آن خالقي که بر تن بي روح جان دهد
مهر تو رايگان به دل خاکيان دهد
شخص کريم، جودِ بلاشرط مي کند
آري خدا هر آنچه دهد رايگان دهد
هر نعمتي که داد خدا، بي سوال داد
وصل تو را که خواسته ام بي گمان دهد
از خلقت تو خواست خداوند لامکان
ما را کنار رحمت عامش مکان دهد
گر جان دهم به يک نگهت سود با من است
کالاي خويش را که بدين حد گران دهد؟
بي امتحان مرا به غلامي قبول کن
رسوا شوم اگر دل من امتحان دهد
دارم اميد لطف تو گيرد چو دست من
دامان پر ز گرد گناهم تکان دهد
می خواست گر خدای که نبخشد گناه ما
ما را چرا امام چنين مهربان دهد؟
آن پرچمي که بر سر بام حريم توست
راه بهشت را به محبان نشان دهد
قلب"حسان" به ياد تو از غصه فارغ است
در انتظار اين که به پاي تو جان دهد
روز جزا که در صف قرآن و عترتيم
ما را امام ثامن ضامن امان دهد
#حبیب_الله_چایچیان (حسان)
مقیّد بود اول و آخر ماه را...
مشهد باشد!
مىگفت:
اگر جسم با دو روز حمام نرفتن بو مىگيرد...
#روح، با يك نيت بد...
سياه و كدر مىشود!
بیشتر به امام رضا پناه مىبُرد.
از او شنیده بودیم:
زيارت #امام_رضا مثل #حمام است!
و با اين نياز...
#زیارت میرفت!
در یکی از سفرها...
يكى از مريدان مشهدى گفته بود:
منزل ما(که در خیابان نخریسی است)
خالى است!
تشریف ببرید آنجا.
گفته بود: دور است!
من جايى دور و بر #حرم مىخواهم!
پرسيدند:
چرا اينقدر نزديك؟!
گفت: آلودهها...
لب حوض مىنشينند!
آن قدر يقين به رافت و...
دستِ گشايشگرِ امام داشت...
كه وقتى نیازمندی...
نزديكى حرم چیزی از او خواست...
با آن همه دست و دلبازى...
محل نمیگذاشت و...
بیاعتنايى میکرد!
وقتى اصرار او را میدید...
میفرمود:
بىسليقه!
آدم در كنار دريا...
از يك پيت حلبى آب نمىخواهد!
برگرفته از زندگی استاد #علی_صفایی_حائری
(مشهور به #عین_صاد)
...
باید غبار صحن تو را طوطیا کنند
« آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند»
هو هوی باد نیست که پیچیده در رواق
خیل ملائکند رضا یا رضا کنند
بازار عاشقان تو از بس شلوغ شد
ما شاعرت شدیم که مارا سوا کنند
«هر گز نمیرد آنکه دلش» جلد مشهد است
حتی اگر که بال و پرش را جدا کنند
هر کس به مشهد آمد و حاجت گرفت و رفت
او را به درد کرببلا مبتلا کنند
دردی عظیم و سخت که آن درد را فقط
با یک نگاه گوشه ی چشمت دوا کنند
از آن حریم قدسی ات آقای مهربان
«آیا شود که گوشه ی چشمی به ما کنند»
#سید_حسن_رستگار