9.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گر عقل پشت حرف دل، اما نمیگذاشت
تردید پا به خلوت دنیا نمیگذاشت
از خیر هست و نیست دنیا به شوق دوست
میشد گذشت... وسوسه اما نمیگذاشت
این قدر اگر معطل پرسش نمیشدم
شاید قطار عشق مرا جا نمیگذاشت
دنیا مرا فروخت ولی کاش دستکم
چون بردگان مرا به تماشا نمیگذاشت
شاید اگر تو نیز به دریا نمیزدی
هرگز به این جزیره کسی پا نمیگذاشت
گر عقل در جدال جنون، مرد جنگ بود
ما را در این مبارزه تنها نمیگذاشت
ای دل بگو به عقل که دشمن هم این چنین
در خون مرا به حال خودم وا نمیگذاشت
ما داغدار بوسهی وصلیم چون دو شمع
ای کاش عشق سر به سر ما نمیگذاشت
#فاضل_نظری
آرزو کن که نبینی شب طوفانی را
کشتیِ گم شده در موج پریشانی را
مثل آیینه نباش ای دل اگر خرد شدی!
صد برابر نکن احساس پشیمانی را
عقل یک عمر به ما درس فضیلت می داد
عشق آموخت به ما لذت نادانی را
من که چون خنده ی دیوار، ترک خورده دلم
از که مخفی بکنم این غم پنهانی را؟
عشق تو سیب خرابی ست که می اندازد
در دل جمعیتی فتنه ی شیطانی را
این همه صنعت شعری که چکامیده تو را
بر سر دجله به هم ریخته خاقانی را
چشمت آیینه ی پاکی ست که می انگارد
به رواق دل من شوق غزلخوانی را
دلم آسیمه ی هجران تو بود و وصلت
تنگ تر کرد بر او عرصه ی حیرانی را
#محمد_مهدی_نورقربانی
تا زمانی که رسیدن به تو امکان دارد
زندگی درد قشنگیست که جریان دارد
زندگی درد قشنگیست ، بجز شب هایش!
که بدون تو فقط خواب پریشان دارد
یک نفر نیست تو را قسمت من گرداند?!
کار خیر است اگر این شهر مسلمان دارد !
خواب بد دیده ام ای کاش خدا خیر کند
خواب دیدم که تو رفتی، بدنم جان دارد!
شیخ و من هر دو طلبکار بهشتیم ولی
من به تو ، او به نماز خودش ایمان دارد
اینکه یک روز مهندس برود در پی شعر
سر و سریست که با موی پریشان دارد
"من از آن روز که در بند توأم" فهمیدم
زندگی درد قشنگیست که جریان دارد
#علی_صفری
روز اول که تو رو دیدم و عاشقت شدم
قید تموم عالمو من واسه خاطرت زدم
از خیلیا گذشتم و خط کشیدم رو اسمشون
توی دلم از اونا من نذاشتم حتی یک نشون
رنگ قشنگ عشقتو به خونه ی دلم زدم
خوردم قسم که قلبمو به هیشکی جز خودت ندم
گفتم همیشه با توم هر لحظه و تو هر نفس
با من بمون تموم عمر تنها فقط همین و بس
هرچی که خواستی واسه تو انجام دادم بی قد و شرط
هیچی نتونست بکنه از عشق تو فکرمو پرت
اما تو نارو زدی و گفتی منو دوس نداری
تو راه عشق و عاشقی پاتو با من نمیذاری
گفتی من اونی نبوده م که دنبالش میگشتی تو
خسته شدی از عشقم و حسی به من نداشتی تو
تو خط زدی تموم اون برگای خاطراتتو
گرفتی از نگاه من بی رحمانه نگاهتو
باشه برو ولی بدون نمیگذرم از کار تو
یه روز تلافیش میکنم پاییز میشه بهار تو
#رضا_کزازی
6.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یاد آن روز بخیر این همه دیوار نبود
این چنین بر دل ما گرد غم یار نبود
چشم بیواسطه آن روز خدا را می دید
حیف شد چشم دلم لایق دیدار نبود
می شكستیم پل فاصله را با هر گام
بین ما و شـهدا فاصله بسیار نبود
داغ دل بود و غم جـاری ایام ولـی
روی پیشانی دل این همه زنگار نبود
كاش می ریخت تمامیت این فاصله ها
كاش بین من و دل این همه دیوار نبود
#عبدالرحیم_سعیدی_راد