eitaa logo
مجله ادبــــسـتان
173 دنبال‌کننده
383 عکس
167 ویدیو
4 فایل
محفلی برای خوب شدن حال دلمون، خیلی دوست دارم در این مسیر با من همدل و همراه باشید
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
آن خالقي که بر تن بي روح جان دهد        مهر تو رايگان به دل خاکيان دهد   شخص کريم، جودِ بلاشرط مي کند آري خدا هر آنچه دهد رايگان دهد   هر نعمتي که داد خدا، بي سوال داد        وصل تو را که خواسته ام بي گمان دهد   از خلقت تو خواست خداوند لامکان   ما را کنار رحمت عامش مکان دهد   گر جان دهم به يک نگهت سود با من است       کالاي خويش را که بدين حد گران دهد؟   بي امتحان مرا به غلامي قبول کن   رسوا شوم اگر دل من امتحان دهد   دارم اميد لطف تو گيرد چو دست من         دامان پر ز گرد گناهم تکان دهد   می خواست گر خدای که نبخشد گناه ما ما را چرا امام چنين مهربان دهد؟   آن پرچمي که بر سر بام حريم توست       راه بهشت را به محبان نشان دهد   قلب"حسان" به ياد تو از غصه فارغ است   در انتظار اين که به پاي تو جان دهد   روز جزا که در صف قرآن و عترتيم              ما را امام ثامن ضامن امان دهد (حسان)
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
مقیّد بود اول و آخر ماه را... مشهد باشد! مى‌گفت: اگر جسم با دو روز حمام نرفتن بو مى‌گيرد... ، با يك نيت بد... سياه و كدر مى‌شود! بیشتر به امام رضا پناه مى‌بُرد. از او شنیده بودیم: زيارت مثل است! و با اين نياز... می‌رفت! در یکی از سفرها... يكى از مريدان مشهدى گفته بود: منزل ما(که در خیابان نخریسی است) خالى است! تشریف ببرید آن‌جا. گفته بود: دور است! من جايى دور و بر مى‌خواهم! پرسيدند: چرا اين‌قدر نزديك؟! گفت: آلوده‌ها... لب حوض مى‌نشينند! آن قدر يقين به رافت و... دستِ گشايش‌گرِ امام داشت... كه وقتى نیازمندی... نزديكى حرم چیزی از او خواست... با آن همه دست و دل‌بازى... محل نمی‌گذاشت و... بی‌اعتنايى می‌کرد! وقتى اصرار او را می‌دید... می‌فرمود: بى‌سليقه‌! آدم در كنار دريا... از يك پيت حلبى آب نمى‌خواهد! برگرفته از زندگی استاد (مشهور به ) ...