eitaa logo
مجله ادبــــسـتان
174 دنبال‌کننده
390 عکس
168 ویدیو
4 فایل
محفلی برای خوب شدن حال دلمون، خیلی دوست دارم در این مسیر با من همدل و همراه باشید
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
می زند چــوب ِ دلـــم طبل تمنای تــو را تـو کجائی کــه بجویم صنما جــای تو را گرچه پنهان شده ای از منِ پروانه صفت می کنم نیمه ی شب قصد تماشای تو را آرزویی کــه مـرا سر به هوا کــرده هنوز به دلــم ماند و ندیدم قــد و بالای تو را آخر از عشق و جنون آینه را می شکنم منعکس گـر نکند چهــره ی زیبای تـو را سال هــــا از گــــــذر باد صبا می شنوم هم چنان زمزمه و خنده ی گیرای تو را در کنــار مــنِ بی دل بــه تـــرنم بنشین تا نشینم بــه تفأل شب یلـــــدای تو را ای که از اشک قلم نامه نوشتی به عسل به جهانی ندهم شعر و غـزل های تو را" ‎‌‌‎‌‌
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
چادرت ای ماه من! آغاز صبحی دیگر است ابرُوانت زیرِ ابرِ روسری زیباتر است سخت گیری نیست چادر ، ابتدای راحتی ست دخترم! این بهترین ارثیه ی یک مادر است مادر ما حضرت زهراست ، باور کردنی ست مادری که از همه زن های این عالم سَر است کودکی را زینبی باش ...آخرش با فاطمه از همین حالا حجابِ تو ، جهادِ اکبر است چادرت دارد زمین را آب و جارو می کند میهمانت آمد از راه آسمان پشت در است
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
جگرم زِ عشق خون استُ زِ جُورِ این زمانه قلمی به دست گیرم که نویسم این ترانه نگرانِ واژه هایم، چو زِ قلبِ من برآید ! که به جبرِ عشق گوید؛ همه را خالصانه چه بگویم از خیالی که به هرنفس برآنم بُتِ من زِ شوقِ این وصل، بنوازد عاشقانه ز خُمارِ چشم مستش؛ دل و دین نمانده یا رب که لِسان به وصفش آید ، کم و بیش شاعرانه نه! توان گفتنم نیست، شراره دارد عشقش که ز شعله اش بسوزد؛ همه جان ظالمانه قَدَحَم زِ می تهی گشت، ساقیا نریز! فرصت که به شوقِ او بنوشم ، مُلِ ناب عارفانه منِ "تنها" زِ وجودش ؛ همه عالمم خُروش است که خزان ندارد این عشق ؛ شده همچو تازیانه ‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌