمان كردند پا برهنه عقب اسب دواندند تو را آسمان را پس ازاین حادثه گریان كردند همه روضه همین است كه آقای مرا مدتی گوشه اصطبل به زندان كردند گر نبودی، اثر از روضه ارباب نبود خلق با حنجر تو ذكر حسین جان كردند
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
آسمان است و زمین دور سرش می‌گردد آفتاب است و قمر خاک درش می‌گردد این قد و قامت افتاده درخت طوباست این محاسن به خدا آبروی دین خداست این حرم خانه‌ زهراست خجالت بکشید این حسینیه دنیاست خجالت بکشید شعله پشت حرم فاطمه زاده نبرید پسر فاطمه را پای پیاده نبرید می‌بریدش، ببرید از وسط مردم نه هر چه خواهید بیارید ولی هیزم نه آی مردم بگذارید عبا بردارد پیرمرد است و خمیده ست عصا بردارد از مسیری ببریدش كه تماشا نشود چشمی از این در و همسایه به او وا نشود اصلاً این مرد مگر پای دویدن دارد؟! پیرمردی كه خمیده ست كشیدن دارد؟! بگذارید لبش یاد پیمبر بكند وسط شعله كمی مادر مادر بكند شعله تازه به چشمان غمینش نزنید آسمان است و در این كوچه زمینش نزنید شاید این كوچه همان كوچه زهرا باشد شاید آن كوچه باریک همین جا باشد شاید این كوچه همان جاست كه زهرا افتاد گر چه هم دست به دیوار شد اما افتاد این قبیله همگی بوی پیمبر دارند در حسینیه خود روضه مادر دارند
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
به رسم صبر ، باید مَرد آهش را نگه دارد اگر مرد است، بغض گاهگاهش را نگه دارد پریشان است گیسویی در این باد و پریشان‌تر مسلمانی که می‌خواهد نگاهش را نگه دارد عصای دست من عشق است، عقل سنـگدل بـگذار که این دیوانه تنها تکیه‌گاهش را نگه دارد به روی صورتم گیسوی او مهمان شد و گفتم خدا دلبستگان روسیاهش را نگه دارد دلم را چشم‌هایش تیرباران کرد ، تسلیمم بگویید آن کمان‌ابرو سپاهش را نگه دارد...!
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هرچه کشیدم از سرِ یک آن نگاه بود اوضاع قبل آمدنش رو به راه بود... زندانی‌اش شدم به نگاهی و بعد از آن در چشمِ من تمامِ جهان راه راه بود تا آمدم به خود، هَمِه ام را رُبود و رفت میراثِ من از عشق سری بی کلاه بود آری شکست خورده‌ام اما، گلایه نیست! آری شکست خورده‌ام اما صلاح بود... گاهی طریقِ اوج گرفتن صعود نیست؛ یوسف اگر عزیز شد از لطف چاه بود...